تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
عطار نیشابوری : باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم
شماره ۱۶ - ای آن که بکلّی دل و جان داده نهای
عطار نیشابوری : باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم
شماره ۱۷ - هر دل که نه در زمانه روز افزون شد
عطار نیشابوری : باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم
شماره ۱۸ - هر انجمنی، در انجمن ماندهاند
عطار نیشابوری : باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم
شماره ۱۹ - قومی که زمین به یک زمان بگرفتند
عطار نیشابوری : باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم
شماره ۲۰ - با قوّت پیل، مور میباید بود
عطار نیشابوری : باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم
شماره ۲۱ - با اهل، توان قصد معانی کردن
عطار نیشابوری : باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم
شماره ۲۲ - من، توبهٔ عامی، به گناهی نخرم
عطار نیشابوری : باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم
شماره ۲۳ - هرکو سخنی شنود، یکبار، از من
عطار نیشابوری : باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن
شماره ۱ - خواهی که ز پرده محرم آیی بیرون،
عطار نیشابوری : باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن
شماره ۲ - تدبیر تو چیست بغض با حب کردن
عطار نیشابوری : باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن
شماره ۳ - تو خسته نهیی ز عشق، ور خستهئییی
عطار نیشابوری : باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن
شماره ۴ - تا کی هنر خویش پدیدار کنی
عطار نیشابوری : باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن
شماره ۵ - بد چند کنی کار نکو کن، بنشین
عطار نیشابوری : باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن
شماره ۶ - تا بر ره خلق مینشینی ای دل
عطار نیشابوری : باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن
شماره ۷ - ای دل هر دم غمی دگرگون میخور
عطار نیشابوری : باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن
شماره ۸ - چون درد ترا تا به ابد درمان نیست
عطار نیشابوری : باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن
شماره ۹ - ای دل همه چارهٔ تو بیچارگی است
عطار نیشابوری : باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن
شماره ۱۰ - زین شیوه که اکنون دل دیوانه گرفت
عطار نیشابوری : باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن
شماره ۱۱ - جانا دل من خویش به دریا انداخت
عطار نیشابوری : باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن
شماره ۱۲ - اوّل دل من بر سر غوغا بنشست