تعداد ۱۲۸۲۹ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۵۰۵ - خرقه بر دوشان از فرزند و زن بگسیخته
خرقه بر دوشان از فرزند و زن بگسیخته
شوره پشتانند از بار گران بگریخته
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۵۱۰ - چند غم از دل به اشک لاله گون شوید کسی؟
چند غم از دل به اشک لاله گون شوید کسی؟
تا به کی از ساده لوحی خون به خون شوید کسی؟
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۵۱۱ - ای ز خاک افتادگان کاکلت سنبل یکی
ای ز خاک افتادگان کاکلت سنبل یکی
از هواداران رخسارت نسیم گل یکی
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۵۱۲ - قد رعنای ترا تا دید، از شرمندگی
قد رعنای ترا تا دید، از شرمندگی
قمریان را سرو شد سوهان طوق بندگی
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۵۱۳ - خون تاک از شوق می جوشد اگر ساغرزنی
خون تاک از شوق می جوشد اگر ساغرزنی
غنچه شادی مرگ می گردد اگر بر سر زنی
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۵۱۴ - این که زاهد کرد پهلوی خود از دنیا تهی
این که زاهد کرد پهلوی خود از دنیا تهی
کاش در پای گلی می کرد یک مینا تهی
صائب تبریزی : ابیات منتسب
شماره ۱ - از حباب آموز همت را که با صد احتیاج
از حباب آموز همت را که با صد احتیاج
خالی از دریا برون آرد سبوی خویش را
صائب تبریزی : ابیات منتسب
شماره ۲ - خضر نتواند به آب زندگی از ما خرید
خضر نتواند به آب زندگی از ما خرید
منصب میرابی سرچشمه آیینه را
صائب تبریزی : ابیات منتسب
شماره ۸ - باغبان بیرون کن این گستاخ بادآورده را
باغبان بیرون کن این گستاخ بادآورده را
خوش نمی آید به گل این هایهای عندلیب
صائب تبریزی : ابیات منتسب
شماره ۹ - عیش در زیر فلک با خاکساران مشکل است
عیش در زیر فلک با خاکساران مشکل است
شهد نتوان در میان خانه ی زنبور ریخت
صائب تبریزی : ابیات منتسب
شماره ۱۰ - روز محشر سرخ رویی از خدا دارم امید
روز محشر سرخ رویی از خدا دارم امید
نامه اعمال من صائب به مهر کربلاست
صائب تبریزی : ابیات منتسب
شماره ۱۱ - گرچه دست سرو کوتاه است از دامان گل
گرچه دست سرو کوتاه است از دامان گل
سرو بالایی که ما داریم سر تا پا گل است
صائب تبریزی : ابیات منتسب
شماره ۱۳ - از رمیدن ها خیال چشم آن وحشی غزال
از رمیدن ها خیال چشم آن وحشی غزال
سینه‌ی تنگ مرا دامان محشر کرده است
صائب تبریزی : ابیات منتسب
شماره ۱۴ - نیست هر چند از لباس گل جدایی رنگ را
نیست هر چند از لباس گل جدایی رنگ را
جامه‌ی گلرنگ بر اندام او زیبنده است
صائب تبریزی : ابیات منتسب
شماره ۱۵ - چشم خود را داده بود از آب حیوان خضر آب
چشم خود را داده بود از آب حیوان خضر آب
تا غرور آیینه را از دست اسکندر گرفت
صائب تبریزی : ابیات منتسب
شماره ۲۷ - آرزوی بوسه شسته است از دلم پیغام تلخ
آرزوی بوسه شسته است از دلم پیغام تلخ
زان قناعت کرده ام از بوسه با دشنام تلخ
صائب تبریزی : ابیات منتسب
شماره ۲۸ - از نظر رفتی به راهت چشم حیران باز ماند
از نظر رفتی به راهت چشم حیران باز ماند
آنقدر مرغ نگه پر زد که از پرواز ماند
صائب تبریزی : ابیات منتسب
شماره ۲۹ - تخم نیکی را زمین پاک، اکسیر بقاست
تخم نیکی را زمین پاک، اکسیر بقاست
قطره آبی که نوشد تیغ، جوهر می شود
صائب تبریزی : ابیات منتسب
شماره ۳۰ - سهل باشد بند کردن ناخنی در بیستون
سهل باشد بند کردن ناخنی در بیستون
پیش برق تیشه من کوه میدان می دهد
صائب تبریزی : ابیات منتسب
شماره ۴۷ - با بد و نیک جهان در دشمنی یکرو مکن
با بد و نیک جهان در دشمنی یکرو مکن
تیغ چون خورشید تابان بر همه عالم مکش