تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
عطار نیشابوری : باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن
شماره ۱۳ - در راه تعب ترک طرب باید کرد
در راه تعب ترک طرب باید کرد
وین نفس پلید را ادب باید کرد
ور در طلبی دریغ نیست ازگفتار
چندانکه ببایدت طلب باید کرد
عطار نیشابوری : باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن
شماره ۱۴ - درعالم مرگ زندگانی دور است
درعالم مرگ زندگانی دور است
در رنج جهان گنج معانی دور است
خوش باش که دور مرگ نزدیک رسید
ناکامی کش که کامرانی دور است
عطار نیشابوری : باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن
شماره ۱۵ - مردی چه بود رند و مقامر بودن
مردی چه بود رند و مقامر بودن
آزاد ز اول و ز آخر بودن
یکرنگ به باطن و به ظاهر بودن
نظّارگی و خموش و صابر بودن
عطار نیشابوری : باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن
شماره ۱۶ - از جزو به سوی کل سفر باید کرد
از جزو به سوی کل سفر باید کرد
وز کل به کل نیز گذر باید کرد
چون هر کل و هر جزو بدیدی و شدی
آنگاه به کلِّ کل نظر باید کرد
عطار نیشابوری : باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن
شماره ۱۷ - هر پرده که بند پرده در خواهد خاست
هر پرده که بند پرده در خواهد خاست
این پرده مثال آن دگر خواهد خاست
در پیش تو صد هزار پردهست نهان
مشتاب که پرده پرده در خواهد خاست
عطار نیشابوری : باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن
شماره ۱۸ - گر دریائی ز شور بنشانندت
گر دریائی ز شور بنشانندت
ور تیز تکی چو مور بنشانندت
بنشین که ز خاستن نخیزد چیزی
ور ننشینی به زور بنشانندت
عطار نیشابوری : باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن
شماره ۱۹ - تا کی باشی چو آسمان در تک و تاز
تا کی باشی چو آسمان در تک و تاز
در زیر قدم شو چو زمین پستِ نیاز
گر صبر کنی، صبر، کند کار تو راست
ور نه پس و پیش میدو و کژ میباز
عطار نیشابوری : باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن
شماره ۲۰ - گر همچو فلک سالک پیوسته شوی
گر همچو فلک سالک پیوسته شوی
آخر چو زمینِ پست بنشسته شوی
ای بس که دویدم من و عشقش میگفت:
آهسته ترک که زود آهسته شوی!
عطار نیشابوری : باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن
شماره ۲۱ - هر روز مرا غمی دگر پیش آید
هر روز مرا غمی دگر پیش آید
کان غم ز غم همه جهان بیش آید
گر دل به چنین صبر نه درویش آید
تسلیم کند آخر و با خویش آید
عطار نیشابوری : باب هفدهم: در بیان خاصیت خموشی گزیدن
شماره ۱ - ذوق شکر از چشیدن آمد حاصل
ذوق شکر از چشیدن آمد حاصل
بحثی که نه از شنیدن آمد حاصل
آنرا که به جانان سر موئی پیوست
جاوید زبان بریدن آمد حاصل
عطار نیشابوری : باب هفدهم: در بیان خاصیت خموشی گزیدن
شماره ۲ - فرّخ دل آن که مُرد حیران و نگفت
فرّخ دل آن که مُرد حیران و نگفت
صد واقعه داشت، کرد پنهان و نگفت
دردِ تو نگاه داشت در جان و نگفت
اندوه تو کرد ورد پایان و نگفت
عطار نیشابوری : باب هفدهم: در بیان خاصیت خموشی گزیدن
شماره ۳ - خود را به طریق چاره میباید کرد
خود را به طریق چاره میباید کرد
وز خلق جهان کناره میباید کرد
هم دل پر خون خموش میباید بود
هم لب بر هم نظاره میباید کرد
عطار نیشابوری : باب هفدهم: در بیان خاصیت خموشی گزیدن
شماره ۴ - امروز دلی سخن نیوش اولیتر
امروز دلی سخن نیوش اولیتر
در ماتم خود سیاه پوش اولیتر
چون هم نفس و همدم و همدرد نماند
دوران خموشیست خموش اولیتر
عطار نیشابوری : باب هفدهم: در بیان خاصیت خموشی گزیدن
شماره ۵ - ای دل چو شراب معرفت کردی نوش
ای دل چو شراب معرفت کردی نوش
لب بر هم نه سِرِّ الاهی مفروش
در هر سخنی چو چشمهٔ کوه مجوش
دریا گردی گر بنشینی خاموش
عطار نیشابوری : باب هفدهم: در بیان خاصیت خموشی گزیدن
شماره ۶ - تا چند زنی ای دلِ برخاسته جوش
تا چند زنی ای دلِ برخاسته جوش
در پردهٔ خون نشین و خونی مینوش
بگشای نظر ببین که یک یک ذرّه
چون میگریند و جمله بنشسته خموش
عطار نیشابوری : باب هفدهم: در بیان خاصیت خموشی گزیدن
شماره ۷ - تا چشم ز دیدارِ جهان در بستیم
تا چشم ز دیدارِ جهان در بستیم
وز بهرِ گریختن میان دربستیم
خوردیم غمِ عشق و فغان دربستیم
چون اهل ندیدیم زبان دربستیم
عطار نیشابوری : باب هفدهم: در بیان خاصیت خموشی گزیدن
شماره ۸ - ای دل شب و روز چند جوشی، بنشین
ای دل شب و روز چند جوشی، بنشین
تا چند چخی و چند کوشی، بنشین
چون راز تو در گفت نخواهد آمد
در قعر دلت بِهّ ار بپوشی، بنشین
عطار نیشابوری : باب هفدهم: در بیان خاصیت خموشی گزیدن
شماره ۹ - تا کی زنی ای دل خسته جوش
تا کی زنی ای دل خسته جوش
در پردهٔ خود نشین و خونی مفروش
بگشای نظر ببین که یک یک ذرّه
خون میگریند جمله بنشسته خموش
عطار نیشابوری : باب هفدهم: در بیان خاصیت خموشی گزیدن
شماره ۱۰ - ای دل به سخن مگرد در خون پس ازین
ای دل به سخن مگرد در خون پس ازین
از نطق مرو ز خویش بیرون پس ازین
عمریست که تا زبانی از سر تا پای
وقتست که گوش گردی اکنون پس ازین
عطار نیشابوری : باب هفدهم: در بیان خاصیت خموشی گزیدن
شماره ۱۱ - گر بحرنهای، ز جوش بنشین آخر
گر بحرنهای، ز جوش بنشین آخر
بی مشغله و خروش بنشین آخر
گر نام و نشان خویش گویی برگو
ور وقت آمد خوشی بنشین آخر