تعداد ۱۳۳۰۹ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۴۰ - چه شیرینی است با لبهای آن شیرین پسر یارب
چه شیرینی است با لبهای آن شیرین پسر یارب
که پیغام زبانی را کند مکتوب سربسته!
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۴۵ - ازان رخسار حیرت آفرین تا پرده واکردی
ازان رخسار حیرت آفرین تا پرده واکردی
مرا چون دیده قربانیان بی مدعا کردی
به خون آغشته نتوان دید آن لبهای نازک را
وگرنه با تو می گفتم چها گفتی، چها کردی
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۴۶ - ندارد حسن خط چون من غلام حلقه در گوشی
ندارد حسن خط چون من غلام حلقه در گوشی
ندارد صفحه دوران چو من عاشق بناگوشی
مرا در قلزمی شور محبت می دهد جولان
که باشد آسمان آنجا حباب خانه بر دوشی
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۴۷ - دل هر کس که از خورشید ایمان گشت نورانی
دل هر کس که از خورشید ایمان گشت نورانی
بود از اشک دایم کار چشمش سبحه گردانی
ز غفلت مگذران بی گریه ایام محرم را
که ده روزست سالی موسم این دانه افشانی
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۶۱ - محبت چون کند زورآزمایی
محبت چون کند زورآزمایی
شکست آرد به قلب مومیایی
به رنگ و بو مناز ای گل که دارد
خزان در آستین دست حنایی
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۶۲ - مرا چون نیست طالع ز آشنایی
مرا چون نیست طالع ز آشنایی
همان بهتر که سازم با جدایی
من و بیگانگی، کز خوش قماشی
ندارد پشت و رو چون آشنایی
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۸۲ - مگر ذوق خودآرایی براندازد نقابش را
مگر ذوق خودآرایی براندازد نقابش را
وگرنه عشق مسکین چه دارد رونمای او؟
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۸۳ - قیامت را به رفتار آورد سرو روان تو
قیامت را به رفتار آورد سرو روان تو
زند مهر خموشی بر لب عیسی زبان تو
صبا را منع می کردم ز گلزارت، چه دانستم
که زیر دست صد گلچین برآید گلستان تو
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۵۳ - به همواری توان بردن سبق از همرهان اینجا
به همواری توان بردن سبق از همرهان اینجا
به خودداری توان افتاد پیش از کاروان اینجا
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۵۴ - به احسان همتم می کرد قارون اهل دنیا را
به احسان همتم می کرد قارون اهل دنیا را
اگر می بود ممکن خرج کردن دخل بی جا را!
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۵۵ - تمنای تو دارد در کشاکش آسمان ها را
تمنای تو دارد در کشاکش آسمان ها را
هدف خمیازه آغوش می سازد کمان ها را
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۵۶ - ز بدگویان امان خواهی، ز غیبت پاک کن لب را
ز بدگویان امان خواهی، ز غیبت پاک کن لب را
به از ترک گزیدن نیست افسون مارو عقرب را
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۵۷ - ز خط اندیشه نبود چهره آن سرو قامت را
ز خط اندیشه نبود چهره آن سرو قامت را
نمی پوشد حجاب ابر خورشید قیامت را
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۵۸ - کجا اندیشه عقباست عقل ذوفنونت را؟
کجا اندیشه عقباست عقل ذوفنونت را؟
که دارد فکر نان و جامه بیرون و درونت را
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۵۹ - کند هر جا پریشان باد زلف مشکبارش را
کند هر جا پریشان باد زلف مشکبارش را
نقاب روی عنبر می کند خجلت بهارش را
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۶۰ - توجه نیست با دلهای سنگین عشق سرکش را
توجه نیست با دلهای سنگین عشق سرکش را
نمی باشد به هم آمیزشی یاقوت و آتش را
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۶۱ - به گلشن چون روی، بنما به گل چاک گریبان را
به گلشن چون روی، بنما به گل چاک گریبان را
در باغ نوی بگشای بر رو عندلیبان را
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۶۲ - نلرزد چون دل از دهشت چو برگ بیدپیران را؟
نلرزد چون دل از دهشت چو برگ بیدپیران را؟
که عینک هست میزان قیامت دوربینان را
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۶۳ - به آسانی شود دلها مسخر گوشه گیران را
به آسانی شود دلها مسخر گوشه گیران را
ید طولاست در صید مگس ها عندلیبان را
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۶۴ - کشید آن سنگدل از دست من زلف پریشان را
کشید آن سنگدل از دست من زلف پریشان را
که سازد کعبه در ایام موسم جمع دامان را