عبارات مورد جستجو در ۲۵۹۸۰ گوهر پیدا شد:
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۹۹ - بگریختم از عشق تو ای سیمین تن
بگریختم از عشق تو ای سیمین تن
باشد که زغم باز رهم مسکین من
عشق آمد واز نیم رهم باز آورد
مانندهٔ خونیان رسن در گردن
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۲۸ - عشق آن صفتی نیست که بتوان گفتن
عشق آن صفتی نیست که بتوان گفتن
وین در به سر الماس نشاید سفتن
سوداست که می‌پزیم والله که عشق
بکر آمد و بکر هم بخواهد رفتن
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۳۰ - تا لعل تو دلفروز خواهد بودن
تا لعل تو دلفروز خواهد بودن
کارم همه آه و سوز خواهد بودن
گفتی که به خانهٔ تو آیم روزی
آن روز کدام روز خواهد بودن
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۳۱ - سهلست مرا بر سر خنجر بودن
سهلست مرا بر سر خنجر بودن
یا بهر مراد خویش بی سر بودن
تو آمده‌ای که کافری را بکشی
غازی چو تویی خوشست کافر بودن
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۴۷ - عاشق من و دیوانه من و شیدا من
عاشق من و دیوانه من و شیدا من
شهره من و افسانه من و رسوا من
کافر من و بت پرست من ترسا من
اینها من و صد بار بتر زینها من
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۴۹ - ای عشق تو مایهٔ جنون دل من
ای عشق تو مایهٔ جنون دل من
حسن رخ تو ریخته خون دل من
من دانم و دل که در وصالت چونم
کس را چه خبر ز اندرون دل من
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۵۲ - بختی نه که با دوست در آمیزم من
بختی نه که با دوست در آمیزم من
صبری نه که از عشق بپرهیزم من
دستی نه که با قضا در آویزم من
پایی نه که از دست تو بگریزم من
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۵۴ - ای گشته سراسیمه به دریای تو من
ای گشته سراسیمه به دریای تو من
وی از تو و خود گم شده در رای تو من
من در تو کجا رسم که در ذات و صفات
پنهانی من تویی و پیدای تو من
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۷۱ - ای آینه را داده جلا صورت تو
ای آینه را داده جلا صورت تو
یک آینه کس ندید بی صورت تو
نی نی که ز لطف در همه آینه‌ها
خود آمده‌ای به دیدن صورت تو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۸۷ - ای در دل و جان صورت و معنی همه تو
ای در دل و جان صورت و معنی همه تو
مقصود همه زدین و دنیی همه تو
هم با همه همدمی و هم بی همه تو
ای با همه تو بی همه تو نی همه تو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۹۴ - عشقست که شیر نر زبون آید ازو
عشقست که شیر نر زبون آید ازو
از هر چه گمان بری فزون آید ازو
گه دشمنیی کند که مهر افزاید
گه دوستیی که بوی خون آید ازو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۹۶ - سودای سر بی سر و سامان یک سو
سودای سر بی سر و سامان یک سو
بی مهری چرخ و دور گردان یکسو
اندیشهٔ خاطر پریشان یک سو
اینها همه یک سو غم جانان یکسو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۰۸ - جز وصل تو دل به هر چه بستم توبه
جز وصل تو دل به هر چه بستم توبه
بی یاد تو هر جا که نشستم توبه
در حضرت تو توبه شکستم صدبار
زین توبه که صد بار شکستم توبه
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۲۸ - ای غم که حجاب صبر بشکافته‌ای
ای غم که حجاب صبر بشکافته‌ای
بی تابی من دیده و برتافته‌ای
شب تیره و یار دور و کس مونس نه
ای هجر بکش که بی‌کسم یافته‌ای
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۲۹ - من کیستم از خویش به تنگ آمده‌ای
من کیستم از خویش به تنگ آمده‌ای
دیوانهٔ با خرد به جنگ آمده‌ای
دوشینه به کوی دوست از رشکم سوخت
نالیدن پای دل به سنگ آمده‌ای
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۳۴ - زلفت سیمست و مشک را کان گشتی
زلفت سیمست و مشک را کان گشتی
از بسکه بجستی تو همه آن گشتی
ای آتش تا سرد بدی سوختیم
ای وای از آن روز که سوزان گشتی
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۴۱ - عشقم دادی زاهل دردم کردی
عشقم دادی زاهل دردم کردی
از دانش و هوش و عقل فردم کردی
سجاده نشین با وقاری بودم
میخواره و رند و هرزه گردم کردی
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۶۲ - ای در سر هر کس از خیالت هوسی
ای در سر هر کس از خیالت هوسی
بی یاد تو برنیاید از من نفسی
مفروش مرا به هیچ و آزاد مکن
من خواجه یکی دارم و تو بنده بسی
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۶۵ - گه شانه کش طرهٔ لیلا باشی
گه شانه کش طرهٔ لیلا باشی
گه در سر مجنون همه سودا باشی
گه آینهٔ جمال یوسف گردی
گه آتش خرمن زلیخا باشی
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۷۲ - ای از تو به باغ هر گلی را رنگی
ای از تو به باغ هر گلی را رنگی
هر مرغی را زشوق تو آهنگی
با کوه زاندوه تو رمزی گفتم
برخاست صدای ناله از هر سنگی