تعداد ۸۴۹۰ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۱ - راه پر خوف و اجل در پی و، منزل دور است
راه پر خوف و اجل در پی و، منزل دور است
مژه برهم زدنی خواب گرانست اینجا
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۸ - ای که غافل نشوی یک نفس از یاد جهان
ای که غافل نشوی یک نفس از یاد جهان
عنقریب است که کرده است فراموش ترا!
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۲۴ - هرکجا جلوه دهد شوخی او یکران را
هرکجا جلوه دهد شوخی او یکران را
مفت چشمی است که سقا شود آن میدان را
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۴۱ - ورق مشق شد از یاد خطت سینه ما
ورق مشق شد از یاد خطت سینه ما
طبق لعل شد از عکس تو آیینه ما
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۵۷ - زیبد آن را درو درگاه، که از همت جود
زیبد آن را درو درگاه، که از همت جود
طاق دلهای گدایان بدرش طاقنماست
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۶۰ - ناصح آزار زبانی اگرم کرد، بجاست
ناصح آزار زبانی اگرم کرد، بجاست
گر کند شمع ز مقراض شکایت بیجاست
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۶۱ - راستان را، ز نهاد کج دوران چه زیان؟
راستان را، ز نهاد کج دوران چه زیان؟
زآنکه در کوزه کج آب نه استد جز راست
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۶۲ - حشمت و کوکبه از شاه و، فراغت ز گداست
حشمت و کوکبه از شاه و، فراغت ز گداست
چتر طاووس دهد جلوه و، شاهی ز هماست
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۶۴ - گوشمالی ز فلک، گوش ترا به ز در است
گوشمالی ز فلک، گوش ترا به ز در است
صفحه سیلی استاد از این نکته پر است
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۶۵ - چکند پیش فروغ رخ آن ماه، نقاب
چکند پیش فروغ رخ آن ماه، نقاب
پرده دیده کجا مانع نور نظر است؟!
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۷۳ - آهم از تاب گل روی تو، آتش فام است
آهم از تاب گل روی تو، آتش فام است
ناله ام، چون نفس سوخته بی آرام است
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۷۴ - خوشدلی کسی بجهان کار خردمندان است؟
خوشدلی کسی بجهان کار خردمندان است؟
پسته با مغز ندانم که چرا خندان است؟!
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۷۹ - زر چو شد جمع، ز خود حادثه بر می آرد
زر چو شد جمع، ز خود حادثه بر می آرد
آتش خرمن گل، بر سر هم ریختن است!
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۸۱ - تا خیال رخ او، شمع شب افروز من است
تا خیال رخ او، شمع شب افروز من است
مهر تابان، عرق ناصیه روز من است
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۸۲ - بسکه در خانه غیرش نتوانم دیدن
بسکه در خانه غیرش نتوانم دیدن
به گمان رفتن او، ناوک دلدوز من است
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۹۲ - خنک آنکس، که از این مرحله چون آب روان
خنک آنکس، که از این مرحله چون آب روان
آنچنان شد، که غباری بدل کس ننشست
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۱۰۷ - محض دنیا شده، با سعی ز دنیا نگذشت!
محض دنیا شده، با سعی ز دنیا نگذشت!
موج هرچند شنا کرد، ز دریا نگذشت!
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۱۰۹ - آنچنان از نگهم سر ز حیا پیش افگند
آنچنان از نگهم سر ز حیا پیش افگند
که توان از گل قالی عرق شرم گرفت!
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۱۲۴ - عالمی پر شده از پرتو خورشید رخش
عالمی پر شده از پرتو خورشید رخش
شرم او باز زما چشم رمیدن دارد
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۱۳۲ - کشتی ام بسکه کند موج صفت رم ز کنار
کشتی ام بسکه کند موج صفت رم ز کنار
ترسم آخر بکنار دگرم اندازد!