تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
فیض کاشانی : رباعیات
رباعی ۸ - سر خاک شد و نقش خیال تو نرفت
سر خاک شد و نقش خیال تو نرفت
خون گشت دل و شوق وصال تو نرفت
هر چند ز هجران تو زنگار گرفت
ز آینهٔ دل عکس جمال تو نرفت
فیض کاشانی : رباعیات
رباعی ۹ - تن را بگذار تا شوم من جانت
تن را بگذار تا شوم من جانت
جان درباز تا شوم جانانت
از پای درآی تا بگیرم دستت
با درد بساز تا شوم درمانت
فیض کاشانی : رباعیات
رباعی ۱۰ - ای فیض بسی موعظه گفتی به عبث
ای فیض بسی موعظه گفتی به عبث
در گوش نکردی در و سفتی به عبث
نوری به دل کسی نمی‌بینم من
بس خانهٔ تاریک که رفتی به عبث!
فیض کاشانی : رباعیات
رباعی ۱۱ - جان را در اشک شست و شو باید کرد
جان را در اشک شست و شو باید کرد
دل را از غیر رفت و رو باید کرد
چون پاک شود و جودش از آلایش
آنگه جان را نثار او باید کرد
فیض کاشانی : رباعیات
رباعی ۱۲ - با وصل تو دست در کمر نتوان کرد
با وصل تو دست در کمر نتوان کرد
با درد فراق هم به سر نتوان کرد
چون چارهٔ کار غیر بی‌تابی نیست
جز ناله و آه بی‌اثر نتوان کرد
فیض کاشانی : رباعیات
رباعی ۱۳ - ای خسته تو را آن سر کو میسازد
ای خسته تو را آن سر کو میسازد
زان لب دشنام رو برو میسازد
لب میدهدت شفا ز بیماری چشم
درد او را دوای او می‌سازد
فیض کاشانی : رباعیات
رباعی ۱۴ - این گلشن دهر عاقبت گلخن شد
این گلشن دهر عاقبت گلخن شد
هر دوست که بود جز خدا دشمن شد
جز مهر خدای هرچه در دل کشتم
حاصل اندوه و دانه صد خرمن شد
فیض کاشانی : رباعیات
رباعی ۱۵ - ایمان درست عشق کیشان دارند
ایمان درست عشق کیشان دارند
هرچند که ظاهری پریشان دارند
مفتاح حقایقی که میجوئی فیض
زیشان غافل مشو که ایشان دارند
فیض کاشانی : رباعیات
رباعی ۱۶ - شادم که غمت همره جان خواهد بود
شادم که غمت همره جان خواهد بود
عشقت با دل در آن جهان خواهد بود
هجران تو با کالبدم خواهد ماند
وصل تو حیات جاودان خواهد بود
فیض کاشانی : رباعیات
رباعی ۱۷ - دیدم دیدم که هر چه دیدم حق بود
دیدم دیدم که هر چه دیدم حق بود
دیدم دیدم که دید دیدم حق بود
دیدم دیدم که می شنیدم از حق
دیدم دیدم که آن شنیدم حق بود
فیض کاشانی : رباعیات
رباعی ۱۸ - با رب تو مرا به خواهش من مگذار
با رب تو مرا به خواهش من مگذار
جان را به هوای طاعت تن مگذار
جان صاف کش میکده ی تقدیس است
معتاد صفا بدردی من مگذار
فیض کاشانی : رباعیات
رباعی ۱۹ - در گوشهٔ انزوا خزیدن خوش تر
در گوشهٔ انزوا خزیدن خوش تر
پیوند ز غیر حق بریدن خوشتر
ای فیض مکن علاج گوشت ز نهار
کافسانه ی دهر ناشنیدن خوش تر
فیض کاشانی : رباعیات
رباعی ۲۰ - زین دار فنا پای کشیدن خوشتر
زین دار فنا پای کشیدن خوشتر
پیوند ز این و آن بریدن خوشتر
دل کردن از اندیشهٔ دنیا خالی
در عاقبت کار رسیدن خوشتر
فیض کاشانی : رباعیات
رباعی ۲۱ - یا رب تو مرا بکردهٔ زشت مگیر
یا رب تو مرا بکردهٔ زشت مگیر
از معصیتم بگذر و طاعت به پذیر
چون مهر تو و نبی و اولاد نبی
نزد تو شفاعتم کند دستم گیر
فیض کاشانی : رباعیات
رباعی ۲۲ - گه در غزلم سخن کشد جانب راز
گه در غزلم سخن کشد جانب راز
گاهی بقصیده میشود دور و دراز
نازم برباعی سخن کوته کن
تا باز شود بحرف لب بندد باز
فیض کاشانی : رباعیات
رباعی ۲۳ - ای فیض بیا دلی بدریا انداز
ای فیض بیا دلی بدریا انداز
زین پستی خویش را ببالا انداز
یعنی ز کمال هر چه اندوختهٔ
از سر بردار و بر ته پا انداز
فیض کاشانی : رباعیات
رباعی ۲۴ - خود را بمحیط خطر انداز و مترس
خود را بمحیط خطر انداز و مترس
سر در ره آن نگار در باز و مترس
بر سوختگان دست ندارد دوزخ
با آتش عشق دوست در ساز و مترس
فیض کاشانی : رباعیات
رباعی ۲۵ - مغرور بعلم خود مشو مست مباش
مغرور بعلم خود مشو مست مباش
نزد علما نیست شو و هست مباش
در حضرت دوستان حق پستی کن
نزد دشمن بلند شو پست مباش
فیض کاشانی : رباعیات
رباعی ۲۶ - از عشق مجاز گویمت چیست غرض
از عشق مجاز گویمت چیست غرض
زان چاشنی عشق حقیقیست غرض
از جلوهٔ حسن دوست در روی نکو
تعلیم طریق عشقبازیست غرض
فیض کاشانی : رباعیات
رباعی ۲۷ - با من بودی منت نمیدانستم
با من بودی منت نمیدانستم
تا من بودی منت نمیدانستم
رفتم چه من ار میان ترا دانستم
با من بودی منت نمیدانستم