تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۷۱ - تا چند بساط شادی و غم گیریم
تا چند بساط شادی و غم گیریم
راه و روش مردم عالم گیریم
کو زلف مشوشی که در هم پاشیم
کو شعلهٔ آتشی که در هم گیریم
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۷۲ - چون شعله به هیچ همدمی دم نزدیم
چون شعله به هیچ همدمی دم نزدیم
کز سوز دل آتشی به عٰالم نزدیم
داغ دل خود به هیچکس ننمودیم
کارایش روزگار بر هم نزدیم
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۷۳ - چون اهل ریا چو ربنا در گیریم
چون اهل ریا چو ربنا در گیریم
درویشی ما بسی که ساغر گیریم
گاهی دم خود بسالها، دربازیم
گاهی به دمی ملک سکندر گیریم
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۷۴ - صد شکر که آشفته سر و دستارم
صد شکر که آشفته سر و دستارم
بر گشته ز دوست خلوت و بازارم
حاصل که رسیده تا بجائی کارم
کزیاد رود اگر بیادش آرم
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۷۵ - ما ناب گلابیم، گل آلود نه‌ایم
ما ناب گلابیم، گل آلود نه‌ایم
یا همچو چراغ تیره در دود نه‌ایم
با اینهمه بود، غیر نابود نه‌ایم
در عین وجود هیچ موجود نه‌ایم
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۷۶ - یک کوچه شده‌است خلوت و بازارم
یک کوچه شده‌است خلوت و بازارم
یکسان گشته‌است اندک و بسیارم
یک ره گشتیم با دو عالم زان رو
یکرنگ شده است سبحه و زنارم
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۷۷ - بر سر چو کلاه عاشقی افرازم
بر سر چو کلاه عاشقی افرازم
سر بازیهـٰا تمام بازی سازم
یکذره غم درون، برون ار فکنم
غمهـٰای جهان تمام، شادی سازم
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۷۸ - ای یافته هر چه خواسته از یزدان
ای یافته هر چه خواسته از یزدان
اسکندر و مهدی و سلیمان زمان
ای آنکه ز شٰان، میر در گاه تو را
قیصر، قیصر خواند و خاقان، خاقان
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۷۹ - صد شکر که نیستم من از بی‌خبران
صد شکر که نیستم من از بی‌خبران
گه مست ز وصلم و گهی از هجران
دانشمندان تمام گریٰان بر من
خندان من دیوانه به دانشمندان
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۸۰ - نی در غم فرزند و زن و خویشم من
نی در غم فرزند و زن و خویشم من
نی خویش به قید مذهب و کیشم من
رفتم که حساب خود کنم هیچ نبود
شاید اگر از هیچ نیندیشم من
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۸۱ - ای تخت تجمل تو بر علیین
ای تخت تجمل تو بر علیین
افتاده ز جای آنچنان، جای چنین
نه راه پس و نه راه پیشت باشد
بگذار ز خجلت و فرو شو بزمین
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۸۲ - آنانکه جمال غیب دیدند همه
آنانکه جمال غیب دیدند همه
رفتند و به عیش آرمیدند همه
یک حرف ز مدعا نگفتند بکس
با آنگه به مدعی رسیدند همه
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۸۳ - لیلی خواهی به تربت مجنون شو
لیلی خواهی به تربت مجنون شو
لؤلؤ خواهی به لجه جیحون شو
گفتی که برون شوم بی‌معرفتی
با خود چه شوی، برو ز خود بیرون شو
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۸۴ - ای پادشه مملکت آگاهی
ای پادشه مملکت آگاهی
در زیر نگین تو را، ز مه تا ماهی
باختم رسل چسان رسالت شد ختم
ختم است چنان، بحضرت تو شاهی
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۸۵ - تا در ره دوست سر ز پا میدانی
تا در ره دوست سر ز پا میدانی
نه مبدأ خود، نه منتها میدانی
در عالم آشنائی ای بیگانه
تا بیگانه ز آشنا میدانی
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۸۶ - تا جانب دوست رو ز هر سو نکنی
تا جانب دوست رو ز هر سو نکنی
از گلبن تحقیق گلی بو نکنی
چون جانب دوست رو نهی هر جا هست
ز نهار بجانب دگر رو نکنی
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۸۷ - گر بوئی از آن زلف معنبر یابی
گر بوئی از آن زلف معنبر یابی
مشکل که دگر پای خود از سر یابی
از خجلت دانائی خود آب شوی
گر لذت نادانی ما دریابی
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۸۸ - در صومعه و مدرسه گشتیم بسی
در صومعه و مدرسه گشتیم بسی
در دهر نبود، هیچ فریادرسی
رندی ز کجا و زهد و سالوس کجا
دین و دنیا بهم ندیده است کسی
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۸۹ - صد حیف ایدل که مرد دیدار نه‌ای
صد حیف ایدل که مرد دیدار نه‌ای
واقف به تجلیات اسرار نه‌ای
قانع به همینی که دو چشمت باز است
خرگوش صفت، و لیک بیدار نه‌ای
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۹۰ - ای آنکه ز نام خود بتنگ آمده‌ای
ای آنکه ز نام خود بتنگ آمده‌ای
یک گام نرفته سر به سنگ آمده‌ای
عارت بادا که ننگ، دارد ز تو عار
عارت بادا که ننگ ننگ آمده‌ای