تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۵۵ - در باغ خلافت نبی چار به است
در باغ خلافت نبی چار به است
وان چار به لطف او دُرر بار به است
آن به که در اولست از آن چار به است
وان به که در آخر است از آن چار به است
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۵۶ - دریاب و بیا که نازکانه سخنی است
دریاب و بیا که نازکانه سخنی است
دانستن این سخن برای چو منی است
در صورت و معنیش نظر کن به تمام
تا دریابی که یوسف و پیرهنی است
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۵۷ - این علم بدیع ما بیانی دگر است
این علم بدیع ما بیانی دگر است
وین جوهر علم ما ز کانی دگر است
ذوقی ندهد حکایت مخموران
سرمستان را ذوق و بیانی دگر است
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۵۸ - گر یار غنا دهد غنا دوست تر است
گر یار غنا دهد غنا دوست تر است
ور فقر دهد فقر مرا دوست تر است
گر منع عطا کند من آن می خواهم
ور زانکه عطا دهد مرا دوست تر است
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۵۹ - گم کردن و یافتن همه گردن تست
گم کردن و یافتن همه گردن تست
گر باطل و گر حق همه پروردن تست
گوئی صنم گم شده را یافته ام
این یافتن تو عین گم کردن تست
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۶۰ - ذاتی که به نزد ما نه فرد است و نه جفت
ذاتی که به نزد ما نه فرد است و نه جفت
دُریست که اندرین سخن نتوان سفت
چه جای من و تو که شناسیم او را
معلوم خود و عالم خود نتوان گفت
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۶۱ - ناخورده شراب ذوق آن نتوان یافت
ناخورده شراب ذوق آن نتوان یافت
آن ذوق معانی ز بیان نتوان یافت
این لذت عاشقی که ما یافته ایم
از سفره و لوت عاقلان نتوان یافت
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۶۲ - در آینه ای گر چه نماید غیرت
در آینه ای گر چه نماید غیرت
غیر تو ز آینه زداید غیرت
در خانهٔ دل که خلوت حضرت تست
غیرت نگذارد که درآید غیرت
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۶۳ - عشق آمد و عقل رخت بربست و برفت
عشق آمد و عقل رخت بربست و برفت
آن عهد که بسته بود بشکست و برفت
چون دید که پادشه درآمد سرمست
بیچاره غلام زود برجست و برفت
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۶۴ - بی درد طریق حیدری نتوان یافت
بی درد طریق حیدری نتوان یافت
بی کفر ره قلندری نتوان یافت
بی رنج فنا گنج بقا نتوان دید
در حضرت ما به سر ، سری نتوان یافت
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۶۵ - خوش آینه ایست مظهر و ذات و صفات
خوش آینه ایست مظهر و ذات و صفات
در وی غیری کجا نماید هیهات
هر ساغر می که ساقیم می بخشد
جامیست جهان نما پر از آب حیات
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۶۶ - از عالم کفر تا به دین یک نفس است
از عالم کفر تا به دین یک نفس است
وز منزل شک تا به یقین یک نفس است
این یک نفس عزیز را خوار مدار
کاین حاصل عمر ما همین یک نفس است
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۶۷ - صحبت با غیر اگر چه از بهر خداست
صحبت با غیر اگر چه از بهر خداست
چون غیر بود در آن میان عین خطاست
بگذر تو ز غیر و باش همصحبت او
ور صحبت غیر بایدت عین خطاست
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۶۸ - تا بر سر ما سایهٔ شاهنشه ماست
تا بر سر ما سایهٔ شاهنشه ماست
کونین غلام و چاکر درگه ماست
گلزار بهشت و حور خاک ره ماست
زیرا که برون کون منزلگه ماست
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۶۹ - دریای محیط جرعهٔ ساغر ماست
دریای محیط جرعهٔ ساغر ماست
عالم به تمام گوشهٔ کشور ماست
ما از سر زلف خویش سودا زده‌ایم
خوش سودایی که دائماً در سر ماست
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۷۰ - میخانهٔ عشق او سرای دل ماست
میخانهٔ عشق او سرای دل ماست
وان دُردی درد دل دوای دل ماست
عالم به تمام جمله اسمای اله
پیدا شده است از برای دل ماست
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۷۱ - دیدم رندی که سید رندان است
دیدم رندی که سید رندان است
از هر دو جهان گذشته و رند آن است
او گنج بقاست گر چه در کنج فناست
پیداست به ما وز دو جهان پنهان است
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۷۲ - آن عین که عین جملهٔ اعیان است
آن عین که عین جملهٔ اعیان است
عینی است که آن حقیقت انسان است
در آینهٔ دیدهٔ ما بتوان دید
اما چه کنم ز چشم تو پنهان است
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۷۳ - واصل به خودم عین وصالم این است
واصل به خودم عین وصالم این است
بر حال خودم همیشه حالم این است
در آینهٔ ذات مثالی دارم
تمثال جمال بی مثالم این است
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۷۴ - عشق است که جان عاشقان زنده از اوست
عشق است که جان عاشقان زنده از اوست
نوری است که آفتاب تابنده از اوست
هر چیز که در غیب و شهادت یابی
موجود بود ز عشق و پاینده از اوست