عبارات مورد جستجو در ۲۵۹۸۰ گوهر پیدا شد:
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۴۲ - شب چیست برای ما زمان نالش
شب چیست برای ما زمان نالش
وان را که نه عاشق است او را مالش
وان عاشق ناقصی که نوکار بود
گوشش نشود گرم به شب بی‌بالش
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۴۸ - امروز سماعست و سماعست و سماع
امروز سماعست و سماعست و سماع
نورست شعاعست و شعاعست و شعاع
این عشق مطاعست و مطاعست و مطاع
از عقل وداعست و وداعست و وداع
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۵۶ - گفتی مگری چو ابر در فرقت باغ
گفتی مگری چو ابر در فرقت باغ
من آن توام بخسب ایمن به فراغ
ترسم که چراغ زیر طشتی بنهی
وانگاه بجویمش به صد چشم و چراغ
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۵۹ - از دل سوی دلدار شکافست شکاف
از دل سوی دلدار شکافست شکاف
وانکس که نداند این معافست معاف
هر روز در این حلقه مصافست مصاف
می‌پنداری که این گزافست گزاف
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۶۰ - امروز طوافست طوافست طواف
امروز طوافست طوافست طواف
دیوانه معافست معافست معاف
نی جنگ و مصافست و مصافست مصاف
وصل است و زفافست زفافست زفاف
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۶۱ - با زنگی امشب چو شدستی به مصاف
با زنگی امشب چو شدستی به مصاف
از سینهٔ خود سینهٔ شب را بشکاف
در کعبهٔ عشاق طوافی چو کنی
دریاب که کعبه میکند با تو طواف
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۶۸ - تمکین و قرار من که دارد در عشق
تمکین و قرار من که دارد در عشق
مستی و خمار من که دارد در عشق
من در طلب آب و نگارم چون باد
کار من و بار من که دارد در عشق
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۶۹ - لو کان اقل هذه الاشواق
لو کان اقل هذه الاشواق
للشمس لا ذهلت عن الاشراق
لو قسم ذوالهوی علی‌العشاق
العشر لهم ولی جمیع‌الباقی
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۷۰ - هر دل که طواف کرد گرد در عشق
هر دل که طواف کرد گرد در عشق
هم کشته شد به آخر از خنجر عشق
این نکته نوشته‌اند بر دفتر عشق
سر اوست ندارد آنکه دارد سر عشق
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۷۱ - هر روز بنو برآید آن دلبر عشق
هر روز بنو برآید آن دلبر عشق
در گردن ما درافکند دفتر عشق
این خار از آن نهاد حق بر در عشق
تا دور شود هرکه ندارد سر عشق
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۸۰ - می‌گردد این روی جهان رنگ به رنگ
می‌گردد این روی جهان رنگ به رنگ
وز پرده همی بیند معشوقهٔ شنگ
این لرزهٔ دلها همه از معشوقیست
کز عشق ویست نه فلک چون مادنگ
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۸۳ - آن می که گشود مرغ جان را پر و بال
آن می که گشود مرغ جان را پر و بال
دل را برهانید ز سیری و ملال
ساقی عشق است و عاشقان مالامال
از عشق پذیرفته و بر ماست حلال
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۸۵ - از عقل دلیل آید و از عشق خلیل
از عقل دلیل آید و از عشق خلیل
این آب حیات دان و آن آب سبیل
در چرخ نیابی تو نشان عاشق
در چرخ درآیی بنشانهای رحیل
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۸۶ - از من زر و دل خواستی ای مهر گسل
از من زر و دل خواستی ای مهر گسل
حقا که نه این دارم و نی آن حاصل
زر کو زر کی زر از کجا مفلس و زر
دل کو دل کی دل از کجا عاشق و دل
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۹۴ - حاشا که کند دل به دگر جا منزل
حاشا که کند دل به دگر جا منزل
دور از دل من که گردد از عشق خجل
چشمم چو شکفت غیر آب تو نخورد
هم سرمهٔ دیده‌ای و هم قوت دل
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۹۷ - در عشق نوا جزو زند آنگه کل
در عشق نوا جزو زند آنگه کل
در باغ نخست غوره است آنگه مل
اینست دلا قاعده در فصل بهار
در بانگ شود گربه و آنگه بلبل
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۹۸ - عشقی به کمال و دلربائی به جمال
عشقی به کمال و دلربائی به جمال
دل بر سخن و زبان ز گفتن شده لال
زین نادره‌تر کجا بود هرگز حال
من تشنه و پیش من روان آب زلال
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۹۹ - عشقی دارم پاکتر از آب زلال
عشقی دارم پاکتر از آب زلال
این باختن عشق مرا هست حلال
عشق دگران بگردد از حال به حال
عشق من و معشوق مرا نیست زوال
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۰۰ - عمری به هوس در تک و تاز آمد دل
عمری به هوس در تک و تاز آمد دل
تا محرم جان دلنواز آمد دل
در آخر کار رفت و جان پاک بسوخت
انصاف بده که پاکباز آمد دل
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۰۱ - عندی جمل و من اشتیاق و فضول
عندی جمل و من اشتیاق و فضول
لا یمکن شرحها به کتب و رسول
بل انتظر الزمان و الحال یحول
ان یجمع بیننا فتصغی و اقول