عبارات مورد جستجو در ۲۵۹۸۰ گوهر پیدا شد:
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۰۶ - ای دل چه شدی ز دست دستی میزن
ای دل چه شدی ز دست دستی میزن
دست از هوس عشوه‌پرستی میزن
گوئیکه چه ره زنم چو من دست زنم
چون نرگس مستش ره‌مستی میزن
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۰۹ - ای روی تو باغ و چمن هر دو جهان
ای روی تو باغ و چمن هر دو جهان
از جان تو زنده شد تن هر دو جهان
بشکستن تو شکستن هر دو جهان
ای ضعف تو ویران شدن هر دو جهان
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۱۲ - ای زخم زننده بر رباب دل من
ای زخم زننده بر رباب دل من
بشنو تو از ناله جواب دل من
در هر ویران دفینه گنج دگر است
عشق است دفینه در خراب دل من
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۱۹ - ای عشق تو در جان کسی و آن کس من
ای عشق تو در جان کسی و آن کس من
ای درد تو درمان کسی و آن کس من
گوئی بینم لب ترا چون لب خویش
مجروح به دندان کسی و آن کس من
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۲۵ - ای مفخر و سلطان همه دلداران
ای مفخر و سلطان همه دلداران
جالینوسی برای این بیماران
روز باران بگلشنت جمع شویم
شیرین باشند روز باران یاران
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۲۷ - ای نالهٔ عشق تو رباب دل من
ای نالهٔ عشق تو رباب دل من
ای ناله شده همه جواب دل من
آن دولت معمور که می‌پرسیدی
یا بی‌تو و لیک در خراب دل من
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۳۰ - ای یار به انکار سوی ما نگران
ای یار به انکار سوی ما نگران
زیرا که نخورده‌ای از آن رطل گران
از شادی من بهشت گردیده جهان
غم مسخرهٔ منست و میر دگران
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۳۲ - ای یک قدح از درد تو دریای جهان
ای یک قدح از درد تو دریای جهان
گم کرده جهان از تو سر و پای جهان
خواهد که جهان ز عشق تو پرگیرد
ای غیرت تو ببسته پرهای جهان
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۳۴ - با دل گفتم عشق تو آغاز مکن
با دل گفتم عشق تو آغاز مکن
بازم در صد محنت و غم باز مکن
دل تیره‌گیی کرد و بگفت ای سره مرد
معشوق شگرفست برو ناز مکن
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۳۹ - بر گرد جهان این دل آوارهٔ من
بر گرد جهان این دل آوارهٔ من
بسیار سفر کرد پی چارهٔ من
وان آب حیات خوش و خوشخوارهٔ من
جوشید و برآمد ز دل خارهٔ من
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۴۳ - پیموده شدم ز راه تو پیمودن
پیموده شدم ز راه تو پیمودن
فرسوده شدم ز عشق تو فرسودن
نی روز بخوردن و نه شب بغنودن
ای دوستی تو دشمن خود بودن
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۴۴ - تا با خودی دوری ارچه هستی با من
تا با خودی دوری ارچه هستی با من
ای بس دوری که از تو باشد تا من
در من نرسی تا نشوی یکتا من
اندر ره عشق یا تو باشی یا من
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۴۵ - تا روی تو قبله‌ام شد ای جان جهان
تا روی تو قبله‌ام شد ای جان جهان
نز کعبه خبر دارم و نز قبلهٔ نشان
با روی تو رو به قبله کردن نتوان
کاین قبلهٔ قالبست و آن قبلهٔ جان
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۵۴ - چون آتش میشود عذارش به سخن
چون آتش میشود عذارش به سخن
خون می‌چکد از چشم خمارش به سخن
چون می‌برود صبر و قرارش به سخن
ای عشق سخن بخش درآرش به سخن
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۵۶ - چون جوشش خنب عشق دیدم ز تو من
چون جوشش خنب عشق دیدم ز تو من
چون می به قوام خود رسیدم ز تو من
نی نی غلطم که تو می و من آبم
آمیخته‌ایم و ناپدیدم ز تو من
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۶۷ - در عشق تو شوخ و شنگ باید بودن
در عشق تو شوخ و شنگ باید بودن
مردانه و مرد رنگ باید بودن
با جان خودم به جنگ باید بودن
ور نی به هزار ننگ باید بودن
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۷۲ - دلها مثل رباب و عشق تو کمان
دلها مثل رباب و عشق تو کمان
زامد شد این کمانچه دلها نالان
وانگه عمل کمان به مو وابسته است
گر مو شود اندیشه نگنجد به میان
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۷۵ - دی از تو چنان بدم که گل در بستان
دی از تو چنان بدم که گل در بستان
امروز چنانم و چنان‌تر ز چنان
من چون نزنم دست که پابند منی
چون پای نکوبم که توئی دست زنان
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۷۶ - دیدم رویت بتا تو روپوش مکن
دیدم رویت بتا تو روپوش مکن
پنهانی ما تو باده‌ها نوش مکن
هر چند دراز کرده بد گوی زبان
ای چشم و چراغ عاشقان گوش مکن
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۸۳ - سرمست توام نه از می و نز افیون
سرمست توام نه از می و نز افیون
مجنون شده‌ام ادب مجوی از مجنون
از جوشش من جوش کن صد جیحون
وز گردش من خیره بماند گردون