تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۷۵ - گر شه خواهی محرم آن شاه بجو
گر شه خواهی محرم آن شاه بجو
در راه در آ و یار همراه بجو
گر بنده و سیّدی به هم می‌ طلبی
برخیز و بیا و نعمت‌اللّه بجو
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۷۶ - اسم و صفت و مظاهر و مظهر کو
اسم و صفت و مظاهر و مظهر کو
خود نام و نشان و باطن و ظاهر کو
معشوقه و عشق و عاشق آنجا نبود
منظور کجا نظر کجا ناظر کو
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۷۷ - شبخیز که راز او نگوید با او
شبخیز که راز او نگوید با او
شب خیزی او سهل بود ای نیکو
بر خیز به شب راز بگو و بشنو
مقصود ز شبخیزی ما را می گو
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۷۸ - بگذر ز حدوث و قدم هیچ مگو
بگذر ز حدوث و قدم هیچ مگو
بگذار وجود وز عدم هیچ مگو
از جام جهان نما می عشق بنوش
با ما ز شراب جام جم هیچ مگو
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۷۹ - یا رب دانی که من بگاه و بیگاه
یا رب دانی که من بگاه و بیگاه
جز در تو نکردم ز چپ و راست نگاه
حسن تو چو ماه و شاهدان چون آبند
در آب نظر می کنم و بینم ماه
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۸۰ - یارم ز سر ناز نقابی بسته
یارم ز سر ناز نقابی بسته
بگشوده و زلف و خوش حجابی بسته
در دیدهٔ ما خیال روی خوبش
نقشی است که بر عارض آبی بسته
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۸۱ - در کتم عدم عقل خیالی بسته
در کتم عدم عقل خیالی بسته
در پردهٔ آن خیال خوش بنشسته
وهم آمده و مزاحم عقل شده
کوری و کری به همدگر پیوسته
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۸۲ - رند است کسی که از خودی وارسته
رند است کسی که از خودی وارسته
پیوسته یگانه با یکی پیوسته
برخاسته از هر دو جهان رندانه
در کوی خرابات مغان بنشسته
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۸۳ - ای در طلب گره گشایی مرده
ای در طلب گره گشایی مرده
در وصل فتاده وز جدایی مرده
ای بر لب بحر تشنه در خواب شده
ای بر سر گنج وز گدایی مرده
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۸۴ - ای هست همه ز هست تو هست شده
ای هست همه ز هست تو هست شده
وی هر دو جهان از می تو مست شده
یاری که ز دست تست آن دستان یافت
زان دست هزار بار از دست شده
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۸۵ - ساقی می خمخانه به ما پیموده
ساقی می خمخانه به ما پیموده
در هر جامی می دگر بنموده
جاوید اگر شراب بخشد ما را
نوشیم و بپوشیم چنین فرموده
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۸۶ - دیدم صنمی جام میی نوشیده
دیدم صنمی جام میی نوشیده
از نقش خیال جامه ای پوشیده
گفتم ز کجا شراب نوشی گفتا
از خم میی که خود به خود جوشیده
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۸۷ - موجود به واجب الوجودیم همه
موجود به واجب الوجودیم همه
هستیم ولی هیچ نبودیم همه
از جود وجود عشق موجود شدیم
بی جود وجود بی وجودیم همه
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۸۸ - در هر دو جهان غیر یکی باشد نه
در هر دو جهان غیر یکی باشد نه
در بودن آن یکی شکی باشد نه
گر زان که یکی در دگری می نگرد
در مذهب عشق نیککی باشد نه
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۸۹ - ما را می کهنه باید و دیرینه
ما را می کهنه باید و دیرینه
از روز ازل تا به ابد سیری نه
خم از عدم و صراحی از جود وجود
او تلخ نه و شور نه و شیرین نه
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۹۰ - حرص و حسد و بعض و ریا و کینه
حرص و حسد و بعض و ریا و کینه
اوصاف بشر طبیعت دیرینه
حقا که به گرد هیچ مردی نرسی
تا پاک نگردت از اینها سینه
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۹۱ - مستم ز خرابات ولی از می نه
مستم ز خرابات ولی از می نه
نقلم همه نقل است و حریفم شی نه
ای عالمیان نشان ولیکن پی نه
عالم همه در من است و من در وی نه
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۹۲ - اسرار سعادت نه به عادت زده ‌ای
اسرار سعادت نه به عادت زده ‌ای
وز گنج همه روزه زیادت زده‌ ای
این چشم سیه سرخ بر ابرو که تو راست
پیداست که از سر ارادت زده ‌ای
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۹۳ - گر معرفت نامتناهی یابی
گر معرفت نامتناهی یابی
درعین همه نور الهی یابی
بیرون ز تو نیست خویشتن را بشناس
از خود بطلب هر آن چه خواهی یابی
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۹۴ - گر زان که تو الطاف الهی یابی
گر زان که تو الطاف الهی یابی
وین بحر محیط ما کماهی یابی
هر چند گدا و بینوایی ای یار
اندیشه مکن که پادشاهی یابی