تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۸۴ - سهمی که مرا دلبر خباز دهد
سهمی که مرا دلبر خباز دهد
نه از سر کیمخ کز سر ناز دهد
در چنگ غمش بمانده‌ام همچو خمیر
ترسم که بدست آتشم باز ذهذ
مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۸۵ - مه بر رخ تو گزیدنم دل ندهد
مه بر رخ تو گزیدنم دل ندهد
وز تو صنما بریدنم دل ندهد
تا از لب نوش تو چشیدم شکری
از هیچ شکر چشیدنم دل ندهد
مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۸۶ - زیبا بت کفشگر جو کفش آراید
زیبا بت کفشگر جو کفش آراید
هر لحظه لب لعل بر آن می‌ساید
کفشی که ز لعل و شکرش آراید
تاج سر خورشید فلک را شاید
مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۸۷ - اشکم ز دو دیده متصل می‌آید
اشکم ز دو دیده متصل می‌آید
از بهر تو ای مهرگسل می‌آید
زنهار بدار حرمت اشک مرا
کین قافله از کعبهٔ دل می‌آید
مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۸۸ - چشمم چو به چشم خویش چشم تو بدید
چشمم چو به چشم خویش چشم تو بدید
بی چشم تو خواب چشم از چشم رمید
ای چشم هم چشم به چشمت روشن
چون چشم تو چشم من دگر چشم ندید
مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۸۹ - خطت چو بنفشه از گل آورد پدید
خطت چو بنفشه از گل آورد پدید
آورد خطی که بر سر ماه کشید
پیوسته ز شب صبح دمیدی اکنون
آشوب دل مرا شب از صبح دمید
مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۹۰ - بس غصه که از چشمهٔ نوش تو رسید
بس غصه که از چشمهٔ نوش تو رسید
تا دست من امروز به دوش تو رسید
در گوش تو دانه‌های دٌر می‌بینم
آب چشمم مگر به گوش تو رسید
مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۹۱ - هرگه که دلم فرصت آن دم جوید
هرگه که دلم فرصت آن دم جوید
کز صد غک دل با تو یکی برگوید
نامحرم و ناجنس در آن دم گوئی
از چرخ ببارد از زمین بروید
مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۹۲ - جانا تو ز دیده اشک بیهوده مبار
جانا تو ز دیده اشک بیهوده مبار
دلتنگی من بس است دل تنگ مدار
تو معشوقی گریستن کار تو نیست
کار من بیچاره به من باز گذار
مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۹۳ - گر بت رخ توست بت‌پرستی خوش‌تر
گر بت رخ توست بت‌پرستی خوش‌تر
ور باده ز جام توست مستی خوش‌تر
در هستی عشق تو از آن نیست شوم
کین نیستی از هزار هستی خوشتر
مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۹۴ - ای لعل تو تا لانهٔ بستان بهار
ای لعل تو تا لانهٔ بستان بهار
با دام توام ز آب رزان داده خمار
در حسرت شفتالویت ای سیب زنخ
رنگم چو به است و اشک چون دانه انار
مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۹۵ - از من صنما قرار مستان آخر
از من صنما قرار مستان آخر
مشکن به جفا و جور پیمان آخر
گر نامهٔ من همی نیرزد به جواب
این .... و برخوان آخر
مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۹۶ - نسرین تو زد پریر بر من آذر
نسرین تو زد پریر بر من آذر
دی باز ز سنبلت مرا داد خبر
امروز در آبم از تو چون نیلوفر
فردا ز گل تو خاک ریزم بر سر
مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۹۷ - آهیخت پریر لاله ز آتش خنجر
آهیخت پریر لاله ز آتش خنجر
دی نیلوفر فکند بر آب سپر
ای باد زره بر سمن امروز بدر
و ای خاک ز غنچه ساز فردامغفر
مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۹۸ - زد لاله پریر در نشابور آذر
زد لاله پریر در نشابور آذر
دی بر زد از آب ... نیلوفر سر
امروز چو شد باد هوا گل‌پرور
فردا همه خاک بلخ گرد عبهر
مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۹۹ - چندان بکنم تو را من ای طرفه پسر
چندان بکنم تو را من ای طرفه پسر
خدمت که مگر رحم کنی بر چاکر
هرگز نکنم برون من ای جان جهان
پای از خط بندگی و از عهد تو سر
مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۱۰۰ - اشتربانا چو عزم کردی به سفر
اشتربانا چو عزم کردی به سفر
مگذار مرا خسته و ز اینجا مگذر
گر اشتر با تو از پی بارگشی‌ست
من بارکش عم مرا نیز ببر
مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۱۰۱ - باید سه هزار سال کز چشمه‌ خور
باید سه هزار سال کز چشمه‌ خور
یا کان گهر گردد یا معدن زر
شاها تو به یک سخن کنار و دهنم
هم معدن زر کردی و هم کان گهر
مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۱۰۲ - ای پور خطیبب گنجه پندی بپذیر
ای پور خطیبب گنجه پندی بپذیر
بر تخت طرب نشین به کف ساغر گیر
از طاعت و معصیت خدا مستغنیست
باری تو مراد خو ز عالم برگیر
مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۱۰۳ - با لاله رخان باغ سرو از سر ناز
با لاله رخان باغ سرو از سر ناز
می‌کرد ز شرح قد خود قصه دراز
از باد صبا چو وصف قدت بشنید
ز آوازهٔ قامت تو آمد به نماز