تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۶۲ - مردان رهت واقف اسرار تواند
مردان رهت واقف اسرار تواند
باقی همه سرگشتهٔ پرگار تواند
هفتاد و دو ملت همه در کار تواند
تو با همه و همه طلبکار تو اند
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۶۳ - آنان که ز معبود خبر یافته اند
آنان که ز معبود خبر یافته اند
از جملهٔ کائنات سر تافته اند
دریوزه همی کنم ز مردان نظری
مردان همه از قرب نظر یافته اند
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۶۴ - در مصطبهٔ عمر ز بد نامی چند
در مصطبهٔ عمر ز بد نامی چند
عاجز شده از سر زنش عامی چند
کو قوت پایی که مرا گیرد دست
تا پیش اجل باز روم گامی چند
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۶۵ - تا حا و دو میم و دال نامت کردند
تا حا و دو میم و دال نامت کردند
عرش و فلک و کعبه مقامت کردند
اکنون که به رهبری تمامت کردند
سرتاسر آفاق به نامت کردند
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۶۶ - آن ها که زمین زیز قدم ها فرسودند
آن ها که زمین زیز قدم ها فرسودند
وندر طلبش هر دو جهان پیمودند
آگاه نمی شوم که ایشان هرگز
زین حال چنانکه هست آگه بودند
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۶۷ - ناکرده دمی آن چه تو را فرمودند
ناکرده دمی آن چه تو را فرمودند
خواهی که چنان شوی که مردان بودند
تو راه نرفته ای، از آن ننمودند
ور نه که زد این در، که درش نگشودند
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۶۸ - آنان که مقیم حضرت جانان اند
آنان که مقیم حضرت جانان اند
یادش نکنند و بر زبان کم رانند
و آنان که مثال نای، باد انبان اند
دورند از او، از آن به بانگش خوانند
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۶۹ - برخیز که عاشقان به شب راز کنند
برخیز که عاشقان به شب راز کنند
گرد در و بام دوست پرواز کنند
هر جا که دری بود به شب در بندند
الا در عاشقان که شب باز کنند
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۷۰ - هفتاد و دو فرقه در رهت می‌پویند
هفتاد و دو فرقه در رهت می‌پویند
هر یک سخنان مختلف می‌جویند
سررشتهٔ حق به دست یک طایفه است
باقی به خوش آمد سخنی می‌گویند
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۷۱ - از هستی خود چو بی خبر خواهم بود
از هستی خود چو بی خبر خواهم بود
این جا بُدنم هیچ نمی دارد سود
زین مزبله زود رخت بر باید بست
وز ننگ وجود تا عدم رفتن زود
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۷۲ - ای ذات تو در دو کون مقصود وجود
ای ذات تو در دو کون مقصود وجود
نام تو محمد و مقامت محمود
دل بر لب دریای شفاعت بستم
زان روی روان می کنم از دیده دو رود
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۷۳ - عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود
عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود
جویندهٔ عشق بی عدد خواهد بود
فردا که قیامت آشکارا گردد
هر دل که نه عاشق است، رد خواهد بود
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۷۴ - تا روی زمین و آسمان خواهد بود
تا روی زمین و آسمان خواهد بود
حیوان و نبات، هر دوان خواهد بود
تا چرخ و سراسر اختران سیر کنند
نقد تو خلاصهٔ جهان خواهد بود
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۷۵ - گر ملک تو مصر و شام و چین خواهد بود
گر ملک تو مصر و شام و چین خواهد بود
و آفاق تو را زیر نگین خواهد بود
خوش که عاقبت نصیب من و تو
ده گز کفن و دو گز زمین خواهد بود
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۷۶ - سرگشتهٔ تو عقل بسی خواهد بود
سرگشتهٔ تو عقل بسی خواهد بود
بی آن که به تو دسترسی خواهد بود
زین تیره مغاک، دستگیر دل من
هم نور تو باشد، ار کسی خواهد بود
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۷۷ - کوتاه کنم قصه که بس مشکل بود
کوتاه کنم قصه که بس مشکل بود
آرندهٔ نامه هم بس مستعجل بود
پروای نوشتن بسی نیز نداشت
دستم که گهی بر سر و گر بر دل بود
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۷۸ - ای خواجه اگر کار به کامت نبود
ای خواجه اگر کار به کامت نبود
یا خطبهٔ جاوید به نامت نبود
خوش باش و مخور غصه که گر دار جهان
مُلکت شود، از حرص تمامت نبود
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۷۹ - درویش کسی بود که نامش نبود
درویش کسی بود که نامش نبود
گامی که نهد مراد و کامش نبود
در آتش فقر اگر بسوزد شب و روز
هرگز طمع پخته و خامش نبود
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۸۰ - هر دیده که او عطای حق دیده بود
هر دیده که او عطای حق دیده بود
سر تا قدمش ز نور حق دیده بود
زنهار تو دید هر کسی دیده مخوان
آن دیده بود که حق در او دیده بود
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۸۱ - ای ذات منزهت مبرا ز وجود
ای ذات منزهت مبرا ز وجود
بر خاک در تو کرده ارواح سجود
چون قطرهٔ شبنم است بر برگ گلی
از راه عدم هر آن چه آید به وجود