تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
سیف فرغانی : رباعیات
شماره ۹ - شب نیست که از غمت دلم جوش نکرد
شب نیست که از غمت دلم جوش نکرد
واز بهر تو زهر اندهی نوش نکرد
ای جان جهان هیچ نیاوردی یاد
آن را که تراهیچ فراموش نکرد
سیف فرغانی : رباعیات
شماره ۱۰ - عشقت جگرم خورد و بدل روی آورد
عشقت جگرم خورد و بدل روی آورد
رنگ از رخ من برد زتو بوی آورد
پای از در تو باز نگیرم که مرا
سودای توسر گشته درین کوی آورد
سیف فرغانی : رباعیات
شماره ۱۱ - عشقت که بدل گرفته ام چون جانش
عشقت که بدل گرفته ام چون جانش
در دست و بصبر می کنم درمانش
وز غایت عزت که خیالت دارد
در خانه چشم کرده ام پنهانش
سیف فرغانی : رباعیات
شماره ۱۲ - خط تو که ننوشت کسی زآن سان خوش
خط تو که ننوشت کسی زآن سان خوش
چون شمع وصال در شب هجران خوش
آورد ببنده شاهدی خوش گرچه
شاهد که خط آرد نبود چندان خوش
سیف فرغانی : رباعیات
شماره ۱۳ - ای من همه بد کرده و دیده ز تو نیک
ای من همه بد کرده و دیده ز تو نیک
بد گفته همه عمر و شنیده زتو نیک
حد بدی و غایت نیکی اینست
کز من بتوبد بمن رسیده زتونیک
سیف فرغانی : رباعیات
شماره ۱۴ - ای کرده غم عشق تو غمخواری دل
ای کرده غم عشق تو غمخواری دل
درد تو شده شفای بیماری دل
رویت که بخواب درندیست کسش
دیده نشود مگر بیداری دل
سیف فرغانی : رباعیات
شماره ۱۵ - برکرده خویشتن چو بگمارم چشم
برکرده خویشتن چو بگمارم چشم
بر هم زدن از ترس نمی یارم چشم
ای دیده شوخ بین که من چندین سال
بد کردم و نیکی از تو میدارم چشم !
سیف فرغانی : رباعیات
شماره ۱۶ - دل را چو به عشق تو سپردم چه کنم؟
دل را چو به عشق تو سپردم چه کنم؟
دل دادم و اندوه تو بردم چه کنم؟
من زنده به عشق توام ای دوست ولیک
از آرزوی روی تو مُردم چه کنم؟
سیف فرغانی : رباعیات
شماره ۱۷ - ای سلسله عشق تو اندر پایم
ای سلسله عشق تو اندر پایم
بندیست ز گیسوی تو برهر پایم
این شعرا اگر بدستت افتد روزی
گردن مکش وبنه سری بر پایم
سیف فرغانی : رباعیات
شماره ۱۸ - گر زان توام هردو جهانم بستان
گر زان توام هردو جهانم بستان
باکی نبود سود و زیانم بستان
باز آی بپرسش و ببین چشم ترم
لب برلب خشکم نه و جانم بستان
سیف فرغانی : رباعیات
شماره ۱۹ - ای جوهر دینت بزرو سیم گرو
ای جوهر دینت بزرو سیم گرو
بانقد نبهر نزد صراف مرو
روسکه بدل کن که در آن دارالضرب
این ناسره دینار تو نرزد بدو جو
سیف فرغانی : رباعیات
شماره ۲۰ - ای نور تو آمده نقاب روح تو
ای نور تو آمده نقاب روح تو
خورشید زکاتی ز نصاب رخ تو
هر دل که هوای تو بر و سایه تو فگند
در ذره ببیند آفتاب رخ تو
سیف فرغانی : رباعیات
شماره ۲۱ - آنی که منورست آفاق از تو
آنی که منورست آفاق از تو
محروم بماندم من مشتاق از تو
این محنت نو نگر که در خلوت وصل
تو باد گری جفتی ومن طاق از تو
سیف فرغانی : رباعیات
شماره ۲۲ - هر بوسه کز آن تنگ دهان می خواهی
هر بوسه کز آن تنگ دهان می خواهی
عمریست که از معدن جان می خواهی
در ظلمت خط او نگر زیر لبش
از آب حیوه اگر نشان می خواهی
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۱ - قاضی پسرش در رمضان خورد شراب
قاضی پسرش در رمضان خورد شراب
وآنگه به لواط کرد بیچاره شتاب
ای زمره اسلام بگویید جواب
کافر به اگر چنین مسلمان خراب
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۲ - ای خلعت فاستقم ببالای تو راست
ای خلعت فاستقم ببالای تو راست
بر تارک تو تاج لعمرک زیباست
چون روی تو بر بام فلک مهر نیافت
چون قد تو بر طرف چمن سرو نخاست
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۳ - بالای خوشت به سرو می ماند راست
بالای خوشت به سرو می ماند راست
همچون قد تو زباغ شمشاد نخاست
چشم سیه فتنه گرت عین بلاست
چین سر زلف شکن مشک خطاست
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۴ - در خانه تو مزاج مرزنگوش است
در خانه تو مزاج مرزنگوش است
وز خط تو افتاب کحلی پوش است
گویی که دواتت ظلماتست کزو
خضر قلم ترا دهان پر نوش است
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۵ - اسرار غم عشق بگنجینه ماست
اسرار غم عشق بگنجینه ماست
دردانه غم در صدف سینه ماست
با هر که در آمیختم از من بگریخت
جز غم که حرف و یار دیرینه ماست
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۶ - آن رفته ز چشم و مانده در دل چونست
آن رفته ز چشم و مانده در دل چونست
آن شکل ظریف و آن شمایل چونست
نرگس به میان آب خرم باشد
آن نرگس آبدار در گل چونست