تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۱۰۶ - گر من ، صنما سوی تو ره یافتمی
گر من ، صنما سوی تو ره یافتمی
بر دیده بدیدن تو بشتافتمی
گر خاطر من ز هجر غمگین نبدی
اندر غزل تو موی بشکافتمی
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۱۰۷ - آن قوم کجا نزد تو پویند همی
آن قوم کجا نزد تو پویند همی
در جز و وز کل ز هر تو جویند همی
از دل همه مهرتو بشویند همی
تا می نکنی یقین چه گویند همی
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۱۰۸ - اقبال بر اندت که حکمت خوانی
اقبال بر اندت که حکمت خوانی
ور نام طلب کنی ز نان در مانی
بردار مرا ز خاک اگر بتوانی
تا پیش تو بر خاک نهم پیشانی
امیر معزی : رباعیات
شماره ۱ - گر سینه بخست شاه سنجر ما را
گر سینه بخست شاه سنجر ما را
کم نیست خمار عشق در سر ما را
گر دل‌ بربود یار دلبر ما را
پیکان بَدَل دل است در بر ما را
امیر معزی : رباعیات
شماره ۲ - بیقدرکند رخ تو لالستان را
بیقدرکند رخ تو لالستان را
تشویر دهد لب تو خوزستان را
آن‌کس که تو را قبلهٔ ترکستان دید
از بهر تو کرد قبله‌ ترکستان را
امیر معزی : رباعیات
شماره ۳ - ای تاخته از جهان جهانبانان را
ای تاخته از جهان جهانبانان را
برهم زده ملک و خانهٔ خانان را
ای وارث نامدار سلطانان را
فخرست به تو جمله مسلمانان را
امیر معزی : رباعیات
شماره ۴ - شاها ادبی کن فلک بد خو را
شاها ادبی کن فلک بد خو را
گر چشم رسانید رخ نیکو را
گر گوی خطا کرد به چوگانش زن
ور اسب خطا کرد به‌ من بخش او را
امیر معزی : رباعیات
شماره ۵ - شاها همه تدبیر صواب است تو را
شاها همه تدبیر صواب است تو را
وز بخت به فرخی جواب است تو را
آتش تیغی و نفع آب است تورا
از خاکی و نور آفتاب است تورا
امیر معزی : رباعیات
شماره ۶ - جاوید شها عز و شرف باد تو را
جاوید شها عز و شرف باد تو را
تیغ و قلم و جام به‌ کف باد تو را
از تاجوران هزار صف باد تو را
صد شاه خلیفهٔ خَلَف باد تو را
امیر معزی : رباعیات
شماره ۷ - مهرست ظفر نگین فرمان تو را
مهرست ظفر نگین فرمان تو را
صید است بهشت دام احسان تو را
خاک است ستاره صحن میدان تو را
گوی است زمانه خَمٌ چوگان تورا
امیر معزی : رباعیات
شماره ۸ - خورشید چو بیند ای ملک رای تورا
خورشید چو بیند ای ملک رای تورا
وین فر و جمال عالم ارای تورا
جوینده شود بزمگه و جای تو را
تا سجده برد خاک‌کف پای تورا
امیر معزی : رباعیات
شماره ۹ - خورشید فلک سجده برد رأی تو را
خورشید فلک سجده برد رأی تو را
ور سجده برد روی دلارای تورا
من خود چه‌ کسم که جان کنم جای تو را
جان در تن من خاک سزد پای تو را
امیر معزی : رباعیات
شماره ۱۰ - ای شاه چو بیند آسمان رای تو را
ای شاه چو بیند آسمان رای تو را
وین طبع لطیف رامش افزای تو را
احسنت زند طلعت زیبای تو را
خواهد که شود خاک‌ کف پای تو را
امیر معزی : رباعیات
شماره ۱۱ - بر خلق توراست پادشاهی ملکا
بر خلق توراست پادشاهی ملکا
وز ماه توراست تا به ماهی ملکا
دور فلک و حکم الهی ملکا
آن باد و چنان بادکه خواهی ملکا
امیر معزی : رباعیات
شماره ۱۲ - در زلف تو آویخته دلبندی ها
در زلف تو آویخته دلبندی ها
پیش خردت خیره خردمندی ها
در دل دارم که بندگیهات کنم
تا خود چه کنی تو از خداوندی ها
امیر معزی : رباعیات
شماره ۱۳ - ای جام تو آب و آتش ناب شراب
ای جام تو آب و آتش ناب شراب
ای خون عدو ز آتش شمشیر تو آب
گه آتش را کنی تو از آب نقاب
گه بفروزی ز روی آب آتش ناب
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱ - خصم که ز پس نیزه خورد روز وغا
خصم که ز پس نیزه خورد روز وغا
اندیشۀ خصمان چنان نیست مرا
خود در قران که جای خوفست ورجا
نه« لاتخفست» پیش خصمان بغا؟
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲ - گه زلف بنفشه برکند باد صبا
گه زلف بنفشه برکند باد صبا
گه ساغر لاله بشکند بادصبا
گه لرزه برآب افگند باد صبا
و آنگه چه دم لطف زند باد صبا
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳ - جایی که در بقا فرازست آنجا
جایی که در بقا فرازست آنجا
رمح تو ز لاف سرفرازست آنجا
و آنجا که جواب مشکلی باید داد
شمشیر ترا زبان درازست آنجا
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴ - جایی که نشان بی نشانست آنجا
جایی که نشان بی نشانست آنجا
انگشت خیال بر دهانست آنجا
از غمزه خدنگ در کمانست آنجا
زنهار مرو که بیم جانست آنجا