تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۵۷ - تو خرده بتا بر گل پژمرده مگیر
تو خرده بتا بر گل پژمرده مگیر
او مرده توست خرده بر مرده مگیر
از بهر نثارت طبقی زر دارد
بی خردگی ار چه می کند خرده مگیر
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۵۸ - شاها به تو دارد همه آفاق نیاز
شاها به تو دارد همه آفاق نیاز
برخیز جهان بگیر و بخرام و بتاز
از هر طرفی که منزلی کوچ کنی
اقبال دو منزلت به پیش آید باز
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۵۹ - اندر هوس تو صرف شد عمر دراز
اندر هوس تو صرف شد عمر دراز
در عشق تو کس نباشدم محرم راز
خود را ز تو در دلم بجایی است که من
گر می طلبش کنم نمی یابم باز
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۶۰ - این دل که نگشت بر مرادی پیروز
این دل که نگشت بر مرادی پیروز
با من به زبان حال گفت از سر سوز
دیدم شب غم به خواب،روز شادی
بس شب که بدین امید کردم تا روز
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۶۱ - نامد دل ضایع شده با دست هنوز
نامد دل ضایع شده با دست هنوز
بر تخت وصال دوست بنشست هنوز
آنانک شراب وصل با ما خوردند
هشیار شدند و ما چنین مست هنوز
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۶۲ - ای دوست،قلم بر سخن دشمن کش!
ای دوست،قلم بر سخن دشمن کش!
وندر شب تاریک می روشن کش!
دیوانگیا، خیز و سر از جیب برآر!
عقلا، بنشین و پای در دامن کش!
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۶۳ - در پیش کمان گروهه شاه قزل
در پیش کمان گروهه شاه قزل
خورشید به سجده اوفتد خوار و خجل
زیرا که نهند داغ کفرش بر دل
گر گوید:من از آتشم،او از گل
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۶۴ - در عشق تو باز گفت نتوان کاین دل
در عشق تو باز گفت نتوان کاین دل
چون است و [چسان] رنج کشد مسکین دل
گر حال دلم ندانی ای غافل یار
ور دانی و تن می زنی ای سنگین دل
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۶۵ - معشوقه چو سر بکردبا باد چو گل
معشوقه چو سر بکردبا باد چو گل
تن با همه کس به وصل درداد چو گل
چون غنچه کشیده داشت دامن یک چند
و امروز به دست هر کس افتاد چو گل
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۶۶ - دوش از غم تو دیده به هم برنزدم
دوش از غم تو دیده به هم برنزدم
ور زانک زدم بدانک بی نم نزدم
زان بیم که دم تیز کند آتش دل
تا روز همی سوختم و دم نزدم
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۶۷ - نه برگ شکایت از تو گفتن دارم
نه برگ شکایت از تو گفتن دارم
نه طاقت درد دل نهفتن دارم
آگنده چو غنچه گشتم از غم دریاب
کز تنگ دلی سر شکفتن دارم
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۶۸ - از جور تو حال ارچه تبه می دارم
از جور تو حال ارچه تبه می دارم
هم لطف تو را گوش به ره می دارم
در پرده به رسم دوستان می سوزم
وین حال ز دشمنان نگه می دارم
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۶۹ - هر گز نفسی حکایت از تو نکنم
هر گز نفسی حکایت از تو نکنم
کازادی بی نهایت او تو نکنم
از دل نکنم شکایتی کز تو کنم
از دل کنم آن شکایت از تو نکنم
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۷۰ - با گل گفتم چو سوی گلزار آیم
با گل گفتم چو سوی گلزار آیم
از عهد بد تو سست گردد رایم
گل سوی تو بنگرید دزدیده بگفت:
بد عهدتر از خودت کسی بنمایم؟
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۷۱ - گرچه همه جهد بندگی بنمایم
گرچه همه جهد بندگی بنمایم
از عشق تو پیش کس زبان نگشایم
هم بر سر آب آید این قصه چو من
با آب دو چشم خویش می برنایم
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۷۲ - ما خانه ز خانه قلندر کردیم
ما خانه ز خانه قلندر کردیم
وز خاک در مصطبه افسر کردیم
لب بر لب ساغر چو صراحی جان را
خندان خندان فدای ساغر کردیم
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۷۳ - می خواهم و مطرب و دلارام و ندیم
می خواهم و مطرب و دلارام و ندیم
این است طبیعت من از چرخ مقیم
من می نخورم خوش نزیم، پس چکنم؟
دنیا گذران است و خداوند کریم
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۷۴ - ماییم که رسم ملک جمشید نهیم
ماییم که رسم ملک جمشید نهیم
وز بهر ذخیره صیت جاوید نهیم
از جدی و حمل به بزم بریان سازیم
بر خوان حمل قرصه خورشید نهیم
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۷۵ - ای دل مشو اندر خط این خوش پسران
ای دل مشو اندر خط این خوش پسران
هر عشوه که زلفشان فروشد مخر آن
این حلقه ما راست، مزن دست درین
وان رشته مو رُست منه پای بر آن
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۷۶ - ای باد ز غصه ای که خون پا شد از آن
ای باد ز غصه ای که خون پا شد از آن
با یار مگو که تنگ دل باشد از آن
ور زلف همی پریشیش نر پریش
بر تازه گلش مزن که بخراشد از آن