تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۷۷ - گفتی چو بماندی از شراب آوردن
گفتی چو بماندی از شراب آوردن
مستی به تو می نیست صواب آوردن
در ده که به مستان می ناب آوردن
گنجیست روان سوی خراب آوردن
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۷۸ - بر طرف مه آن طره شبرنگش بین
بر طرف مه آن طره شبرنگش بین
صد تنگ شکر در شکر تنگش بین
در آتش رخ بی گنه آن هندو را
آویخته یارب دل چون سنگش بین
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۷۹ - کو دیده که خون جگر آرم با او
کو دیده که خون جگر آرم با او
یا صبر که روزی به سر آرم با او
کو شیفته ای و تیره روزی چون من
تا در غم او دمی بر آرم با او
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۸۰ - ای زلف درازت اصل گمراهی ازو
ای زلف درازت اصل گمراهی ازو
در معرض فتنه مرغ تا ماهی ازو
بر خسته دلم که هست آگاهی از او
چندین چه کنی جور چه می خواهی از او
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۸۱ - شاها،ملکان ملک سپارند به تو
شاها،ملکان ملک سپارند به تو
وز بیم تو خان و مان گذارند به تو
تو کعبه اقبال جهانی لابد
شاهان زمانه روی آرند به تو
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۸۲ - ای ورد ملایکه دعای سر تو
ای ورد ملایکه دعای سر تو
سر نیست زمانه را به جای سر تو
با دشمن تو نیام شمشیر تو گفت
سر دل من باد قضای سر تو
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۸۳ - ای دوست نبودیم و نیم خوش بی تو
ای دوست نبودیم و نیم خوش بی تو
شد... خود بلاکش بی تو
ایام به خیره خیره بر من بگماشت
چشمی و دلی پر آب و آتش بی تو
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۸۴ - گر عارضه ای روی نمودت ای شاه،
گر عارضه ای روی نمودت ای شاه،
خوش باش کزو نیافت نقصان به تو راه!
زین پس بودت فزونی حشمت و جاه
زیرا که پس از محاق بفزاید ماه
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۸۵ - در ثورگه ست خانه طالع شاه
در ثورگه ست خانه طالع شاه
نشگفت اگر سیاه شد چهره ماه
این ست نشان آن که در خانه او
هر کس که زند طعنه بود روی سیاه
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۸۶ - ای باغ وجود را عمارت کرده
ای باغ وجود را عمارت کرده
رُمحَت سر بدسگال بار آورده
تو میوه ز فتح چین که بدخواهانت
از بار بریختند برناخورده
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۸۷ - ای زلف توام در تب و تاب افکنده
ای زلف توام در تب و تاب افکنده
بر بخت بدم چشم تو خواب افکنده
در دوستی تو کوری دشمن را
چون خال توام سپر بر آب افکنده
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۸۸ - ای چشم من از سیم برت سیمابی
ای چشم من از سیم برت سیمابی
وی اشک من از پسته تو عنابی
در نرگس چشم تو عجب می مانم
کو تازه چگونه است بدین بی خوابی؟
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۸۹ - ای دوست مرا به کام دشمن کردی
ای دوست مرا به کام دشمن کردی
دشمن نکند آنچه تو با من کردی
تو سوخته خرمن دگر کس بودی
مانند خودم سوخته خرمن کردی
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۹۰ - ای شمع تو صوفی صفتی پنداری
ای شمع تو صوفی صفتی پنداری
کاین شش صفت از اهل تصوف داری
شب خیزی و نور جهره و زردی روی
سوز دل و آب دیده و بیداری
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۹۱ - ای غنچه گل سرشکفتن داری
ای غنچه گل سرشکفتن داری
وی نرگس مست میل خفتن داری
وی سوسن تر دراز کردی تو زبان
اندیشه راز عشق گفتن داری
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۹۲ - نه زهره که از غمت بنالم به کسی
نه زهره که از غمت بنالم به کسی
یا از تو شکایتی شکالم به کسی
جان رشوه دیده می دهد [اما] اشک
پیدا نکند صورت حالم به کسی
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۹۳ - ای نوبت تو گذشته از چرخ بسی
ای نوبت تو گذشته از چرخ بسی
بی نوبت تو مباد عالم نفسی
آوازه نوبتت به هرکس برساد
لیکن مرساد نوبت از تو به کسی
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۹۴ - در ده می لعل لاله گون صافی
در ده می لعل لاله گون صافی
بگشای ز حلق شیشه خون صافی
کامروز برون ز جام می نیست مرا
یک دوست که دارد اندرون صافی
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۹۵ - شخصی دارم دلی خراب اندر وی
شخصی دارم دلی خراب اندر وی
جانی دارم هزار تاب اندر وی
در آرزوی روی تو دارم شب و روز
چشمی و هزار چشمه آب اندر وی
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۹۶ - ای از تو بلند نام شاهنشاهی
ای از تو بلند نام شاهنشاهی
بگرفته ز ماه دولتت تا ماهی
با عزم تو کاسمان به گردش نرسد
جز فتح و ظفر کرارسد همراهی؟