تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۸۰ - جمعیت سیم و زر لئیمان دارند
جمعیت سیم و زر لئیمان دارند
وز پیسه بسی تنگ، غنیمان دارند
زنهار مکن شکایت از دست تهی
کاین شیوه خاص را کریمان دارند
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۸۱ - رو، یک جهتان به هر طرف نگذارند
رو، یک جهتان به هر طرف نگذارند
سررشته مهر تو ز کف نگذارند
از سینه اهل راز آید، که دگر
پروردن گوهر به صدف نگذارند
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۸۲ - فردا که حساب خیر و شر می‌گیرند
فردا که حساب خیر و شر می‌گیرند
عذر گنه از گنه بتر می‌گیرند
رو فارغ کن به توبه خود را ز گناه
امروز که از تو عذر برمی‌گیرند
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۸۳ - اول به ره عشق خموشت سازند
اول به ره عشق خموشت سازند
وانگه به درش حلقه به گوشت سازند
تا با خودی، از خود خبری نیست تو را
در بیهوشی تمام هوشت سازند
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۸۴ - مردان همه برگ ترک عالم سازند
مردان همه برگ ترک عالم سازند
کی تخت قباد و مسند جم سازند
بر چرخ، ستاره گر ندارند چه باک
آیینه زنان نگین خاتم سازند
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۸۵ - می، خامان را زود ره هوش زند
می، خامان را زود ره هوش زند
انگشت صدا بر لب خاموش زند
آید به خروش، تازه دولت نفسی
از آب، دمی کوزه نو، جوش زند
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۸۶ - حاسد نمکم بر جگر ریش زند
حاسد نمکم بر جگر ریش زند
نیش از ره دوستی به دل بیش زند
گرم است به طعنه در لباس بازی
آری سوزن به دوختن نیش زند
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۸۷ - گویند انسان علم ز هم اندوزند
گویند انسان علم ز هم اندوزند
من می‌گویم همه ز حق آموزند
حق با ایشان بود در آیینه و آب
از عکس چراغ اگر چراغ افروزند
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۸۸ - نزدیکان را گر چو چراغ افروزند
نزدیکان را گر چو چراغ افروزند
در بزم وصال و هم ملال اندوزند
پیراهن فانوس شود تیره ز دود
هرچند که از برای نورش دوزند
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۸۹ - آن قوم که دل‌بسته صورت باشند
آن قوم که دل‌بسته صورت باشند
از معنی عرفان خدا ...اشند
دارند سری به صورت بی‌معنی
گویی که شبیه خامه نقاشند
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۹۰ - این خلق مجازی نه ز اهل هوشند
این خلق مجازی نه ز اهل هوشند
گر اهل ردا، وگر مرقّع‌پوشند
آمیزششان به هم ندارد مزه‌ای
با هم چو شراب بی‌نمک می‌جوشند
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۹۱ - آن کس که به ذکر محضت ارشاد کند
آن کس که به ذکر محضت ارشاد کند
از بندگی‌ات چگونه آزاد کند؟
خود گو: بر خواجه جای خدمت گیرد
هرچند که بنده خواجه را یاد کند؟
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۹۲ - آن را که خدا به بندگی یاد کند
آن را که خدا به بندگی یاد کند
آزادگی‌اش چگونه دلشاد کند؟
دانی به جهان که دارد آزادی را؟
آن بنده که خواجه‌اش خود آزاد کند
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۹۳ - گاهم به وصال، دل ز غم فرد کند
گاهم به وصال، دل ز غم فرد کند
گاهم ز فراق، سینه پردرد کند
خاصیت آفتاب دارد مه من
خود سبزه برویاند و خود زرد کند
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۹۴ - هرکس که سخن ز قدر و مقدار کند
هرکس که سخن ز قدر و مقدار کند
کی حالت خود تواند اظهار کند
خواهی هنرت عیان شود، پستی جو
شمشیر فرود آید و کار کند
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۹۵ - پیوسته فلک تهیه نیش کند
پیوسته فلک تهیه نیش کند
تا سینه ارباب هنر ریش کند
این است مدار، عیب گلبن نکنند
گر تربیت خار ز گل بیش کند
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۹۶ - آن قوم که بر خوان سخاوت نمکند
آن قوم که بر خوان سخاوت نمکند
در زیر فلک نی‌اند، گویا ملکند
همت که بود پیشه مردان، مطلب
از طایفه‌ای که زیر دست فلکند
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۹۷ - با نام هنر به دهر، کس سر نکند
با نام هنر به دهر، کس سر نکند
از مشعل مه، چراغ کس بر نکند
یابند چه بهره از کمال، اهل کمال؟
شادابی گوهر، لب کس تر نکند
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۹۸ - جاهل را چرخ، بخت روشن نکند
جاهل را چرخ، بخت روشن نکند
بی ترک غضب، مرد معین نکند
آری آری، نه سر شود نی سرور
تا خامه وداع رگ گردن نکند
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۹۹ - از عشق دلی که دیده دوزد چه کند
از عشق دلی که دیده دوزد چه کند
چون آتش عشق برفروزد چه کند
بر شیوه معشوق کند عاشق کار
پروانه چو شمع اگر نسوزد چه کند