تعداد ۳۹۵۶ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۲۶
بهارست همواره هر روزیم
به منکر فراوان، به معروف کم
رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۲۷
مکن خویشتن از ره راست گم
که خود را به دوزخ بری بافدم
رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۲۸
به دشت ار به شمشیر بگزاردم
ازان به که ماهی بیو باردم
رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۲۹
اگر باشگونه بود پیرهن
بود حاجت برکشیدن زتن
رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۳۰
جگر تشنگانند بی‌توشگان
که بیچارگانند و بی‌زاوران
رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۳۱
وگر پهلوانی ندانی زبان
ورز رود را ماورالنهر دان
رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۳۲
که هرگه که تیره بگرددجهان
بسوزد چو دوزخ شود با دران
رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۳۳
بداندیش دشمن برو ویل جو
که تا چون ستاند ازو چیز او
رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۳۴
سرشک از مژه همچو در ریخته
چو خوشه ز سارونه آویخته
رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۳۵
نشسته به صد چشم بر باره‌ای
گرفته به چنگ اندرون باره‌ای
رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۳۶
لب بخت پیروز را خنده ای
مرا نیز مروای فرخنده ای
رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۳۷
میلفنج دشمن، که دشمن یکی
فزونست و دوست ار هزار اندکی
رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۳۸
ایا خلعت فاخر از خرمی
همی رفتی و می نوشتی ز می
رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۳۹
جوان بودم و پنبه فخمیدمی
چو فخمیده شد دانه برچیدمی
رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۴۰
جوان چون بدید آن نگاریده روی
به سان دو زنجیر مرغول موی
رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۴۱
به خنیاگری نغز آورد روی
که: چیزی که دل خوش کند، آن بگوی
رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۴۲
به چشم دلت دید باید جهان
که چشم سر تو نبیند نهان
رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۴۳
بدین آشکارت ببین آشکار
نهانیت را بر نهانی گمار
سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۸۷ - اگر رای رحمت شود با دلم
اگر رای رحمت شود با دلم
دمی بو که بی‌زای زحمت زید
مگس را کند در زمان نامزد
که تا بر سر رای رحمت رید
سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۱۰۸ - اگر ریش خواجه ببرند پاک
اگر ریش خواجه ببرند پاک
رسن گر بگیرد به بسیار چیز
که تا پاردم سازد از بهر آنک
بود پاردم بر گذرگاه تیز