تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۶۴۰ - زنهار به فکر خواهش از جا نروی
زنهار به فکر خواهش از جا نروی
غافل نشوی ز سهو و عمدا نروی
گر خون عوض آب دهندت چو شفق
چون ابر به دریوزه دریا نروی
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۶۴۱ - گاهی نخود سبزی هر دیگ شوی
گاهی نخود سبزی هر دیگ شوی
گه در ته جوی این و آن ریگ شوی
بر معرفتت بگو چه خواهد افزود
گیرم که تو نیز خواجه ... شوی
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۶۴۲ - گر سوخته آتش بی دود شوی
گر سوخته آتش بی دود شوی
هرچند زیانی، همه سر سود شوی
کنجی بنشین و نیستی جوی و مترس
بود تو کدام است که نابود شوی؟
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۶۴۳ - تا کی مشغول عالم خاک شوی
تا کی مشغول عالم خاک شوی
وز بود و نبود شاد و غمناک شوی
زین هستی موهوم اگر پاک شوی
از خیل مجردات افلاک شوی
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۶۴۴ - گیرم ز مقربان درگاه شوی
گیرم ز مقربان درگاه شوی
وز معتکفان درگه شاه شوی
تا پرده هستی ندری، ممکن نیست
کز راز درون پرده آگاه شوی
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۶۴۵ - با حرص و هوا، کی بود روزبهی؟
با حرص و هوا، کی بود روزبهی؟
محفوظ نگردی، از هوا تا نرهی
از نفس بد ایمنی به ترک هوس است
خود را نزند موش به انبان تهی
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۶۴۶ - هرچند که دارد آسمان مهر و مهی
هرچند که دارد آسمان مهر و مهی
از جای درآردش ز چشمت نگهی
در بحر، ز هر قطره تنک ظرف ترست
با آن که حباب را چو دریاست تهی
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۶۴۷ - از کس نبود هراس در تنهایی
از کس نبود هراس در تنهایی
امن است دلم ز پاس در تنهایی
از خلق کناره‌گیرم اما چه کنم
چون جمع شود حواس در تنهایی
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۶۴۸ - ای قد تو سرو چمن دلجویی
ای قد تو سرو چمن دلجویی
روی تو گل گلشن نیکورویی
سودایی زلف خویش کردی چو مرا
عذرم بپذیر در پریشان‌گویی
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۶۴۹ - با رستم گُرد اگر هماورد تویی
با رستم گُرد اگر هماورد تویی
یا در صف کینه‌آوران فرد تویی
مردی نبود برآمدن با چو خودی
با نفس خود ار برآمدی، مرد تویی
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۶۵۰ - در خانقه کون و مکان پیر تویی
در خانقه کون و مکان پیر تویی
این صومعه را باعث تعمیر تویی
باشد ز تو ارشاد جوان‌بختان را
چون صبح دوم، پیر جهانگیر تویی
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۶۵۱ - ای پیرو کاملان عرفان که تویی
ای پیرو کاملان عرفان که تویی
از ایشانی و نه چو ایشان که تویی
چون باد، ازین بحر، سبک نگذشتی
چون موج، سبک‌روح گران‌جان که تویی
کمال خجندی : مقطعات
شماره ۲۲ - آن میرکه در سماع سوزی دارد
آن میرکه در سماع سوزی دارد
سگ روی غلام همچو یوزی دارد
گویند غلام او خطی دارد سبز
خط نی که ولی جوال دوزی دارد
کمال خجندی : مقطعات
شماره ۸۳ - با اکبر مسگر به دکان گفتم من
با اکبر مسگر به دکان گفتم من
زانگشت سیه شد به تنت پیراهن
گفتا که ز عشق روی احمد سوخت
بر آتش دل پیرهن پاره من
کمال خجندی : رباعیات
شماره ۱ - دی جلوه گری بین که آراست مرا
دی جلوه گری بین که آراست مرا
خوان کرم خدا مهیاست مرا
حلوا چو زغاره بود در سفره ما
امروز همان زغاره حلواست مرا
کمال خجندی : رباعیات
شماره ۲ - قول و غزلی که دل رباید همه را
قول و غزلی که دل رباید همه را
چنگت بوصول چپ سراید همه را
چنگ تو بچنگ زلف خوبان ماند
ز آنرو که شکستنش خوش آید همه را
کمال خجندی : رباعیات
شماره ۳ - گفتم مستی گفت که آری بخدا
گفتم مستی گفت که آری بخدا
گفتم مگذار گفت که بگذار مرا
گفتم بازا گفت که از من بازا
گفتم رفتم گفت دگر باز میا
کمال خجندی : رباعیات
شماره ۴ - با پسته شیرین تو شکر هیچ است
با پسته شیرین تو شکر هیچ است
با سنبل مشگین تو عنبر هیچ است
گویند که هیچ است ز تنگی دهنت
من هیچ ندیده ام سخن در هیچ است
کمال خجندی : رباعیات
شماره ۵ - با پسته تنگ تو شکر بر هیچ است
با پسته تنگ تو شکر بر هیچ است
با موی میان تو کمر بر هیچ است
گر بر دهنت کنم نظر هیچ مرنج
زیرا که مرا از تو نظر بر هیچ است
کمال خجندی : رباعیات
شماره ۶ - تا کی نبود با دل من تمکینت
تا کی نبود با دل من تمکینت
تا چند بود جور و جفا آئینت
پیوسته بکینه دلم می پیچد
زلفین خم اندر خم چین بر چینت