تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
همام تبریزی : رباعیات
شماره ۹۸ - ای نی که به ناله غم همی فرسایی
ای نی که به ناله غم همی فرسایی
وز نغمه خوش طرب همی افزایی
ببریده ای از شکر ازان می نالی
وین طرفه که بی شکر شکر می خایی
همام تبریزی : رباعیات
شماره ۹۹ - گه ره زن و گاه رهنمون می آیی
گه ره زن و گاه رهنمون می آیی
گاهی ز درون گه ز برون می آیی
هر لحظه به کسوه یی برون می آیی
آگه نشود کسی که چون می آیی
همام تبریزی : مفردات
شماره ۱۷ - حالی که به صد زبان بیان نتوان کرد
حالی که به صد زبان بیان نتوان کرد
کلک دو زبان چگونه تقریر کند
همام تبریزی : مفردات
شماره ۴۵ - چون جان و دلم ز خدمتت نیست جدا
چون جان و دلم ز خدمتت نیست جدا
اندر نظرت چه قدر دارد بدنی
همام تبریزی : مفردات
شماره ۴۷ - دل گفت که زحمت تن آنجا چه بری
دل گفت که زحمت تن آنجا چه بری
این کار همان به که به جان فرمایی
حزین لاهیجی : قطعات
شمارهٔ ۳ - تاریخ تولّد میر ضیاء الدّین
مولود عزیز، قرّهٔ العین کمال
افزود کمال، ماه فروردین را
از سال ولادتش، دهد نام، خبر
بشماری اگر، میرضیاء الدّین را
حزین لاهیجی : قطعات
شمارهٔ ۵۳ - در تاریخ فوت پدر دانشمند خود گفته است
علامهٔ دهر، والد والا شان
چون کرد سفر به جنّت جاویدان
در واقعهٔ رحلت او، کلک حزین
تاریخ نوشت جای او باغ جنان
حزین لاهیجی : قطعات
شمارهٔ ۵۴ - در تاریخ فوت عالمی عبدالله نام۳
نور دل و دیده، مجلس آرای زمان
ملا عبدالله فاضل عالیشان
در ماه مبارک، سفری شد ز جهان
تاریخ وفات اوست ماه رمضان
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱ - شد صید خم زلف رسایی دل ما
شد صید خم زلف رسایی دل ما
افتاد به دام اژدهایی دل ما
از بوی کباب می توان دانستن
کز عشق در آتش است جایی دل ما
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۲ - ای چشم و چراغ دل غم دیدهٔ ما
ای چشم و چراغ دل غم دیدهٔ ما
در راه تو خاک شد دل و دیدهٔ ما
هجران تو بود، گفتمت تا دانی
تاراجگر بساط برچیدهٔ ما
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۳ - لعلت به فسون نبرد از دل تب و تاب
لعلت به فسون نبرد از دل تب و تاب
گر شکّر لطف داد و گر زهر عتاب
القصه که در عشق جگرسوز چو شمع
از آه در آتشیم و از اشک در آب
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۴ - کردی دلم از حسن گلوسوز کباب
کردی دلم از حسن گلوسوز کباب
نه پرتو لطف دیده نه برق عتاب
خواهیم به عشق، نیم بسمل شده ماند
کز گرمی خون ماست، شمشیر تو آب
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۵ - در دیدهٔ هر که شق کند پردهٔ خواب
در دیدهٔ هر که شق کند پردهٔ خواب
سرتاسر آفاق بود موج سراب
ساقی، قدحی در ده از آن بادهٔ ناب
سرّ دو جهان بشنو ازین مست خراب
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۶ - ای مطرب عاشقان نوای تو کجاست؟
ای مطرب عاشقان نوای تو کجاست؟
ای ساقی جان آب بقای توکجاست؟
گیرم دل ما از نظر افتادهٔ توست
گیرایی مژگان رسای تو کجاست؟
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۷ - سرمایه دهر، خاک بیزی ست،که هست
سرمایه دهر، خاک بیزی ست،که هست
در مزرع حسرت اشک ریزی ست، که هست
آگاهی و دریافت، گران است که نیست
ارزانِ زمانه بی تمیزی ست، که هست
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۸ - در کار زمانه هر که بیکارتر است
در کار زمانه هر که بیکارتر است
از عاقبت کار خبردارتر است
از باده ی غفلت از غم دهر ، حزین
هشیارتر است هرکه سرشارتر است
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۹ - هر چند که ما رهرو و دنیا راه است
هر چند که ما رهرو و دنیا راه است
در راه نشستن خطر آگاه است
زین شرم نشسته ام که پیرایهٔ تن
گر برخیزم به قامتم کوتاه است
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۰ - اوضاع زمانه لایق دیدن نیست
اوضاع زمانه لایق دیدن نیست
وضعی خوشتر ز چشم پوشیدن نیست
دانی ز چه پا کشیده ام در دامان؟
دنیا تنگ است، جای جنبیدن نیست
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۱ - نوبت ز کیان به ماکیان افتاده ست
نوبت ز کیان به ماکیان افتاده ست
بازیّ شگرفی به میان افتاده ست
شاید که سپهر سفله رقصد ز نشاط
شمشیر زدن به دف زنان افتاده ست
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۲ - در محفل آسمان سُها و خور هست
در محفل آسمان سُها و خور هست
در بحر جهان هم صدف و هم در هست
تا خود چه بود قسمت روزی طلبان
هم مائدهٔ عیسی و هم آخور هست