جستجو در گوهرین

در متن گوهرها، نام افراد و عنوان‌ها، برچسب‌ها و وزن شعر جستجو کنید.

عبارات مورد جستجو در ۶۵۹۰ گوهر پیدا شد:
امیرخسرو دهلوی غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

غزل ۱۴۹ - هزار سال ترا بینم و نگردم سیر

هزار سال ترا بینم و نگردم سیر
ولی دریغ که بنیاد عمر محکم نیست
امیرخسرو دهلوی غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

غزل ۱۵۲ - بیش رفتارت بیاید راه کبکم در نظر

بیش رفتارت بیاید راه کبکم در نظر
گر رونده هست لیکن هم‌چو تو آینده نیست
چون بلایی نیست چشمت را به کشتن باز کن
هر که در عهدت به مرگ خویش میرد زنده نیست
امیرخسرو دهلوی غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

غزل ۱۵۸ - چون بگیتی هر چه می‌آید روان خواهد گذشت

چون بگیتی هر چه می‌آید روان خواهد گذشت
خرم آنکس کونکو نام از جهان خواهد گذشت
مهر جانی وبهاری کایدت خوش باش ازانک
چند بعد از تو بهار و مهر جان خواهد گذشت
خسرو بستان متاعی در دکان روزگار
کین بهار عمر ناگه رایگان خواهد گذشت
امیرخسرو دهلوی غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

غزل ۱۹۸ - سخن همان قدری گو که من توانم زیست

سخن همان قدری گو که من توانم زیست
نمک همان قدری زن که در جگر گنجد
امیرخسرو دهلوی غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

غزل ۲۰۵ - بتم چو روی سوی خانهٔ کتاب آرد

بتم چو روی سوی خانهٔ کتاب آرد
زخلق اگر نکند رخ نهان که تاب آرد
امیرخسرو دهلوی غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

غزل ۲۷۰ - می کشد از چشم و خوشتر آنکه می‌گوید که خلق

می کشد از چشم و خوشتر آنکه می‌گوید که خلق
خود همی میرند کسی را چشم من کم می‌کشد
امیرخسرو دهلوی غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

غزل ۲۷۸ - که می آید چنین یارب مگر مه بر زمین آمد

که می آید چنین یارب مگر مه بر زمین آمد
چه گرد است اینکه می‌خیزد که جانان هم‌نشین آمد
که میراند جنیبت را که میدان عنبر آگین شد
کدامین باد می جنبد که بوی یا سیمین آمد
صبوری را دلم در خاک من جوید نمی‌یاید
غبار کیست این یارب که در جان حزین آمد
بتی و آفت تقوی و دین آخر نمی‌دانی
که در شهر مسلمانان نباید این چنین آمد
امیرخسرو دهلوی غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

غزل ۳۸۷ - گر ز در ماندگی عشق ترا دردی هست

گر ز در ماندگی عشق ترا دردی هست
هم بدان درد قناعت کن و درمان بگذار
امیرخسرو دهلوی غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

غزل ۴۷۱ - هوس دارم پس از مردن قد سرو روان یعنی

هوس دارم پس از مردن قد سرو روان یعنی
ازان قامت به خاک خویش رفتار آرزو دارم
امیرخسرو دهلوی غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

غزل ۴۷۹ - ذوق خرد نجویم کز غمکشان عشقم

ذوق خرد نجویم کز غمکشان عشقم
فضل عرب ندانم کز روستای غورم
امیرخسرو دهلوی غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

غزل ۵۴۶ - خوش است آن لب گزیدن گاه شور انگیزی خنده

خوش است آن لب گزیدن گاه شور انگیزی خنده
اگر چه نیست از معهود حلوا با نمک خوردن
امیرخسرو دهلوی غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

غزل ۵۹۶ - نفسی که با نگاری گذرد به شادمانی

نفسی که با نگاری گذرد به شادمانی
مفروش لذتش را به حیات جاودانی
ز طرب مباش خالی می‌رود خواه و ساقی
که غنیمتست و دولت دو سه روز زندگانی
غم نیستی و هستی نخورد کس که داند
که گذشت عمر و باقی نبود جهان فانی
مکن ای امام مسجد من رند را ملامت
چو به شهر می‌پرستان نرسیده‌ایی چه دانی؟
چه شوی به زهد غره که ز دیر می پرستان
به خدا رسید بتوان به تضرع نهانی
تو و زهد خرقه پوشان من و دیر درد نوشان
به تو حال ما نماند تو به حال ما نمانی
بخدا که رشکم آید به رخش ز چشم خود هم
که نظر دریغ بماند ز چنان لطیف رویی
رودکی ابیات پراکنده

شماره ۱۶ - ندیده تنبل اوی و بدیده مندل اوی

ندیده تنبل اوی و بدیده مندل اوی
دگر نماید ودیگر بود به سان سراب
رودکی ابیات پراکنده

شماره ۵۱ - چرخ چنینست و بدین ره رود

چرخ چنینست و بدین ره رود
لیک ز هر نیک و ز هر بد نوند
رودکی ابیات پراکنده

شماره ۵۶ - برو، ز تجربهٔ روزگار بهره بگیر

برو، ز تجربهٔ روزگار بهره بگیر
که بهر دفع حوادث ترا به کار آید
رودکی ابیات پراکنده

شماره ۱۱۸ - تلخی و شیرینیش آمیخته است

تلخی و شیرینیش آمیخته است
کس نخورد نوش و شکر با پیون
رودکی ابیات پراکنده

شماره ۱۲۸ - چرا عمر کرکس دو صد سال؟ ویحک!

چرا عمر کرکس دو صد سال؟ ویحک!
نماند فزون تر ز سالی پرستو؟
رودکی ابیات پراکنده

شماره ۱۴۴ - بتگک ازان گزیده‌ام این کازه

بتگک ازان گزیده‌ام این کازه
کم عیش نیک و دخل بی اندازه