هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به زندگی زودگذر و لذتهای آن اشاره دارد و از غم و اندوه دنیوی دوری میجوید. شاعر به مخاطب خود توصیه میکند که از زندگی کوتاه خود لذت ببرد و به دنبال حیات جاودانی نباشد. همچنین، از زاهدان و متعصبان انتقاد میکند و بر این باور است که هر کس راه خود را دارد و نباید دیگران را به خاطر انتخابشان سرزنش کرد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و اجتماعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا پیچیده باشد.
غزل ۵۹۶ - نفسی که با نگاری گذرد به شادمانی
نفسی که با نگاری گذرد به شادمانی
مفروش لذتش را به حیات جاودانی ۱
ز طرب مباش خالی میرود خواه و ساقی
که غنیمتست و دولت دو سه روز زندگانی ۲
غم نیستی و هستی نخورد کس که داند
که گذشت عمر و باقی نبود جهان فانی ۳
مکن ای امام مسجد من رند را ملامت
چو به شهر میپرستان نرسیدهایی چه دانی؟ ۴
چه شوی به زهد غره که ز دیر می پرستان
به خدا رسید بتوان به تضرع نهانی ۵
تو و زهد خرقه پوشان من و دیر درد نوشان
به تو حال ما نماند تو به حال ما نمانی ۶
بخدا که رشکم آید به رخش ز چشم خود هم
که نظر دریغ بماند ز چنان لطیف رویی ۷
مفروش لذتش را به حیات جاودانی ۱
ز طرب مباش خالی میرود خواه و ساقی
که غنیمتست و دولت دو سه روز زندگانی ۲
غم نیستی و هستی نخورد کس که داند
که گذشت عمر و باقی نبود جهان فانی ۳
مکن ای امام مسجد من رند را ملامت
چو به شهر میپرستان نرسیدهایی چه دانی؟ ۴
چه شوی به زهد غره که ز دیر می پرستان
به خدا رسید بتوان به تضرع نهانی ۵
تو و زهد خرقه پوشان من و دیر درد نوشان
به تو حال ما نماند تو به حال ما نمانی ۶
بخدا که رشکم آید به رخش ز چشم خود هم
که نظر دریغ بماند ز چنان لطیف رویی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۵ - بس که دو دیدهٔ سیه بر کف پای سودمش
گوهر بعدی:غزل ۵۹۷ - گر به آغوش بریزند گل اندر برمن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.