تعداد ۴۶۰۶ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۲۷ - شب قدر وصلت ز فرخندگی
شب قدر وصلت ز فرخندگی
فرح بخش‌تر از فرسنا فدست
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۳۴ - چه گر من همیشه ستا گوی باشم
چه گر من همیشه ستا گوی باشم
ستایم نباشد نکو جز به نامت
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۳۶ - ز مهرش مبادا تهی ایچ دل
ز مهرش مبادا تهی ایچ دل
ز فرمانش خالی مباد ایچ مرج
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۴۱ - به تو بازگردد غم عاشقی
به تو بازگردد غم عاشقی
نگارا، مکن این همه زشتیاد
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۵۹ - اگر من زونجت نخوردم گهی
اگر من زونجت نخوردم گهی
تو اکنون بیا و زونجم بخور
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۶۵ - علم ابر و تندر بود کوس او
علم ابر و تندر بود کوس او
کمان آدنیده شود ژاله تیر
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۷۲ - حسودانت را داده بهرام نحس
حسودانت را داده بهرام نحس
ترا بهره کرده سعادت زواش
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۱۰ - بسی خسرو نامور پیش ازین
بسی خسرو نامور پیش ازین
شدستند زی ساری و ساریان
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۱۵ - به آتش درون بر مثال سمندر
به آتش درون بر مثال سمندر
به آب اندرون بر مثال نهنگان
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۲۴ - به چنگال قهر تو در، خصم بد دل
به چنگال قهر تو در، خصم بد دل
بود همچو چرزی به چنگال شاهین
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۲۸ - چرا عمر کرکس دو صد سال؟ ویحک!
چرا عمر کرکس دو صد سال؟ ویحک!
نماند فزون تر ز سالی پرستو؟
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۵۴ - گه ارمنده‌ای و گه ارغنده‌ای
گه ارمنده‌ای و گه ارغنده‌ای
گه آشفته‌ای و گه آهسته‌ای
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۶۲ - چه نیکو سخن گفت؟ یاری بیاری
چه نیکو سخن گفت؟ یاری بیاری
که: تا کی کشم از خسر ذل و خواری؟
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۶۷ - جهانا، همانا کزین بی‌گناهی
جهانا، همانا کزین بی‌گناهی
گنه کار ماییم و تو بی کنازی
رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۱
باندا نمودند و خشور را
بدید آن سراپا همه نور را
رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۲
کفن حله شد کرم بهرامه را
کز ابریشم جان کند جامه را
رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۳
به کوه اندرون گفت: کمکان ما
بیا و بکن، بگسلد جان ما
رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۴
توانی برو کار بستن فریب
که نادان همه راست ببند و ریب
رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۵
گرفت آب کاشه ز سرمای سخت
چو زرین ورق گشت برگ درخت
رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۶
ز قلب آنچنان سوی دشمن بتاخت
که از هیبتش شیر نر آب تاخت