تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۶۴ - عشاق ترا امید بهر وزی نیست
عشاق ترا امید بهر وزی نیست
جز درد دل از حسن رخت روزی نیست
بس کس که چو زلفین تو آشفته تست
چون ابن یمین یکی بدلسوزی نیست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۶۵ - نیلوفر تر بر سر آبت چه خوشست
نیلوفر تر بر سر آبت چه خوشست
یعنی رخ و زلف پر بتابت چه خوشست
مانند سیه دانه سویدای دلم
تابنده ز قرص آفتابت چه خوشست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۶۶ - گل کز زرسا و خرده ئی چند اندوخت
گل کز زرسا و خرده ئی چند اندوخت
در ملک چمن بخسروی رخ افروخت
زر را چو به پیکان دو سر جمع آورد
زان بر سر دست خود بمسمارش دوخت
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۶۷ - روی تو و ماه آسمان هر دو یکیست
روی تو و ماه آسمان هر دو یکیست
قد تو و سرو بوستان هر دو یکیست
دل برده و جان میبری ایدوست مگر
بازار تو را قلب و روان هر دو یکیست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۶۸ - عشق لب و دندان چو لعل و گهرت
عشق لب و دندان چو لعل و گهرت
کر دست مرا معتکف خاک درت
من شهره بشیرین سخنی چون نشوم
کاندر دهنم بود لب چون شکرت
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۶۹ - گر کار تو نیکست بتدبیر تو نیست
گر کار تو نیکست بتدبیر تو نیست
ور نیز بدست هم بتقصیر تو نیست
تسلیم و رضا پیشه کن و شاد بزی
چون نیک و بد قضا بتقدیر تو نیست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۷۰ - چون چشم خوشت نرگس اگر رنجورست
چون چشم خوشت نرگس اگر رنجورست
داند همه کس که این ازان بس دورست
بیماری چشم تو و نرگس هیهات
نرگس یرقان دارد و او مخمورست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۷۱ - لعلت صدفی پر گهر مخزونست
لعلت صدفی پر گهر مخزونست
زلفین تو زنجیر دل محزونست
گر عکس خم ابروی تو نیست هلال
خوبی وی از بهر چه روز افزونست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۷۲ - در باغ جمالت ای بت عشوه پرست
در باغ جمالت ای بت عشوه پرست
سیب ز نخ ساده و شفتالو هست
گر زانک بسیب زنخت دست بریم
میدان که نهاده ایم جان بر کف دست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۷۳ - جانا لب میگون تو روح ما نیست
جانا لب میگون تو روح ما نیست
دارم نظری با تو ولی تنها نیست
تو یوسف حسنی و چهی در زنخت
دیدم که هزار جان در او زندانیست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۷۴ - راحت ز طبیعت جهان مهجورست
راحت ز طبیعت جهان مهجورست
ره سوی مراد عاقلان بس دورست
خوشتر ز عسل مخواه و شیرینتر از او
او نیز چو بنگری قی زنبورست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۷۵ - هر کس که ره و رسم جهان نیک شناخت
هر کس که ره و رسم جهان نیک شناخت
از بهر اقامت اندرو خانه نساخت
این کهنه رباط را عمارت چه کنی
آخر چو به دیگرانش باید پرداخت
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۷۶ - جانرا بزر ارنگه توانستی داشت
جانرا بزر ارنگه توانستی داشت
قارونش بزر نگه توانستی داشت
ور تیر اجل کسی توانستی دید
خود را بسپر نگه توانستی داشت
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۷۷ - کس تیغ چو پهلوان ایران نزدست
کس تیغ چو پهلوان ایران نزدست
خنجر به ازو رستم دستان نزدست
زخمی که سپهبد جهان حیدر زد
حقا که ابو لولوئه به زان نزدست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۷۸ - معنیت چو آنجا بگذارد صورت
معنیت چو آنجا بگذارد صورت
در حال دگر جانت برارد صورت
وای از عدمی که صورتش پیدا شد
وانگه ز خودی که خود ندارد صورت
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۷۹ - در پای دلت گر ز هوس خاری نیست
در پای دلت گر ز هوس خاری نیست
با نیک و بد جهان ترا کاری نیست
تا چند در سرای معشوق زنی
غیر از تو درین دیار دیاری نیست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۸۰ - هر ذره که موجود شد از مغز و ز پوست
هر ذره که موجود شد از مغز و ز پوست
چون در نگری بجملگی پرتو اوست
در آینه عکس لب دلدار ببوس
یا بر لب تست بوسه یا بر لب اوست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۸۱ - وقت طرب و مستی هشیارانست
وقت طرب و مستی هشیارانست
کاطراف چمن کلبه عطارانست
از هر طرفی شکوفه پران گشته
چون نامه اعمال نکو کارانست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۸۲ - هر کس که از این عالم فانی بگذشت
هر کس که از این عالم فانی بگذشت
وز عادت و رسم این جهانی بگذشت
آن دم بحیات جاودانی پیوست
تا ظن نبری که زندگانی بگذشت
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۸۳ - خرم دل آنک بر صبوحی آموخت
خرم دل آنک بر صبوحی آموخت
بر آتش می خرمن اندوه بسوخت
تا چند خری عشوه گلزار بهشت
آنست که آدمش بیک حبه فروخت