تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۸۴ - ایخنده زنان بر مه انور رخ تو
ایخنده زنان بر مه انور رخ تو
وی غیرت آفتاب خاور رخ تو
در حشر که مشغولی هرکس بخودست
دزدیده مرا نظر بود بر رخ تو
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۸۵ - تا بر در آرزو بود منزل تو
تا بر در آرزو بود منزل تو
حل می نشود مسئله مشکل تو
دلرا بهوس کاسه هر آش مکن
تا جام جهان نمای گردد دل تو
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۸۶ - ایدل کم این دیر کهن گیر و برو
ایدل کم این دیر کهن گیر و برو
ترک فلک بیسرو بن گیرو برو
نیک و بد تو پیشرو و رهبر تست
زینپس پی معنی سخن گیرو برو
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۸۷ - ای مفتی شرع مکرمت خامه تو
ای مفتی شرع مکرمت خامه تو
افلاک مطیع رای خود کامه تو
در شرع کرم رواست کاندر دو سه ماه
یکبار ندید ابن یمین نامه تو
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۸۸ - روزی که نبد هیچ نشان من و تو
روزی که نبد هیچ نشان من و تو
دادند به هم قرار جان من و تو
کامروز به جز میان تو با تن من
یک موی نگنجد به میان من تو
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۸۹ - ایدل ز سخن آنچه مرادست آن گو
ایدل ز سخن آنچه مرادست آن گو
جان تربیت است اهل سخن را جان کو
از هر طرفی عنصریی خیزد اگر
سلطان بنوازدش ولی سلطان کو
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۹۰ - ای چرخ فلک هزار فریاد از تو
ای چرخ فلک هزار فریاد از تو
آن به که نیاورد کسی یاد از تو
سرگشته و با لباس محنت زدگان
پیوسته از آنی که نیم شاد از تو
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۹۱ - ای بس که جهان باشد و ما خاک شده
ای بس که جهان باشد و ما خاک شده
ز آلایش تن روان ما پاک شده
تن طوطی جانرا قفسی دلگیرست
طوطی ز قفس جسته بر افلاک شده
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۹۲ - ایدل تو مپندار بجانی زنده
ایدل تو مپندار بجانی زنده
لطفیست الهی که بدانی زنده
گر با تو بود جان بکجا دارد جای
ور بیتو بود پس بچه مانی زنده
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۹۳ - ایمهر رخ تو جای در دل کرده
ایمهر رخ تو جای در دل کرده
چشمت مدد جادوی بابل کرده
آن رسته دندان چو درت گوئی
پروینست در آفتاب منزل کرده
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۹۴ - آمد بر من زلف مشوش کرده
آمد بر من زلف مشوش کرده
وز سنبل تر لاله منقش کرده
من بر سر آشتی و او بر سر جنگ
خود را ز شراب حسن سرخوش کرده
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۹۵ - با عشق تو عقل را پریشانی به
با عشق تو عقل را پریشانی به
بی وصل تو از عمر پشیمانی به
واندر عجبی ز حیرت ابن یمین
حیرت چو ز روی تست حیرانی به
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۹۶ - دائم سخن از صدق و صفا گفتن به
دائم سخن از صدق و صفا گفتن به
وز دامن دل گرد هوا رفتن به
از هر چه خردمند گزیند به جهان
کم خوردن و کم خفتن و کم گفتن به
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۹۷ - ای ابروی چون کمان تو پیوسته
ای ابروی چون کمان تو پیوسته
جان و دل من بتیر محنت خسته
در چشم من ار نه عکس خالت بودی
گشتی بسرشک از او سیاهی شسته
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۹۸ - دلدار من آنحوروش امروز بگاه
دلدار من آنحوروش امروز بگاه
آورد بگرمابه در آنروی چو ماه
نازک تن خود را که حریریست سفید
پوشید ز دیده ها بدانموی سیاه
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۹۹ - از مال تو سائلان نکاهند بده
از مال تو سائلان نکاهند بده
شکرانه آن که از تو خواهند بده
کردست دهد داد دل غمزدگان
کز خلق جهان با تو پناهنده بده
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۰۰ - دلدار مرا دید پریشان گشته
دلدار مرا دید پریشان گشته
واله شده و بیسر و سامان گشته
با همنفسان خویش میگفت بطنز
کین ابن یمینست بدینسان گشته
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۰۱ - هر کو نظر افکند بر آن روی چو ماه
هر کو نظر افکند بر آن روی چو ماه
حیران و شد و میگفت که سبحان الله
جز عارض و روی دلفروز تو که دید
خورشید بزیر سایه طرف کلاه
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۰۲ - زنهار در سرای خود پیوسته
زنهار در سرای خود پیوسته
میدار بهر حال که باشی بسته
دراز پی بستن است وینخوش سخنیست
در بسته خداوند دراز غم رسته
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۰۳ - او شاه منست و من مرا ورا بنده
او شاه منست و من مرا ورا بنده
من خود همه اویم و بدو ماننده
چون از لبش آب زندگانی خوردم
مانند خضر همیشه باشم زنده