تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۵۴ - یا رب همه عمرم پی دین تو دوان
یا رب همه عمرم پی دین تو دوان
مگذار که باشم اینچنین سرگردان
یا در دل من زعشق یک قطره چکان
یا در جانم زشرع حرفی بنشان
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۵۵ - یا رب زقناعتم توانگر گردان
یا رب زقناعتم توانگر گردان
وز نور یقین دلم منوّر گردان
اسباب من سوختهٔ سرگردان
بی منّت مخلوق میسّر گردان
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۵۶ - یا رب تو دل مرا مصفّا گردان
یا رب تو دل مرا مصفّا گردان
وز خدمت غیر تو مبرّا گردان
کاری که صلاح ما در آن خواهد بود
بی منّت مخلوق مهیّا گردان
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۵۷ - یا رب زشراب عشق سرمستم کن
یا رب زشراب عشق سرمستم کن
یکباره به بند عشق پابستم کن
در هر چه نه عشق است تهی دستم کن
در عشق خودت نیست کن و هستم کن
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۵۸ - یا رب به خودم هیچ نفس وامگذار
یا رب به خودم هیچ نفس وامگذار
بر من در طبع بوالهوس وامگذار
هر چند که بر درت کم از هیچ کسم
از خویشتنم به هیچ کس وامگذار
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۵۹ - از عشق تو هر لحظه فغان در بندم
از عشق تو هر لحظه فغان در بندم
بیم است که شوری به جهان در بندم
یا رب تو مرا به لطف توفیقی ده
تا باز کنم چشم و زبان در بندم
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۶۰ - در سایهٔ رحمت تو خورشید شویم
در سایهٔ رحمت تو خورشید شویم
وز لطف تو نیکبخت جاوید شویم
جز لطف تو اومید نداریم دگر
مپسند که از لطف تو نومید شویم
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۶۱ - هر چند که در شهر به رندی فاشم
هر چند که در شهر به رندی فاشم
وانگشت نمای جملهٔ اوباشم
یا رب تو مرا از درِ خود دور مکن
مگذار که رسوای جهانی باشم
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۶۲ - ای از کرم تو خلق را امن و امان
ای از کرم تو خلق را امن و امان
در قبضهٔ قدرت تو عاجز دل و جان
ما را تو زهر چه آن نشاید برهان
آنگاه به هر چه آن بباید برسان
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۶۳ - عمری گشتم شیفته و آواره
عمری گشتم شیفته و آواره
نومید شدم زخویشتن یکباره
ای آنک به هیچ چاره محتاج نئی
دریاب کسی را که ندارد چاره
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۶۴ - ای در طلب تو عاقلان دیوانه
ای در طلب تو عاقلان دیوانه
در راه غم تو آشنا بیگانه
چون می نتوان با تو شدن هم خانه
در نور خودم بسوز چون پروانه
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۶۵ - ای در دو نفس صد گنه از من دیده
ای در دو نفس صد گنه از من دیده
وز فضل و کرم پردهٔ من ندریده
وای من بتر از هر چه به عالم بتر است
وای تو به تو از من بتر آمرزیده
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۶۶ - گشتم به هوس گِرد بد و نیک بسی
گشتم به هوس گِرد بد و نیک بسی
حاصل نشد از عمر مرا جز هوسی
تا می ماند زعمر یا رب نفسی
دریاب که جز تو نیست فریادرسی
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۶۷ - از خلق نه کاهد نه فزاید کاری
از خلق نه کاهد نه فزاید کاری
الّا به خدای برنیاید کاری
ای آنک گشانیدهٔ هر کار تویی
تا تو نگشایی نگشاید کاری
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۶۸ - ای از ره لطف راعی هر رَمه تو
ای از ره لطف راعی هر رَمه تو
مقصود جهانیان زهر دمدمه تو
جز تو همه هر چه هست تشویش ره است
ما را زهمه باز رهان ای همه تو
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۶۹ - ای آنک دوای دردمندان دانی
ای آنک دوای دردمندان دانی
درمان [و] علاج مستمندان دانی
هرچ از دل ریش خویش گویم با تو
ناگفته تو صد هزار چندان دانی
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۷۰ - ای راهنمای راه خوبان ازل
ای راهنمای راه خوبان ازل
وای طعمهٔ حضرتت نه علم و نه عمل
بی علم و عمل به حضرتت راهی نیست
وانگه به بر محققان هر دو زَلَل
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۷۱ - چندانک نگاه می کنم از چپ و راست
چندانک نگاه می کنم از چپ و راست
می ترسم از آن دمی که آن دم نه سزاست
قول من و فعل من همه عین خطاست
یا رب تو بده که من نمی دانم خواست
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۷۲ - بی باد تو آب و گل ما هیچ بود
بی باد تو آب و گل ما هیچ بود
بی عشق تو جان و دل ما هیچ بود
از ذکر تو یک نفس اگر وامانیم
در هر دو جهان حاصل ما هیچ بود
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۷۳ - ای خدمت تو سعادت و پیروزی
ای خدمت تو سعادت و پیروزی
مولای تو بودن سبب بهروزی
از خدمت تو دست ندارم که زتو
هم عمر فزون می شود و هم روزی