تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۷۶ - ما حاصل شاخسار خشکی داریم
ما حاصل شاخسار خشکی داریم
گل نیست به دست، خار خشکی داریم
وصل تو گرانبهاست ای گوهر و ما
همچون دریا، کنار خشکی داریم
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۷۷ - ای آنکه ترا مدح و ثنا می گویم
ای آنکه ترا مدح و ثنا می گویم
نامت چوبرم، نام خدا می گویم
خواهم ز درت بار سفر بربندم
تا حال ثنا، کنون دعا می گویم
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۷۸ - آسوده نه ایم یک زمان از رفتن
آسوده نه ایم یک زمان از رفتن
اما نکنیم آه و فغان از رفتن
از سیر و سفر چه غم سبکروحان را
کی مانده شود آب روان از رفتن
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۷۹ - در وادی عشق، شعله خس پوش مکن
در وادی عشق، شعله خس پوش مکن
از زمزمه ی شوق فراموش مکن
بانگ خضر از برای گمراهی توست
گر گوش تو آواز کند، گوش مکن
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۸۰ - زان طرف کله چو کاکل آید بیرون
زان طرف کله چو کاکل آید بیرون
دود از دل شاخ سنبل آید بیرون
در هر چمنی که روی او گل باشد
از غنچه چو بیضه بلبل آید بیرون
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۸۱ - تا آمدن تو شوق را گشت یقین
تا آمدن تو شوق را گشت یقین
بندد ز طرب، خانه ی دل را آیین
خود را برسان که شوق از اندازه گذشت
جایی مکن آرام بجز خانه ی زین
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۸۲ - با هم دو برادر سیه فام ببین
با هم دو برادر سیه فام ببین
گویی که دوپاره کرده ای یک سرگین
لیکن به قد پست و بلند ایشان
فرق است چو سایه های پیشین و پسین
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۸۳ - ای آن که معانی ز تو محتاج شده
ای آن که معانی ز تو محتاج شده
ناموس سخن از تو به تاراج شده
ربطی نبود به نظم و نثرت، گویی
معنی ز قلمرو تو اخراج شده!
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۸۴ - مهری به دلم چو نور در باصره ای
مهری به دلم چو نور در باصره ای
شوری به سرم چو دود در مجمره ای
در بزم ز ناله بینوایم، ای کاش
مطرب ز برای من کشد دایره ای
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۸۵ - از تندی مرکب نه ز زین افتادی
از تندی مرکب نه ز زین افتادی
گویم ز چه ای قبله ی دین افتادی
از غیب ترا بشارت فتح رسید
در سجده ی شکر بر زمین افتادی
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۸۶ - هرگز نرسانیده سعادتمندی
هرگز نرسانیده سعادتمندی
از پهلوی خود فیض به حاجتمندی
هرچند که چون پیاله گردید دلم
غیر از خم می ندید دولتمندی
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۸۷ - ای ساغر می اگر گهر می بودی
ای ساغر می اگر گهر می بودی
مقبول جهان کی این قدر می بودی
زین بیش عزیز هر نظر می بودی
ای دختر رز اگر پسر می بودی
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۸۸ - ای غیر که همچون مژه از گریه تری
ای غیر که همچون مژه از گریه تری
وز ذوق نوای عاشقی بی خبری
از مرغ قفس ناله شنیدن دارد
گوشی بگشای همچو گل، گرچه کری
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۸۹ - از یک طرف آشنا و غیری داری
از یک طرف آشنا و غیری داری
وز سوی دگر، کعبه و دیری داری
هر گاه درین دشت تماشاگاهی ست
خوش باشد اگر دماغ سیری داری
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۹۰ - این پیکر زرین که جهان گشته بسی
این پیکر زرین که جهان گشته بسی
آرام چو سیماب ندارد نفسی
خورشید مگو، که این سپهر غماز
هر روز ز بام افکند طشت کسی
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۹۱ - گه منع کنندم ز غم مشتاقی
گه منع کنندم ز غم مشتاقی
گه طعنه زنندم ز شراب و ساقی
القصه دل سوخته ام نیست دمی
آسوده چو سنگ آتش از چخماقی
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۹۲ - از شورش دریاست دلم غمخورکی
از شورش دریاست دلم غمخورکی
خوش نیست صدای آب جز شرشرکی
بار سفرم کجا به کشتی بودی
چون موج مرا بودی اگر اشترکی
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۹۳ - ای دشمن اهل سخن از بی سخنی
ای دشمن اهل سخن از بی سخنی
در عیب هنر، کار تو گوهرشکنی
انصاف چگونه در تو گنجد، که پر است
بیرون تو از کبر و درونت ز منی
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۹۴ - چون شعله ز خویش باش افروختنی
چون شعله ز خویش باش افروختنی
ذاتی بود این هنر، نه آموختنی
کو آتش عشقی، که شده در تن من
چون رشته ی شمع، هر رگی سوختنی
جویای تبریزی : مناقب
شمارهٔ ۲۸ - رباعی
‏«هر کس ز فلک به فضل فایق باشد
شاید که به بندگیش لایق باشد
بر عرش برین مبارکش باد خرام
آنکس که چو من غلام صادق باشد»‏