تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۸۰ - از لاله و گل به رنگ و بوتر می بال
از لاله و گل به رنگ و بوتر می بال
از هر چه نمو کند نکوتر می بال
چشم گریانم آبیار است ترا
ای داغ ازین شکفته روتر می بال
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۸۱ - این دشت که دل چسبی هر خار به دل
این دشت که دل چسبی هر خار به دل
شد فیض رسان چو سیر گلزار به دل
شد گرمی و سردی هوایش همه را
چون لطف و عتاب یار هموار به دل
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۸۲ - حیف است اگر ز دخت رز جویی کام
حیف است اگر ز دخت رز جویی کام
کاین فاحشه باشد از ذوات اعلام
تا کی سر خود به پای خودخواهی سود
تا چند کشی است منت این گوده حرام
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۸۳ - ز آغاز وجود خویشتن تا انجام
ز آغاز وجود خویشتن تا انجام
هرگز نزدم در ره حق جویی گام
افسوس که پرکار صفت از غفلت
دورم همه در لغزش پا گشت تمام
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۸۴ - بس فیض که از چلیم اندوخته ام
بس فیض که از چلیم اندوخته ام
بر وی نظر خواهش از آن دوخته ام
دودش که ز سینه هر نفس برگردد
دارد پیغامی از دل سوخته ام
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۸۵ - صد شکر که خیرخواه اعدای خودم
صد شکر که خیرخواه اعدای خودم
لیکن بدخواه خصم مولای خودم
کاری با زید و عمرو و بکرم نبود
من دشمن دشمنان آقای خودم
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۸۶ - وقتی گر بود همچو گوهر اشکم
وقتی گر بود همچو گوهر اشکم
شد ز آتش دل کنون چون اخگر اشکم
زد قطره شب هجر ز بس در طلبت
یک آبله گشت پای تا سر اشکم
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۸۷ - در راه وصالت ای بت کج کلهم
در راه وصالت ای بت کج کلهم
شب تا به سحر چشم تمنا به رهم
تا پیک صبا مژدهٔ دیدار آورد
چون شعلهٔ شمع مضطرب شد نگهم
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۸۸ - صحت ز علی مرتضی می خواهم
صحت ز علی مرتضی می خواهم
درد خود را ازو دوا می خواهم
غیر از تو علاج خود نجویم ز کسی
یا شاه نجف از تو شفا می خواهم
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۸۹ - دایم به سراغ سر کوی تو دوم
دایم به سراغ سر کوی تو دوم
تا جان دارم به جستجوی تو دوم
با آنکه ز ضعف عنکبوتی شده ام
بر تار نگاه رو به سوی تو دوم
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۹۰ - پیوسته به دوران تو ای چرخ کهن
پیوسته به دوران تو ای چرخ کهن
با اهل کمال هستی از بس دشمن
چون خامه که سر فورد آرد به دوات
محتاج سیه کاسه شوند اهل سخن
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۹۱ - افسوس که شد به دل بهارت به خزان
افسوس که شد به دل بهارت به خزان
مغلوب جنود کفر گردید ایمان
عزم سفری ز کشور دل دارد
حسن تو ز خظ برزده دامن به میان
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۹۲ - طعن این همه بر چرخ ستم پیشه مزن
طعن این همه بر چرخ ستم پیشه مزن
با دست و زبان سنگ بر این شیشه مزن
زشت است مذمت جهان ز اهل جهان
شاخی که نشسته ای بر آن تیشه مزن
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۹۳ - جویا خود را به شعر مشهور مکن
جویا خود را به شعر مشهور مکن
بسیار ازین مقوله مذکور مکن
باشد نمک صحبت احباب سخن
بی قاعده اش صرف مکن شور مکن
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۹۴ - غرق است به بحر جرم تا گردن من
غرق است به بحر جرم تا گردن من
شرمنده بود دلم ز بد کردن من
ای کاش که هر نقش قدم چون سوزن
چاهی شود از بهر فرو رفتن من
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۹۵ - ای آنکه دلت گشته ز امساک تو خون
ای آنکه دلت گشته ز امساک تو خون
نبود دهنت از تو به نانی ممنون
تا بستاند لقمه ز دستت از حرص
آید فم معده از دهانت بیرون
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۹۶ - گویند مدام عارفان آگاه
گویند مدام عارفان آگاه
کاندر خلق است جلوهٔ سراله
نقصی به علوشان گردون نرسد
هر چند که خویش را نماید در چاه
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۹۷ - انگار که بیش از همه شد ثروت تو
انگار که بیش از همه شد ثروت تو
افزون ز کریمان جهان همت تو
با عالم ریش گاو اگر می سازی
از هیچ خری کم نبود دولت تو
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۹۸ - ای پشت پناه اهل ایمان در تو
ای پشت پناه اهل ایمان در تو
تو قنبر قنبری و من قنبر تو
باشد از سایه ات هما فیض اندوز
تا سایهٔ مرتضی بود بر سر تو
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۹۹ - ماند روش کبک به لغزیدن تو
ماند روش کبک به لغزیدن تو
منت به زمین نهد خرامیدن تو
لحم و شحم است بسکه سر تا پایت
آغوش نظاره پر شد از دیدن تو