تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۱۰ - جان در غم او نماند و دلشاد شدم
جان در غم او نماند و دلشاد شدم
کآزاده ازین خرابه بنیاد شدم
از وسوسه زندگیم قیدی بود
آن وسوسه هم نماند و آزاد شدم
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۱۱ - از رشته فقر خرقه ای بافته ایم
از رشته فقر خرقه ای بافته ایم
وز اطلس خسروی نظر تافته ایم
سیرست ز نعمت بزرگی دل ما
کز لذت فقر چاشنی یافته ایم
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۱۲ - عمری همه صحبت که و مه دیدم
عمری همه صحبت که و مه دیدم
بس دلبری عاشقان واله دیدم
این یافتم از جهان که هر چیز که هست
ذوق طلب از یافتنش به دیدم
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۱۳ - یارب که مرا کار بسامان گردان
یارب که مرا کار بسامان گردان
دشواری حال بر من آسان گردان
هم کار پریشان مرا جمع آور
هم جمع غم مرا پریشان گردان
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۱۴ - در خانه تن مشو دلا خانه نشین
در خانه تن مشو دلا خانه نشین
گر خانه پر از گل است چون خلد برین
گلریزی جام خانه از خورشیدست
از خان برون خرام و خورشید ببین
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۱۵ - هرچند بود کلید هر کار زبان
هرچند بود کلید هر کار زبان
مگشای بقول هرزه بسیار زبان
ایخواجه تو شمعی و سخن باد هواست
خواهی نرود سرت نگهدار زبان
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۱۶ - یک لحظه فراغ خاطر گوشه نشین
یک لحظه فراغ خاطر گوشه نشین
بهتر ز هزار شاهی روی زمین
نان جو و کنج فقر و سلطانی وقت
انصاف بده چه سلطنت بهتر ازین
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۱۷ - درویش توان بکهنه رختی بودن
درویش توان بکهنه رختی بودن
سلطان نتوان به تیره بختی بودن
سختی همه آسان از صبر ولی
سختست همه عمر بسختی بودن
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۱۸ - زنهار که بد گفتن کس ورد مکن
زنهار که بد گفتن کس ورد مکن
وین آتش شر قرین گوگرد مکن
دانی که همیشه میجهد برق بلا
پس خر من فتنه گرد خود گردم مکن
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۱۹ - پیش از تو شه زمانه بودند کسان
پیش از تو شه زمانه بودند کسان
امروز تویی پس از تو هم بازپسان
گر دیده وری ز حال آینده مپرس
امروز بین که حال فرداست چسان
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۲۰ - خوش نیست بهار گلشن دهر از آن
خوش نیست بهار گلشن دهر از آن
کین چهره سرخ میکند برگ رزان
گلزار جهان بین که ز بد مهری چرخ
در عین بهار نرگسش دیده خزان
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۲۱ - هر چند که پی برم بر اسرار نهان
هر چند که پی برم بر اسرار نهان
یکجو نبرم ره بسر و کار جهان
یا رب تو بکار خویش مشغولم ساز
وز کار جهانیان مرا باز دهان
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۲۲ - اهلی ز توفیق بد تبرا میکن
اهلی ز توفیق بد تبرا میکن
از خلق ببر بحق تولا میکن
چون معرکه جهان بلا انگیزست
بنشین بکناری و تماشام میکن
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۲۳ - معراج رسول و قاب قوسین ببین
معراج رسول و قاب قوسین ببین
پس موسی و نور و خلع نعلین ببین
معراج کجا و پایه طور کجا
این نسبت دوزخیست ما بین ببین
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۲۴ - جز در ره علم دین دل آسوده مکن
جز در ره علم دین دل آسوده مکن
جان از سخن فلسفه فرسوده مکن
تا لوح دل تو خالی از نیک و بدست
زنهار سیه ز حرف بیهوده مکن
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۲۵ - گرد ترک کرم کند تو تر کیش ببین
گرد ترک کرم کند تو تر کیش ببین
هشدار و سیاست بزرگیش ببین
ترک است بلطف یوسف و گرگ بخشم
مفریب بیوسفی و گرگیش ببین
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۲۶ - بی وجه مبخش و بی سبب نیز مزن
بی وجه مبخش و بی سبب نیز مزن
درملک مثلا باغبان باش و چمن
شاخی که گلی برآورد آبش ده
خاری که خرابی کند از بیخ بکن
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۲۷ - با حق پدی نا حق در جنگ مزن
با حق پدی نا حق در جنگ مزن
یعنی بزنا در زدن کس چنگ مزن
خواهی که بسنگسار لایق نشوی
بر شیشه ناموس کسان سنگ مزن
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۲۸ - خوش وقت بهار و بانگ مرغان حزین
خوش وقت بهار و بانگ مرغان حزین
گل سایه فکند و سبزه ها سایه نشین
ایام بهار و رونق عهد شباب
خوش بودی اگر همیشه میبود چنین
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۲۹ - ما گریه کنان بر سر خاک پدران
ما گریه کنان بر سر خاک پدران
زین غم که شدند ازین جهان گذران
در زیر زمین هم پدران میگریند
بر تلخی این زندگی ما پسران