تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
اهلی شیرازی : صنف اول که تاج است و پیش بر است
برگ دهم سه تاج است
ای لعل تو خورده خون دلها همه دم
از آب طرب نشان دمی آتش غم
می خور که سه کاسه در سر از باده لعل
بهتر که سه تاج زر نهی بر سر هم
اهلی شیرازی : صنف اول که تاج است و پیش بر است
برگ یازدهم دو تاج است
ای کز ستم غم تو دلها بر هند
زلفین تو دست صبر را تاب دهند
من سرنکشم ز خاکبوس در تو
گر مهر و مهم دو تاج بر فرق نهند
اهلی شیرازی : صنف اول که تاج است و پیش بر است
برگ دوازدهم یک تاج است
ای روی تو آفتاب خوبان بجمال
هرگز نرسد بدامنت دست زوال
خاک قدمت گر همه یکذره بود
یک تاج زر است بر سر اهل کمال
اهلی شیرازی : صنف دوم که زر سفید است و بیش بر است
صنف دوم که زر سفید است و بیش بر است
ای آنکه ترا سوی رقیبان نگهست
بیصورت حال تو دل من تبهست
در دور قمر که شاه و درویش یکیست
آنرا که بود نتگه بکف پادشه است
اهلی شیرازی : صنف دوم که زر سفید است و بیش بر است
برگ دوم وزیر زر سفید است
ای آنکه غم تو دلخراش آمده است
شده صورتت آن ملک که فاش آمده است
در پای تو ایشاه بتان شاخ بهار
چون دست وزیر تنگه پاش آمده است
اهلی شیرازی : صنف دوم که زر سفید است و بیش بر است
برگ سیم ده زر سفید
ای کز تو بتان چو لاله خونین جگرند
نسرین و بنفشه رنگ و بوی از تو برند
در کوی تو با بوی تو از خاک کمست
مشکی که ازو جوی به ده تنگه خرند
اهلی شیرازی : صنف دوم که زر سفید است و بیش بر است
برگ چهارم نه زر سفید
ای کز کرمت خلق فرحناک بود
با لطف تو سیم و زر کم از خاک بود
زر پیش تو هیچ است ولی در کف ما
نه تنگه برابر نه افلاک بود
اهلی شیرازی : صنف دوم که زر سفید است و بیش بر است
برگ پنجم هشت زر سفید
ای سرو قد ماهرخ حور سرشت
مست تو بهشت ابداز دست بهشت
از شوق خریداریت ای یوسف مصر
بفروخت به هشت تنگه دل هشت بهشت
اهلی شیرازی : صنف دوم که زر سفید است و بیش بر است
برگ ششم هفت زر سفید
ای آنکه رخ تو گل نشد همسر او
درویش تو پادشه بود چاکر او
چرخ ار عظمت بما فروشد نخریم
بالله، بهفت تنگه هفت اختر او
اهلی شیرازی : صنف دوم که زر سفید است و بیش بر است
برگ هفتم شش زر سفید
ای گل که تو را چون من هزار افکارند
هر گوشه ز نرگس تو صد بیمارند
ریزند چو نرگس بته پای سگت
مستان تو شش تنگه که بر کف دارند
اهلی شیرازی : صنف دوم که زر سفید است و بیش بر است
برگ هشتم پنج زر سفید
ای آنکه سگت آب رخم نپذیرد
در کوی تو صد گدا بحسرت میرد
درویش تورا نیست بجز ناخن دست
چیزی که به پنج تنگه دستش گیرد
اهلی شیرازی : صنف دوم که زر سفید است و بیش بر است
برگ نهم چهار زر سفید
ای حسن رخ تو نو بهار دل من
امروز که زر فشان بود شاخ سمن
رندان تو شاهانه نشینند به عیش
چون لاله به چار تنگه در چار چمن
اهلی شیرازی : صنف دوم که زر سفید است و بیش بر است
برگ دهم سه زر سفید
ای چشم تو ترسا بچه باده پرست
عاله همه نرگس صفت از چشم تو مست
در پای قدح نهد ز شوق تو چو گل
آنرا که سه تنگه چون سه برگسست بدست
اهلی شیرازی : صنف دوم که زر سفید است و بیش بر است
برگ یازدهم دو زر سفید
ای کز تو پری رخان صفا یافته اند
صد خسته دل از لبت شفا یافته اند
از چرخ فلک سرمه و مهر گذشت
از خاک درت دو تنگه تا یافته اند
اهلی شیرازی : صنف دوم که زر سفید است و بیش بر است
برگ دوازدهم یک زر سفید
ای آنکه ز شوق آهویت مجنونم
درویش توام ز پادشه افزونم
من رند و شرابخواره آسوده ز گنج
یک تنگه اگر مرا بود قارونم
اهلی شیرازی : صنف سیم شمشیر است که بیش برست
صنف سیم شمشیر است که بیش برست
ای آنکه بعشوه نرگست صف شکن است
دلجویی صورتت بوجه حسن است
شمشیر کشیده خون خصمت ریزد
مریخ که پادشاه شمشیر زن است
اهلی شیرازی : صنف سیم شمشیر است که بیش برست
برگ دوم وزیر شمشیر است
ای نرگس مستت آهوی شیر شکار
افتاده بصورت تو صد نقش و نگار
چشمت شه خوبان بود و غمزه وزیر
کم دید کسی وزیر شمشیر گذار
اهلی شیرازی : صنف سیم شمشیر است که بیش برست
برگ سیم ده شمشیر است
ای کاهوی تو صید بود صد شیرش
خورشید رخت کسی نه بیند سیرش
هر کس که بکوی تو دمی جان گرفت
زانجا نتوان راند به ده شمشیرش
اهلی شیرازی : صنف سیم شمشیر است که بیش برست
برگ چهارم نه شمشیر است
ای چشم تو در کشتن عشاق دلیر
هرگز نشود دیده ز دیدار تو سیر
خوشباش که از جوهر افلاک قضا
آهخته بفرق دشمنت نه شمشیر
اهلی شیرازی : صنف سیم شمشیر است که بیش برست
برگ پنجم هشت شمشیر است
ای کز تو نه دل گزیر دارد نه گذر
غیر از تو دو عالمم نیاید به نظر
گفتی ک مرا به بهشت جنت مفروش
هست این سخنم ز هشت شمشیر بتر