تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
اهلی شیرازی : صنف هشتم که قماش است و کم براست
برگ ششم هفت قماش
ای شاه بتان و رشک صد مهیاره
گر سوی فلک گهی کنی نظاره
در پیش تو بره حمل چرخ کشد
با هفت قماش سبعه سیاره
اهلی شیرازی : صنف هشتم که قماش است و کم براست
برگ هفتم شش قماش
ای از غم دهر همچو سرو آزاده
کم چون تو پسر مادر گیتی زاده
در دست بتان ز بهر پای اندازت
نرگس صفتست شش قماش آماده
اهلی شیرازی : صنف هشتم که قماش است و کم براست
برگ هشتم پنج قماش
ای آنکه رخت چو گل برافروخته اند
خوبان همه خوبی از تو آموخته اند
نسرین و سمن یاسمن و لاله و گل
از پنج قماش خلعت اندوخته اند
اهلی شیرازی : صنف هشتم که قماش است و کم براست
برگ نهم چهار قماش
ای از دهن تنگ تو صد سر نهان
مست غم عشقت ز کهان تا بمهان
جز جنس غمت بوصله دل ننشست
از چار قماش چار بازار جهان
اهلی شیرازی : صنف هشتم که قماش است و کم براست
برگ دهم سه قماش
ای آنکه ز گل تازه تری در نظرم
با خط تو منت ریاحین نبرم
پیش تو گل و لاله و نسرین چه بود
من این سه قماش را بیکجو نخرم
اهلی شیرازی : صنف هشتم که قماش است و کم براست
برگ یازدهم دو قماش
ای کشته مرا بناله سینه خراش
زین بیش بکین من دلخسته مباش
با رشته جان کس مباف این سر زلف
خوش نیست که تار و پود باشد دو قماش
اهلی شیرازی : صنف هشتم که قماش است و کم براست
برگ دوازدهم یک قماش
ای کز ستم تو اشک پاشند همه
جویان غمت نهان و فاشند همه
اهلی بوفای تو نظر دوخته است
از اهل جهان که یک قماشند همه
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۱ - هر چشمه به بحر همعنان ست اینجا
هر چشمه به بحر همعنان ست اینجا
هر خاربنی ثمرفشان ست اینجا
از حاصل مرز و بوم بنگاله مپرس
نی خامه و هیمه خیزران ست اینجا
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۲ - یارب سودی به روزگاران ما را
یارب سودی به روزگاران ما را
وجه گل و مل به نوبهاران ما را
صرف نمک و جو چه قدر خواهد شد
گنجینه این صومعه داران ما را
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۳ - گر دل ز شرر زدوده باشم خود را
گر دل ز شرر زدوده باشم خود را
ور بر دم تیغ سوده باشم خود را
حاشا که ز تو ربوده باشم خود را
با خوی تو آزموده باشم خود را
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۴ - ای دوست به سوی این فرومانده بیا
ای دوست به سوی این فرومانده بیا
از کوچه غیر راه گردانده بیا
گفتی که مرا مخوان که من مرگ توام
بر گفته خویش باش و ناخوانده بیا
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۵ - بر دل ز دو دیده فتح بابست این خواب
بر دل ز دو دیده فتح بابست این خواب
باران امید را سحابست این خواب
زنهار گمان مبر که خوابست این خواب
تعبیر ولای بوترابست این خواب
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۶ - بینایی چشم مهر و ماهست این خواب
بینایی چشم مهر و ماهست این خواب
پیرایه پیکر نگاهست این خواب
بر صحت ذات شه گواهست این خواب
بیداری بخت پادشاهست این خواب
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۷ - یک روز به ترک یاوه گویی غالب
یک روز به ترک یاوه گویی غالب
رخ روز دگر به باده شویی غالب
زین توبه بی بقا چه جویی غالب
توبه تب نوبه است گویی غالب
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۸ - غالب چو ز ناسازی فرجام نصیب
غالب چو ز ناسازی فرجام نصیب
هم بیم عدو دارم و هم ذوق حبیب
تاریخ ولادت من از عالم قدس
هم شورش شوق آمد و هم لفظ غریب
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۹ - در عالم بی زری که تلخ ست حیات
در عالم بی زری که تلخ ست حیات
طاعت نتوان کرد به امید نجات
ای کاش ز حق اشارت صوم و صلات
بودی به وجود مال چون حج و زکات
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۱۰ - خوشتر بود آب سوهن از قند و نبات
خوشتر بود آب سوهن از قند و نبات
با وی چه سخن ز نیل و جیحون و فرات
این پاره عالمی که هندش نامند
گویی ظلمات و سوهن ست آب حیات
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۱۱ - ای آن که به دهر نام تو شاهرخ است
ای آن که به دهر نام تو شاهرخ است
پیوسته ترا به حضرت شاه رخ است
نازد به تو شه که باشد اندر شطرنج
امید ظفر قوی چو با شاه رخ است
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۱۲ - غالب روش مردم آزاد جداست
غالب روش مردم آزاد جداست
رفتار اسیران ره و زاد جداست
ما ترک مراد را ارم می دانیم
وان باغچه ضبطی شداد جداست
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۱۳ - کس را نبود رخی بدین سان که تراست
کس را نبود رخی بدین سان که تراست
پاکیزه تنی به خوبی جان که تراست
گفتی که ز هیچ فتنه پروا نکنم
آه از غم چشم بدخویان که تراست