تعداد ۱۳۳۰۹ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۱۸ - سیاهی دو چشمانت مرا کشت
سیاهی دو چشمانت مرا کشت
درازی دو زلفانت مرا کشت
به قتلم حاجت تیر و کمان نیست
خم ابرو و مژگانت مرا کشت
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۱۹ - عزیزا کاسهٔ چشمم سرایت
عزیزا کاسهٔ چشمم سرایت
میان هر دو چشمم جای پایت
از آن ترسم که غافل پا نهی تو
نشیند خار مژگانم به پایت
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۲۰ - من آن رندم که گیرم از شهان باج
من آن رندم که گیرم از شهان باج
بپوشم جوشن و بر سر نهم تاج
فرو ناید سر مردان به نامرد
اگر دارم کشند مانند حلاج
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۲۱ - ته که می‌شی به مو چاره بیاموج
ته که می‌شی به مو چاره بیاموج
که این تاریک شوان را چون کرم روج
کهی واجم که کی این روج آیو
کهی واجم که هرگز وا نه‌ای روج
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۲۲ - اگر زرین کلاهی عاقبت هیچ
اگر زرین کلاهی عاقبت هیچ
اگر خود پادشاهی عاقبت هیچ
اگر ملک سلیمانت ببخشند
در آخر خاک راهی عاقبت هیچ
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۲۳ - ز دست دیده و دل هر دو فریاد
ز دست دیده و دل هر دو فریاد
که هر چه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش ز فولاد
زنم بر دیده تا دل گردد آزاد
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۲۴ - گیج و ویجم که کافر گیج میراد
گیج و ویجم که کافر گیج میراد
چنان گیجم که کافر هم موی ناد
بر این آئین که مو را جان و دل داد
شمع و پروانه را پرویج می داد
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۲۵ - دو چشمم درد چشمانت بچیناد
دو چشمم درد چشمانت بچیناد
مبو روجی که چشمم ته مبیناد
شنیدم رفتی و یاری گرفتی
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۲۶ - دلم بی وصل ته شادی مبیناد
دلم بی وصل ته شادی مبیناد
ز درد و محنت آزادی مبیناد
خراب آباد دل بی مقدم تو
الهی هرگز آبادی مبیناد
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۲۷ - بیته یارب به بستان گل مرویاد
بیته یارب به بستان گل مرویاد
وگر روید کسش هرگز مبویاد
بیته هر گل به خنده لب گشاید
رخش از خون دل هرگز مشویاد
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۲۸ - یکی درد و یکی درمان پسندد
یکی درد و یکی درمان پسندد
یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۲۹ - الهی گردن گردون شود خرد
الهی گردن گردون شود خرد
که فرزندان آدم را همه برد
یکی ناگه که زنده شد فلانی
همه گویند فلان ابن فلان مرد
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۳۰ - نهالی کن سر از باغی برآرد
نهالی کن سر از باغی برآرد
ببارش هر کسی دستی برآرد
برآرد باغبان از بیخ و از بن
اگر بر جای میوه گوهر آرد
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۳۱ - غریبی بس مرا دلگیر دارد
غریبی بس مرا دلگیر دارد
فلک بر گردنم زنجیر دارد
فلک از گردنم زنجیر بردار
که غربت خاک دامنگیر دارد
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۳۲ - خور از خورشید رویت شرم دارد
خور از خورشید رویت شرم دارد
مه نو ز ابرویت آزرم دارد
به شهر و کوه و صحرا هر که بینی
زبان دل به ذکرت گرم دارد
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۳۳ - غم عشقت بیابان پرورم کرد
غم عشقت بیابان پرورم کرد
فراقت مرغ بی‌بال و پرم کرد
بمو واجی صبوری کن صبوری
صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۳۴ - شوانم خواب در مرز گلان کرد
شوانم خواب در مرز گلان کرد
گلم واچید و خوابم را زیان کرد
باغبان دید که مو گل دوست دیرم
هزاران خار بر گل پاسبان کرد
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۳۵ - دل عاشق به پیغامی بسازد
دل عاشق به پیغامی بسازد
خمار آلوده با جامی بسازد
مرا کیفیت چشم تو کافیست
ریاضت کش به بادامی بسازد
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۳۶ - دگر شو شد که مو جانم بسوزد
دگر شو شد که مو جانم بسوزد
گریبان تا به دامانم بسوزد
برای کفر زلفت ای پریرخ
همی ترسم که ایمانم بسوزد
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۳۷ - هر آنکس عاشق است از جان نترسد
هر آنکس عاشق است از جان نترسد
یقین از بند و از زندان نترسد
دل عاشق بود گرگ گرسنه
که گرگ از هی هی چوپان نترسد