تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۲۷ - هرچند ترا از اهل ایمان دارم
هرچند ترا از اهل ایمان دارم
در معنی این مسئله برهان دارم
گر عشق خدانباشدت در دل و جان
من کافرم،ار ترا مسلمان دارم
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۲۸ - در دل هوس روی نگاری دارم
در دل هوس روی نگاری دارم
در سر ز می عشق خماری دارم
تا زلف و رخ ترا بدیدم شب وروز
آشفته دلی و روزگاری دارم
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۲۹ - آن کس که ز یار خود بریدست منم
آن کس که ز یار خود بریدست منم
آن کس که ز زهر غم چشیدست منم
آن کس که مراد دل ندیدست منم
وآن کس که ز دل بجان رسیدست منم
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۳۰ - از هر طرفی چهره گشایی،که منم
از هر طرفی چهره گشایی،که منم
در هر نفسی جلوه گر آیی،که منم
با این همه گه گاه غلط می افتم
نادان بله روستایی،که منم
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۳۱ - ای دلبر دلدار، طلب گار توایم
ای دلبر دلدار، طلب گار توایم
ای منبع انوار، طلب گار توایم
ای سالک اطوار،طلب گار توایم
ای واقف اسرار، طلب گار توایم
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۳۲ - بودیم درین عالم فانی رفتیم
بودیم درین عالم فانی رفتیم
زین ملک بملک جاودانی رفتیم
گشتیم ز ملکت تن خود بیزار
از ملکت تن بملک جانی رفتیم
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۳۳ - تا در پی مخزن معانی رفتیم
تا در پی مخزن معانی رفتیم
در بحر محیط لامکانی رفتیم
دیدیم بسی محنت و تاریکی و غم
تا بر سر آب زندگانی رفتیم
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۳۴ - هر چند که در مرتبه ما میرانیم
هر چند که در مرتبه ما میرانیم
انصاف توان داد که ما میرانیم
فی الجمله، اگر گدا، اگر سلطانیم
مرکب بسر کوی فنا می رانیم
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۳۵ - هرچند که در مرتبه مامورانیم
هرچند که در مرتبه مامورانیم
بس ظاهر و پیداست که ما میرانیم
یک لحظه گداییم و دمی سلطانیم
در حالت خویشتن عجب می مانیم
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۳۶ - هم جام جهان نمای عالم ماییم
هم جام جهان نمای عالم ماییم
هم آینه روشن کن آدم ماییم
گر یک نفسی از دم ما زنده شوی
دانی بیقین که آدم این دم ماییم
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۳۷ - بر دیده چون سحاب من رحمت کن
بر دیده چون سحاب من رحمت کن
بر سیل سرشک ناب من رحمت کن
بر جان و دل خراب من رحمت کن
بر زاری و اضطراب من رحمت کن
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۳۸ - بر گریه و بر زاری من رحمت کن
بر گریه و بر زاری من رحمت کن
بر مفلسی و خواری من رحمت کن
بر ناله وبیداری من رحمت کن
بر فقر ونگونساری من رحمت کن
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۳۹ - تا یار مرا نمود ازصد جارو
تا یار مرا نمود ازصد جارو
بر خاک درش نهاده ام صد جارو
من خانه دل را زده ام صدجارو
تا گشت مرا بیمن دولت جارو
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۴۰ - سر رشته اختیار از دست مده
سر رشته اختیار از دست مده
یعنی سر زلف یار از دست مده
مقصود زامر کن فکان هستی تست
بی فایده روزگار از دست مده
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۴۱ - از فضل خدا چونکه رسیدم بسرای
از فضل خدا چونکه رسیدم بسرای
ای مطرب ازین رسیدن من بسرای
ای شادی دل،نوبت خود از سر گیر
وی غم تو کهن گشته ای آخر بسرای
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۴۲ - گر شاه زمانه ای وگر دستوری
گر شاه زمانه ای وگر دستوری
گر باز جهان شکار،اگر عصفوری
گر مست طریقتی و گر مستوری
تا راه بحق نبرده ای مغروری
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۴۳ - ای عور شده ز کسوت بیچونی
ای عور شده ز کسوت بیچونی
برحسن و جمال خوشتن مفتونی
فی الجمله اگرچونی،اگر بیچونی
در هر صفتی که بینمت موزونی
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۴۴ - از لذت عاشقی چومسرور شوی
از لذت عاشقی چومسرور شوی
در لشگر عاشقان چو منصور شوی
از ظلمت خود اگر دمی دور شوی
در نور شوی و عاقبت نور شوی
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۴۵ - از آتش عشق تو شدم شیدایی
از آتش عشق تو شدم شیدایی
ای روشنی دیده هر بینایی
هرجا نگرم جمال تو می بینم
ای دوست،از آن سبب شدم هر جایی
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۴۶ - ای سرو ریاض آشنایی که تویی
ای سرو ریاض آشنایی که تویی
وی شمع طراز روشنایی که تویی
خواهی که غلط نیفتدت رندی کن
وامانده کوی پارسایی که تویی