تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۶۰ - چون مرکز ثقل ما بجز مجلس نیست
چون مرکز ثقل ما بجز مجلس نیست
آنکس که به مجلس نبود خاضع کیست
بر ملت اگر وکیل تحمیل شود
پس فایده حکومت ملی چیست
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۶۱ - این فقر و فنا برای ما مایل کیست
این فقر و فنا برای ما مایل کیست
وز خواری ما بهر غنی حاصل چیست
گر عقده آز اغنیا آسان شد
دانی که علاج فقرا مشکل نیست
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۶۲ - این زمزمه های شوم را قائل کیست
این زمزمه های شوم را قائل کیست
واین نغمه ناپسند را حاصل چیست
در گفتن حرف حق اثر هست اما
گوینده چو با اراده باطل نیست
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۶۳ - ای کاهن خودپرست، معبود تو کیست
ای کاهن خودپرست، معبود تو کیست
وی خائن شوم پست، مقصود تو کیست
با ناز ایاز جلوه منما کاین مرد
هر چند که احمد است محمود تو نیست
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۶۴ - با مشت و لگد معنی امنیت چیست؟
با مشت و لگد معنی امنیت چیست؟
با نفی بلد ناجی امنیت کیست؟
با زور مرا مگو که امنیت هست
با ناله ز من شنو که امنیت نیست!
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۶۵ - با آنکه غنی خزانه دولت نیست
با آنکه غنی خزانه دولت نیست
با آنکه به فقر می کند ملت زیست
از چیست حقوق وکلا قمچی کش
یکدفعه دو اسبه آید از صد به دویست
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۶۶ - آنکس که ز راه جور شد شادان کیست
آنکس که ز راه جور شد شادان کیست
ور هست یقین زدوده انسان نیست
گر عاطفه نیست امتیاز بشری
پس فرق میان آدم و حیوان چیست
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۶۷ - این زمزمه ها غیر مستحسن چیست
این زمزمه ها غیر مستحسن چیست
وین قطع مذاکرات بنیان کن چیست
گر دوست کند جفا و دشمن هم جور
پس فرق میان دوست با دشمن چیست
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۶۸ - ای داد که شیوه من و دل زاریست
ای داد که شیوه من و دل زاریست
فریاد که پیشه تو دل آزاریست
ایجاد وزیر و قاضی و شحنه شهر
شه داند و من که بهر مردم داریست
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۶۹ - در دیده ما فقر و غنا هر دو یکیست
در دیده ما فقر و غنا هر دو یکیست
در مسلک ما شاه و گدا هر دو یکیست
در کشتی بشکسته طوفانی ما
دردا که خدا و ناخدا هر دو یکیست
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۷۰ - ای داد که راه نفسی پیدا نیست
ای داد که راه نفسی پیدا نیست
راه نفسی بهر کسی پیدا نیست
شهریست پر از ناله و فریاد و فغان
فریاد که فریادرسی پیدا نیست
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۷۱ - دردا که دوای دل بجز حسرت نیست
دردا که دوای دل بجز حسرت نیست
حسرت بحساب قلت و کثرت نیست
گیرم که شود مجلس پنجم هم بد
بدتر ز فساد دوره فترت نیست
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۷۲ - در دهر کسی چو ما بدین ذلت نیست
در دهر کسی چو ما بدین ذلت نیست
وین ذلت بی کرانه بیعلت نیست
دولت ز که جلب نفع سرمایه کند
وقتی که ز فقر نامی از ملت نیست
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۷۳ - در مسلک ما که عزت و ذلت نیست
در مسلک ما که عزت و ذلت نیست
سلطان و فقیر و کثرت و قلت نیست
هر کس که به دست خویشتن کار نکرد
صالح به نمایندگی ملت نیست
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۷۴ - درد هر چو ما کسی بدین ذلت نیست
درد هر چو ما کسی بدین ذلت نیست
وین ذلت لایزال بیعلت نیست
هست از طرف ملت بی علم قصور
تقصیر همین ز جانب دولت نیست
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۷۵ - هر چند که سیل آرزو را سد نیست
هر چند که سیل آرزو را سد نیست
هر چند توقع بشر را حد نیست
با کم غرضی اگر کنی خوب نظر
کابینه امروزی ما پر بد نیست
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۷۶ - ای آنکه تو را گفته ما باور نیست
ای آنکه تو را گفته ما باور نیست
ور هست ز جبن قدرت کیفر نیست
با منطق و مدرک بشنو ناله ما
گر گوش رئیس الوزرائی کر نیست
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۷۷ - جز ایزد پاک حاکم عادل نیست
جز ایزد پاک حاکم عادل نیست
جز موجد خاک، قاضی قابل نیست
یکبار توان قاتل صد تن را کشت
زآنرو که مجازات بشر کامل نیست
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۷۸ - از رأی خران دلم دمی بی غم نیست
از رأی خران دلم دمی بی غم نیست
وز رأی فروش جان من خرم نیست
بل این وکلای مجلس پنجم در وزن
از مجلس تاریخی چارم کم نیست
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۷۹ - در غمکده ای که شادیش جز غم نیست
در غمکده ای که شادیش جز غم نیست
تنها نه همین خاطر ما خرم نیست
بر هر که نظر کنی گرفتار غم است
گویا دل شاد در همه عالم نیست