تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۳۹ - رنج مردم ز پیشی و از بیشیست
رنج مردم ز پیشی و از بیشیست
امن و راحت به ذلت و درویشیست
بگزین تنگ دستی از این عالم
گر با خرد و به دانشت هم خویشیست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۴۰ - ما عاشق و عهد جان ما مشتاقیست
ما عاشق و عهد جان ما مشتاقیست
ماییم به درد عشق تا جان باقیست
غم نقل و ندیم درد و مطرب ناله
می خون جگر مردم چشمم ساقیست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۴۱ - گاهی چو ملایکم سر بندگیست
گاهی چو ملایکم سر بندگیست
گه چون حیوان به خواب و خور زندگیست
گاهم چو بهایم سر درندگیست
سبحان الله این چه پراکندگیست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۴۲ - چون حاصل عمر تو فریبی و دمیست
چون حاصل عمر تو فریبی و دمیست
زو داد مکن گرت به هر دم ستمیست
مغرور مشو بخود که اصل من و تو
گردی و شراری و نسیمی و نمیست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۴۳ - دردا که درین سوز و گدازم کس نیست
دردا که درین سوز و گدازم کس نیست
همراه درین راه درازم کس نیست
در قعر دلم جواهر راز بسیست
اما چه کنم محرم رازم کس نیست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۴۴ - در سینه کسی که راز پنهانش نیست
در سینه کسی که راز پنهانش نیست
چون زنده نماید او ولی جانش نیست
رو درد طلب که علتت بی‌دردیست
دردیست که هیچگونه درمانش نیست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۴۵ - در کشور عشق جای آسایش نیست
در کشور عشق جای آسایش نیست
آنجا همه کاهشست افزایش نیست
بی درد و الم توقع درمان نیست
بی جرم و گنه امید بخشایش نیست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۴۶ - افسوس که کس با خبر از دردم نیست
افسوس که کس با خبر از دردم نیست
آگاه ز حال چهرهٔ زردم نیست
ای دوست برای دوستیها که مراست
دریاب که تا درنگری گردم نیست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۴۷ - گفتار نکو دارم و کردارم نیست
گفتار نکو دارم و کردارم نیست
از گفت نکوی بی عمل عارم نیست
دشوار بود کردن و گفتن آسان
آسان بسیار و هیچ دشوارم نیست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۴۸ - هرگز المی چو فرقت جانان نیست
هرگز المی چو فرقت جانان نیست
دردی بتر از واقعهٔ هجران نیست
گر ترک وداع کرده‌ام معذورم
تو جان منی وداع جان آسان نیست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۴۹ - در هجرانم قرار می‌باید و نیست
در هجرانم قرار می‌باید و نیست
آسایش جان زار می‌باید و نیست
سرمایه‌ی روزگار می‌باید و نیست
یعنی که وصال یار می‌باید و نیست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۵۰ - گر کار تو نیکست به تدبیر تو نیست
گر کار تو نیکست به تدبیر تو نیست
ور نیز بدست هم ز تقصیر تو نیست
تسلیم و رضا پیشه کن و شاد بزی
چون نیک و بد جهان به تقدیر تو نیست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۵۱ - از درد نشان مده که در جان تو نیست
از درد نشان مده که در جان تو نیست
بگذر ز ولایتی که آن زان تو نیست
از بی‌خردی بود که با جوهریان
لاف از گهری زنی که در کان تو نیست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۵۲ - جانا به زمین خاوران خاری نیست
جانا به زمین خاوران خاری نیست
کش با من و روزگار من کاری نیست
با لطف و نوازش جمال تو مرا
دردادن صد هزار جان عاری نیست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۵۳ - اندر همه دشت خاوران سنگی نیست
اندر همه دشت خاوران سنگی نیست
کش با من و روزگار من جنگی نیست
با لطف و نوازش وصال تو مرا
دردادن صد هزار جان ننگی نیست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۵۴ - سر تا سر دشت خاوران سنگی نیست
سر تا سر دشت خاوران سنگی نیست
کز خون دل و دیده برو رنگی نیست
در هیچ زمین و هیچ فرسنگی نیست
کز دست غمت نشسته دلتنگی نیست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۵۵ - کبریست درین وهم که پنهانی نیست
کبریست درین وهم که پنهانی نیست
برداشتن سرم به آسانی نیست
ایمانش هزار دفعه تلقین کردم
این کافر را سر مسلمانی نیست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۵۶ - دایم نه لوای عشرت افراشتنیست
دایم نه لوای عشرت افراشتنیست
پیوسته نه تخم خرمی کاشتنیست
این داشتنیها همه بگذاشتنیست
جز روشنی رو که نگه داشتنیست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۵۷ - ای دیده نظر کن اگرت بیناییست
ای دیده نظر کن اگرت بیناییست
در کار جهان که سر به سر سوداییست
در گوشهٔ خلوت و قناعت بنشین
تنها خو کن که عافیت تنهاییست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۵۸ - سیمابی شد هوا و زنگاری دشت
سیمابی شد هوا و زنگاری دشت
ای دوست بیا و بگذر از هرچه گذشت
گر میل وفا داری اینک دل و جان
ور رای جفا داری اینک سر و تشت