تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۶۵ - تب خاله مرا نمود معشوقه ز ناز
تب خاله مرا نمود معشوقه ز ناز
هر دم بلبان سرخش انگشت فراز
چون کودک شیرخواره از حرص وز آز
انگشت همی مزم به شبهای دراز
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۶۶ - گر روز قضا خدا ترا پرسد باز
گر روز قضا خدا ترا پرسد باز
گوید که چرا کردی بر عاشق ناز
تو عذر چه داری بر او عذر بساز
خواهنده تو مگر که من باشم باز
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۶۷ - نیمی ز دلم کبک شد و نیمی باز
نیمی ز دلم کبک شد و نیمی باز
نیمی ز تنم بناز ونیمی بگداز
زانکس که مرا طمع شادی بدو ناز
آورد مرا کنون بتیمار و نیاز
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۶۸ - خاموش بوم تا نکند چندین ناز
خاموش بوم تا نکند چندین ناز
او کرد گنه کرده بعذر آید باز
من صبر کنم بحسرت و سوز و گداز
تا آنکه کند کرده بعذر آید باز
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۶۹ - گر خیزد هیچ دیبه از هیچ طراز
گر خیزد هیچ دیبه از هیچ طراز
تارش گل و پودش ز می و مشک طراز
آن دیبه روی تست ای شمع طراز
در وصل تو نیست هیچ زی شعر طراز
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۷۰ - آن بت که بهین لفظ بود دشنامش
آن بت که بهین لفظ بود دشنامش
از حسن و لطافتست هفت اندامش
آن بد که نمود بنده را بادامش
بنمود بجنگ هفتخوان هم نامش
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۷۱ - تا غایب شد بت از کنار شمنش
تا غایب شد بت از کنار شمنش
می خون گردد بتن ز غایت شدنش
گر مژده دهد کسی ز باز آمدنش
پر در بکنم کنار همچون دهنش
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۷۲ - ای گشته به بیداد و بدی کردن فاش
ای گشته به بیداد و بدی کردن فاش
خواهم که کنم به وصل هجران تولاش
آن را که کنی همی پیاپی پاداش
خود را و مرا کرده به غم خوردن فاش
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۷۳ - دندان تو و لب تو ای شهره رفیق
دندان تو و لب تو ای شهره رفیق
سیمی است فسرده و عقیقی است رحیق
گه گه لب خویشتن بدندان گیری
آری بمیان سیم گیرند عقیق
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۷۴ - چون چشمه آفتاب بر چرخ فلک
چون چشمه آفتاب بر چرخ فلک
بر پیل نشسته شاه با فر ملک
از فر و ز اختر شده برتر ز ملک
بر افسر او نبشته النصرة لک
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۷۵ - دیدار بتان بیغش و دلشان غشناک
دیدار بتان بیغش و دلشان غشناک
دیدار تو پاک و دلت چون دیدن پاک
مشگی تو بر من و همه خوبان خاک
بایستی مشک تبتی خاک چه باک
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۷۶ - سه چیز ترا سه چیز داده است جمال
سه چیز ترا سه چیز داده است جمال
خد را خط و زلف را گل و عارض خال
سه چیز من از سه چیز برده است مثال
دل ز آتش و چشم از آب و دیده از خال
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۷۷ - نسگالیده وصال آن مه نیک سگال
نسگالیده وصال آن مه نیک سگال
افکنده بند با طرب و حسن و جمال؟
هر چند وصال خوش بود در همه حال
خوشتر نبود ز ناسگالیده وصال
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۷۸ - گویند مرا بهجر آن ماه چگل
گویند مرا بهجر آن ماه چگل
برنه ز شکیب و صبر زنجیر بدل
زنجیر بدل چه سود از صبر که هست
زلفین چو زنجیرش زنجیر گسل
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۷۹ - چون ماه بود میان زین میر اجل
چون ماه بود میان زین میر اجل
چون شیر بود بگاه کین میر اجل
گر نامه کند بشاه چین میر اجل
چین جمله کند زیر نگین میر اجل
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۸۰ - تا کرد جهان زیر قلم میر اجل
تا کرد جهان زیر قلم میر اجل
بر چرخ برین بزد علم میر اجل
از بس که همی کند کرم میر اجل
بنهفت زمین زیر درم میر اجل
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۸۱ - تا با تو شدم ز گردش دهر همال
تا با تو شدم ز گردش دهر همال
هر روز مرا بسر زند دهر همال؟
ای یار مرا بیک زبان ده ره مال
تا بسپارم بچون توئی دو ره مال؟
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۸۲ - دیدم صنمی ز نور باری نه ز گل
دیدم صنمی ز نور باری نه ز گل
دیدم پسری به روی محراب چو گل
زوبین بدور و فکنده آن مهر گسل
از دیده به جان بر زند از دست بدل
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۸۳ - از طعنه و قول دشمن ای مهر گسل
از طعنه و قول دشمن ای مهر گسل
جز باد دگر هیچ نیاید حاصل
گر طعنه او مرا بگرداند دل
اندود توان چشمه خورشید بگل
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۸۴ - هم هست مرا هوای آن زلف بخم
هم هست مرا هوای آن زلف بخم
لیکن تب عشق از نخستین شده کم
دیده که نبیند و فرو بارد نم
گر شادی و گریه بر تند هم خور غم