تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
نسیمی : رباعیات
شماره ۴۹ - نقاش ازل چو نقش بندی آغاز
نقاش ازل چو نقش بندی آغاز
در عالم جان کرد، شنید این آواز
هان تا که جمال نازنینم بکشی
بر کارگه وجود پرورده به ناز
نسیمی : رباعیات
شماره ۵۰ - ای مانده تو بر کنار جویای وسط
ای مانده تو بر کنار جویای وسط
تا چند چو نقطه دور گردی از خط
در می طلبی به قعر دریا (می) شو
سرگشته مباش بر سر آب چو بط
نسیمی : رباعیات
شماره ۵۱ - ذاتی که عبارت است از سی و دو حرف
ذاتی که عبارت است از سی و دو حرف
عین دو جهان است چه مظروف و چه ظرف
یعنی که حقیقت حروف از ذات است
ای منشی علم نحو وی واضع صرف
نسیمی : رباعیات
شماره ۵۲ - خواهی که بیابی از همه چیز وقوف
خواهی که بیابی از همه چیز وقوف
یا در دو جهان به فضل گردی معروف
از صفحه رخساره خوبان شب و روز
می خوان چو نسیمی از خدا علم حروف
نسیمی : رباعیات
شماره ۵۳ - ای روی تو هفت مصحف صانع پاک
ای روی تو هفت مصحف صانع پاک
زین هفت مصور شده آن هفت افلاک
در عالم اعلی بنگر تا حد خاک
جز سی و دو نیست گر تو را هست ادراک
نسیمی : رباعیات
شماره ۵۴ - از خال و خط تو، ای بت بی خط و خال
از خال و خط تو، ای بت بی خط و خال
«از مویه شدم چو موی از ناله چو نال »
شب ها به سر سوزن اندیشه کشم
بر کارگه دیده خیالت به خیال
نسیمی : رباعیات
شماره ۵۵ - چون غنچه گل خنده زنانی، ای دل
چون غنچه گل خنده زنانی، ای دل
تو بی خبر از باد خزانی، ای دل
در راه خدا قدم زدن کار تو نیست
بسیار مپو، نمی توانی، ای دل
نسیمی : رباعیات
شماره ۵۶ - کی گشت مجرد از مجرد حاصل
کی گشت مجرد از مجرد حاصل
ور گشت به قول عام چون شد فاصل؟
از هستی هر شی ء عجبم می آید
از دبدبه ای که شد فلانی واصل
نسیمی : رباعیات
شماره ۵۷ - چون من ز صفت به ذات وصلت کردم
چون من ز صفت به ذات وصلت کردم
ترک ره هفتاد و دو ملت کردم
سیمرغ صفت ز عالم کون و فساد
بر قله قاف قرب عزلت کردم
نسیمی : رباعیات
شماره ۵۸ - من نور تو در جبه ازرق دیدم
من نور تو در جبه ازرق دیدم
وز نور تو چون نور تو مطلق دیدم
چون روی ز غیر حق بگردانیدم
سر تا به قدم وجود خود حق دیدم
نسیمی : رباعیات
شماره ۵۹ - من مستی باده از سبو می بینم
من مستی باده از سبو می بینم
عکس رخ ساقی اندر او می بینم
در جام جهان نما که آن مظهر اوست
هستی و وجود او به او می بینم
نسیمی : رباعیات
شماره ۶۰ - من ذکر تو از مرغ چمن می شنوم
من ذکر تو از مرغ چمن می شنوم
وز لاله و سنبل و سمن می شنوم
تسبیح تو از زبان هر موجودی
من می گویم مدام و من می شنوم
نسیمی : رباعیات
شماره ۶۱ - من بوی تو از گل و سمن می شنوم
من بوی تو از گل و سمن می شنوم
نام تو ز بلبل چمن می شنوم
ذکر تو بود در آفرینش پیدا
من می شنوم همیشه من می شنوم
نسیمی : رباعیات
شماره ۶۲ - در قبضه فضل حق امانت بودیم
در قبضه فضل حق امانت بودیم
بر سطر وجود او کتابت بودیم
خود کرد ظهور در جهان از ی و سین
چون دال شدیم بی خیانت بودیم
نسیمی : رباعیات
شماره ۶۳ - هم مظهر علم لایزالی ماییم
هم مظهر علم لایزالی ماییم
هم مظهر سر ذوالجلالی ماییم
هم آینه ذات کز او ظاهر شد
اوصاف جلالی و جمالی ماییم
نسیمی : رباعیات
شماره ۶۴ - مفتاح در گنج معانی ماییم
مفتاح در گنج معانی ماییم
سرچشمه آب زندگانی ماییم
از باب یقین به حق نشان یافته ایم
گر طالب عینی، این نشانی ماییم
نسیمی : رباعیات
شماره ۶۵ - ای روی تو مصحف حیات دل و جان
ای روی تو مصحف حیات دل و جان
چون روی تو مصحفی کی آمد به جهان
یک موی سر و دو ابرو و چار مژه
سی و دو کتابت است و نامش قرآن
نسیمی : رباعیات
شماره ۶۶ - خورشید ازل بتافت از روزن تن
خورشید ازل بتافت از روزن تن
تا چهره خود ببیند اندر روزن
گوید که چو روزن از میان برخیزد
«من باشم و من باشم و من باشم و من »
نسیمی : رباعیات
شماره ۶۷ - بسیار بگردید و بگردد گردون
بسیار بگردید و بگردد گردون
تا مثل تویی ز باطن آرد بیرون
چون اصل وجود خلق کاف آمد و نون
بیرون مشو از ارادت کن فیکون
نسیمی : رباعیات
شماره ۶۸ - ای ختم همه امام گردیده چو نون
ای ختم همه امام گردیده چو نون
خواهی شد از این عرصه عالم بیرون
در بند تو چون عقل نخستین تواند
از فضل خداوند تو، ما کان یکون