تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۷۲ - دونان، اگرت دونان بدریوزه دهند؛
دونان، اگرت دونان بدریوزه دهند؛
یا در عوض نماز، یا روزه دهند
پایت شکنند، و آنگهی موزه دهند؛
آبت ریزند، و آنگهی کوزه دهند!
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۷۳ - از کوزه شکسته یی گرت بوزه دهند
از کوزه شکسته یی گرت بوزه دهند
مستان، که میت ز جام فیروزه دهند
از غیر مخواه روزیی را کز غیب
گر خودخواهی وگرنه، هر روزه دهند
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۷۴ - غارتگر جان، ز چشم من برد دو رود؛
غارتگر جان، ز چشم من برد دو رود؛
هر یک از چشم من روان کرد دو رود
نخلی دو، تر و تازه ام از باغ رود
کز عیسی و از مریم شان باد درود
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۷۵ - ای بیخبر از خدا، گر آیی، چه شود؟!
ای بیخبر از خدا، گر آیی، چه شود؟!
غافل رفتی، بیخبر آیی، چه شود؟!
با وعده نیامدی و، چشمم بره است؛
بی وعده گرم ز در درآیی، چه شود؟!
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۷۶ - وقت است که گل قدم سوی باغ نهد
وقت است که گل قدم سوی باغ نهد
بلبل پهلو ببستر راغ نهد
باد سحری، لاله ی خونین دل را
در سوک شکوفه پنبه بر داغ نهد
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۷۷ - از کوی تو چون باد صبا میآید
از کوی تو چون باد صبا میآید
بویش بمشامم آشنا میآید
خون دل ما ریخته روزی آنجا
کز خاک درت، بوی وفا میآید
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۷۸ - پیکی که ز کوی یار ما میآید
پیکی که ز کوی یار ما میآید
جان بخش تر از باد صبا میآید
حرفش چو بگوشم آشنا میآید
گیرم که نگوید از کجا میآید!
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۷۹ - ای فوج طبیب را بدوزخ قائد
ای فوج طبیب را بدوزخ قائد
خواهی شودت قیمت مسهل عائد
زر نیست،ولی هر آنچه مسهل خوردم
واپس دهم اکنون مع شیء زائد
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۸۰ - زآن کوی، جواب نامه ی ما ناید
زآن کوی، جواب نامه ی ما ناید
گفتم که بصبر آید، اما ناید!
هر کس که فرستمش من آنجا، ماند
وآنکس که فرستیش تو اینجا، ناید!
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۸۱ - برف آمده و بیخته کافور به بید
برف آمده و بیخته کافور به بید
یا گشته شکوفه از سر شاخ پدید؟!
یا دیده ی یعقوب زمین را کرده
نادیدن روی یوسف مهر سفید
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۸۲ - تا در غم جانان، به لبم جان نرسید
تا در غم جانان، به لبم جان نرسید
آن درد که داشتم، به درمان نرسید
دردا که رسید با هزاران حسرت
جان بر لب و لب بر لب جانان نرسید!
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۸۳ - دردی که بپای جبهه سای تو رسید
دردی که بپای جبهه سای تو رسید
حاشا نه بپاداش جفای تو رسید
گویا بغلط رسید پای تو بچشم
وین درد ز چشم من بپای تو رسید
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۸۴ - سلخ شعبان، میم بدریوزه رسید
سلخ شعبان، میم بدریوزه رسید
از پیر مغان روزی هر روزه رسید
میگفت لبم، چون بلب کوزه رسید
روزی گذران خوش، که مه روزه رسید
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۸۵ - با گل می‌گفت بلبلی زار و نزار
با گل می‌گفت بلبلی زار و نزار
کآمد به چمن بهار و دل تنگ مدار
گل گفت: چو من به باد رفتم، تو به خاک
آید به چمن خواه خزان، خواه بهار!
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۸۶ - میخانه، ز کارگاه مانی خوشتر
میخانه، ز کارگاه مانی خوشتر
مینای می، از برد یمانی خوشتر
این آب، ز آتش جوانی خوشتر
این آتش، از آب زندگانی خوشتر
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۸۷ - پیمانه ی ما پر از شراب اولیتر
پیمانه ی ما پر از شراب اولیتر
این کشتی نوح است، در آب اولیتر
زین هستی و نیستی، بمستی رستم؛
در دیر خراب هم، خراب اولیتر
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۸۸ - ای رفته سوی خلد، ز دامان پدر
ای رفته سوی خلد، ز دامان پدر
وی داده بچنگ غم گریبان پدر
با اینهمه مهربانی آخر دیدی
با جان پدر چه کردی ای جان پدر؟!
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۸۹ - ز آزردن جان خسته جانی بگذر
ز آزردن جان خسته جانی بگذر
از قتل من پیر، جوانی بگذر!
شکرانه ی بازوی توانا، صیاد!
از کشتن صید ناتوانی بگذر!
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۹۰ - امشب دارم بجان ز تن سوز دگر
امشب دارم بجان ز تن سوز دگر
و امروز بدل ناوک دلدوز دگر
ای وای اگر بمن ز هجران گذرد
چون امشب و امروز، شب و روز دگر!
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۹۱ - این پرده که نقش چین خجل کرده نگر
این پرده که نقش چین خجل کرده نگر
زیبش ز بتان ناز پرورده نگر
خاموش، ازین بزم خوش آوازان بین
بی پرده پری رخان درین پرده نگر