تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۹ - در بحر سرشکم از نجوب است حباب
در بحر سرشکم از نجوب است حباب
نی نی که دروست آفرینش پایاب
گردون به هزار کوکب در خوشاب
افتاده بسان صدفی در گرداب
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۱۰ - آئین طلب ز خود پسندان مطلب
آئین طلب ز خود پسندان مطلب
وین شیوه جز از نیازمندان مطلب
بی نقشی ز اهل زهد چندان مطلب
وین نقش ز غیر نقش بندان مطلب
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۱۱ - در غربتم افتاده ز هجران حبیب
در غربتم افتاده ز هجران حبیب
از شدت ضعف گشته با مرگ قریب
یاری نه که آرد بسر خسته طبیب
زاری نه که جوید کفن از بهر غریب
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۱۲ - هر لحظه گر از چرخ جفایی رسدت
هر لحظه گر از چرخ جفایی رسدت
وز حادثه زمان بلایی رسدت
غم نیست گر از مهی جفایی رسدت
سر چون سر زلف او به پایی رسدت
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۱۳ - تا کی ستم و محنت هجران کشمت
تا کی ستم و محنت هجران کشمت
باشد که شبی به بیت الاحزان کشمت
از چاک درون دل ویران کشمت
وانگاه ز دل به خلوت جان کشمت
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۱۴ - دل نیست که در زلف پریشان تو نیست
دل نیست که در زلف پریشان تو نیست
جان نیست که سرگشته هجران تو نیست
گویی که دلت زان منست آن تو نیست
جان آن منست گوئیا جان تو نیست
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۱۵ - در جام بلورین می همچون یاقوت
در جام بلورین می همچون یاقوت
گر یابم و سازم شب و روز آنرا قوت
تا در فلک پیر و سپهر فرتوت
چون هر دو شود حواس و عقلم مبهوت
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۱۶ - ضعفم را آن میان چون مو باعث
ضعفم را آن میان چون مو باعث
قتلم را آن طره هندو باعث
عمرم را آن قامت دلجو باعث
جانم را آن لعل سخنگو باعث
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۱۷ - چشمت که طریق سحر ازو یافت رواج
چشمت که طریق سحر ازو یافت رواج
از بابل و کشمیر همی گیرد باج
عیار صفت ربوده گاه تاراج
از تن ها سر چنانک از سرها تاج
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۱۸ - ساقی به من غمزده پیش آر قدح
ساقی به من غمزده پیش آر قدح
هر چند بود بزرگ بردار قدح
گر زانکه بود سپهر دوار قدح
در یک دو کشش کنم نگونسار قدح
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۱۹ - در عشق مباش پیش رندان گستاخ
در عشق مباش پیش رندان گستاخ
چون بنده بود به نزد سلطان گستاخ
از دوست چو وصل یافت نتوان گستاخ
عاقل بادب باشد و نادان گستاخ
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۲۰ - در عاشقی آن کس که مجرد باشد
در عاشقی آن کس که مجرد باشد
به زانکه به عقل و هش مقید باشد
آن کو ز قبول دم زند رد باشد
ور دعوی نیکویی کند بد باشد
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۲۱ - تو نامدی و مهر فلک جلوه نمود
تو نامدی و مهر فلک جلوه نمود
تو رفتی و مهر بود بر چرخ کبود
آید بر خم خون دل از دیده فرود
از آمدن دیر تو و رفتن زود
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۲۲ - آمد به من خسته ز دلبر کاغذ
آمد به من خسته ز دلبر کاغذ
از مسأله وفا محرر کاغذ
گریان ماندم چو دیده را بر کاغذ
چون اشک روان فرو شدم در کاغذ
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۲۳ - آمد به چمن قافله باد بهار
آمد به چمن قافله باد بهار
از سنبل تر نافه چین بسته بتار
از غنچه که کرده بیضه نرگس اظهار
گویا که به چشمش از رمد هست غبار
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۲۴ - جانا دستت یکدمم از دوش مبر
جانا دستت یکدمم از دوش مبر
وز نکته دهان خودم از گوش مبر
رخ از رخ و گردنم ز آغوش مبر
از جسمم روح و از تنم هوش مبر
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۲۵ - ساقی نه ز آب تلخ کز آتش تیز
ساقی نه ز آب تلخ کز آتش تیز
یکرطل گران سوی من آور برخیز
گر زانکه ز توبه ات شوم عذرانگیز
انداز به آستین و در حلقم ریز
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۲۶ - ساقی بقدح می طربناک انداز
ساقی بقدح می طربناک انداز
عکس رخ پاک در می پاک انداز
بس شور و شغب در من بی باک انداز
زان غلغله در گنبد افلاک انداز
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۲۷ - رفتی و بچشمم از تو تابست هنوز
رفتی و بچشمم از تو تابست هنوز
چشمم ز خیال تو پرآبست هنوز
تن زاتش عشق تو کبابست هنوز
باز آ که دل از غمت خرابست هنوز
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۲۸ - رفتی و دل از غمت فگارست هنوز
رفتی و دل از غمت فگارست هنوز
وز شوق تو چشمم اشکبارست هنوز
واگرد که جان ز هجر زارست هنوز
باز آی که دل در انتظارست هنوز