تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۴۹ - سر رشته اهل زهد بگسل ایدل
سر رشته اهل زهد بگسل ایدل
در دیر فنا بساز منزل ایدل
جز مطرب و می مجوی حاصل ایدل
یک یک گفتم گوش کن ایدل ایدل
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۵۰ - تا اندر دل تاب و توانی بودم
تا اندر دل تاب و توانی بودم
تا در بدن از روح نشانی بودم
دل مایل حسن دلستانی بودم
جان واله آشوب جهانی بودم
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۵۱ - آگاه نگشتم که درین دیر کیم
آگاه نگشتم که درین دیر کیم
یا خود چیم و از چیم و بهر چیم
معلومم نی که آدمی یا ز میم
یا خاک زمین ز من چسان آدمیم؟
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۵۲ - از محنت عاشقی به جانم چه کنم؟
از محنت عاشقی به جانم چه کنم؟
دیوانه و رسوای جهانم چه کنم؟
صبرست مرا چاره و دانم چه کنم؟
دانم چه کنم چون نتوانم چه کنم؟
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۵۳ - گر زهر غمم کند هلاک ای ساقی
گر زهر غمم کند هلاک ای ساقی
تریاک میم دهی چه باک ای ساقی
دل شد چو ز توبه جرمناک ای ساقی
آن جرم به باده شوی باک ای ساقی
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۵۴ - در دیر گرت هواست نوشیدن می
در دیر گرت هواست نوشیدن می
با مغبچگان بلحن چنگ و دف و نی
ممکن نبود اگر چه باشم جم و کی
بی همت پیر دیر و بی رخصت وی
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۵۵ - بر شوخی ازین عشوه گران ای ساقی
بر شوخی ازین عشوه گران ای ساقی
پنهان به تو هستم نگران ای ساقی
پر ساز سبک رطل گران ای ساقی
بیهوشم کن چون دگران ای ساقی
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۵۶ - در فصل خزان برگ رزان ای ساقی
در فصل خزان برگ رزان ای ساقی
شد کارگه رنگرزان ای ساقی
زان می که خوری دهم ازان ای ساقی
تا نوشم از آن مزان مزان ای ساقی
مجد همگر : معمیات
شماره ۲ - اعداد حروف نام آن دلبر چست
اعداد حروف نام آن دلبر چست
چون بخش کنی سیصد و شصت است درست
حرف سومش ز یک چهارم حرف است
و ثانی حرف شش یکی حرف نخست
مجد همگر : معمیات
شماره ۶ - مرغی که به کوه جای گیرد یا دشت
مرغی که به کوه جای گیرد یا دشت
نامش به حساب جمله آمد ده و هشت
هر چار حروف نامش ار قلب کنی
هر چند که هجده است حالی ده گشت
مجد همگر : رباعیات
شماره ۱ - ای چرخ هزار دیده دون دوتا
ای چرخ هزار دیده دون دوتا
از دیده بیخواب منت نیست حیا
صبح دومت بگوی کز بهر خدا
گرجان منی یا نفسم زود برآ
مجد همگر : رباعیات
شماره ۲ - دیدمش چو سرو سهی آن سبز قبا
دیدمش چو سرو سهی آن سبز قبا
بر دست گرفته باشه صید ربا
با باشه چو باد صید جویان بگذشت
او مرغ دلم ربود و آن مرغ هوا
مجد همگر : رباعیات
شماره ۳ - ای باد چو بگذری به موصل ما را
ای باد چو بگذری به موصل ما را
یاد آر و سلام کن رضی بابا را
گوئی تو جهودم ار فراموش کنم
یاد تو مسلمان و بت ترسا را
مجد همگر : رباعیات
شماره ۴ - گر طعنه همی زنی من شیدا را
گر طعنه همی زنی من شیدا را
در آینه بنگر آن رخ زیبا را
تا شیفته و سغبه تر از من گردی
وانگه نکنی بیش ملامت ما را
مجد همگر : رباعیات
شماره ۵ - با آنکه به روی خوب پشتی ما را
با آنکه به روی خوب پشتی ما را
نرمی همگان را و درشتی ما را
هر دم گوئی به دم ترا زنده کنم
من دم نخرم برو که کشتی ما را
مجد همگر : رباعیات
شماره ۶ - یاری که بدوست سربلندی ما را
یاری که بدوست سربلندی ما را
وز دوری اوست مستمندی ما را
می گفت چو در دل خرابم بنشست
کآخر به خراب درفکندی ما را
مجد همگر : رباعیات
شماره ۷ - گیرم که اثر نماند یارب ها را
گیرم که اثر نماند یارب ها را
درمان نکنی به پرسشی تب ها را
روزی دو به وعده خوشم زنده بدار
کز بهر تو زنده داشتم شبها را
مجد همگر : رباعیات
شماره ۸ - ای سرو که در چمن بر آورد ترا؟
ای سرو که در چمن بر آورد ترا؟
وی غنچه که از پرده برون کرد ترا؟
با من چو گل و سرو نئی تازه و راست
ای سرو گلندام که پرود ترا؟
مجد همگر : رباعیات
شماره ۹ - آن مادر شوم فرج چون زاد ترا
آن مادر شوم فرج چون زاد ترا
از گنجه به شیراز فرستاد ترا
آن دایه خونخواره سگسان به غذا
شیر سگ به خون خوک می داد ترا
مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۰ - ای صبر چه تخمی که بکارند ترا
ای صبر چه تخمی که بکارند ترا
جز روز چنین یاد نیارند ترا
امروز که نوبت غم آمد مگریز
کز بهر چنین روز گذارند ترا