تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۵۰ - صبحست و خروش بلبلان می آید
صبحست و خروش بلبلان می آید
برخیز که سنگ در فغان می آید
این ناله مرغان سحر پیغامیست
کز بیداران به خفتگان می آید
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۵۱ - آشفته مجلس تو جا نشناسد
آشفته مجلس تو جا نشناسد
بیگانه ببیند آشنا نشناسد
آنجا که عنایت تو گوید بنشین
مشتاق تو کام اژدها نشناسد
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۵۲ - اهلی ز میان سنگ بیرون آید
اهلی ز میان سنگ بیرون آید
وآنهم به هزار رنگ بیرون آید
یک ذره صفای دل اگر یافت شود
از زیر هزار زنگ بیرون آید
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۵۳ - در قرب به صد بلان قرین باید بود
در قرب به صد بلان قرین باید بود
پروانه خوی آتشین باید بود
تسلیم به ایمای نظر باید شد
سر بر کف و جان در آستین باید بود
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۵۴ - یادم به کنایت جگرسوز کند
یادم به کنایت جگرسوز کند
گرمم به حدیث غیرت افروز کند
از گوشه چشم اندک اندک بیند
ترسد که عنایتم بدآموز کند
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۵۵ - مرسوم رهی که فقر ازان خاسته شد
مرسوم رهی که فقر ازان خاسته شد
باطن به ریاضت وی آراسته شد
هرماه چو مرگ دشمنت دیر رسید
هر روز چو عمر حاسدت کاسته شد
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۵۶ - آن عیش که جمله عیش ها راست کلید
آن عیش که جمله عیش ها راست کلید
نابوده و نارسیده صد بار رمید
برقیست که تا نمود دیدار گذشت
مرغیست که تا نشست بر بام پرید
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۵۷ - فردا که نه دوزخ نه شقی خواهد ماند
فردا که نه دوزخ نه شقی خواهد ماند
نه گرمی یار مشرقی خواهد ماند
پروانه ز شعله بال و پر خواهد ساخت
نی معشوقی نه عاشقی خواهد ماند
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۵۸ - جستم ز بلا بلا پناهم دادند
جستم ز بلا بلا پناهم دادند
در قلب جفا گریزگاهم دادند
بستند ره نجاتم از هر طرفی
وآنگه به سر کوی تو راهم دادند
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۵۹ - تا سایه خامه ات به حرفم افتاد
تا سایه خامه ات به حرفم افتاد
روح اللهم از صحیفه برداشت سواد
مجموعه دوستان ز من بود سقیم
اعجاز سر کلک توام صحت داد
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۶۰ - نی طعم می است تا دگرگون گردد
نی طعم می است تا دگرگون گردد
نی خم که تهی شود چو وارون گردد
صد روزن اگر ببندی و بگشایی
کی پرتو خور ناقص و افزون گردد
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۶۱ - هر محنت و غم که سر به جانت دادند
هر محنت و غم که سر به جانت دادند
مفتاح نشاط جاودانت دادند
از خلعت هستیت مرتب کردند
از هستی خود اگر نشانت دادند
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۶۲ - تو هیچ بدی که جسم و جانت دادند
تو هیچ بدی که جسم و جانت دادند
بر کسب عمل تاب و توانت دادند
از داده و ناداده شکایت چه کنی؟
کان چیز که هست رایگانت دادند
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۶۳ - قابل تویی از تاب و توانت دادند
قابل تویی از تاب و توانت دادند
ناقص تو اگر ضعف و هوانت دادند
کردند نظر به قدر استعدادت
هرچیز که خواستی همانت دادند
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۶۴ - گر دل به فریب نفست از پا برود
گر دل به فریب نفست از پا برود
مگذار که نیم گام از جا برود
با مسکنت تو گر نمی سازد نفس
پیش قدمش کفش بنه تا برود
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۶۵ - عاقل به حدیث نفس گمره نشود
عاقل به حدیث نفس گمره نشود
بی سعی خرد نزاع کوته نشود
آهسته چنان بزی که چون راه روی
از رفتن تو سایه ات آگه نشود
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۶۶ - شوخی که نگاه بر عذارش بندند
شوخی که نگاه بر عذارش بندند
شمعی است که بر شعله تارش بندند
تا چند شکفته ماند آن دسته گل
کز شاخ بچینند و به خارش بندند
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۶۷ - لعل تو ز طبله شهد بر گوشه کشید
لعل تو ز طبله شهد بر گوشه کشید
خط عسلیت گرد رخ گشت پدید
یا عکس شفق به دامن صبح افتاد
یا پرتو خورشید به خورشید تنید
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۶۸ - از کاسه و کوزه جوی جیحون نشود
از کاسه و کوزه جوی جیحون نشود
این کار بجز ز فیض گردون نشود
موسی شو و کف ز جیب خود آر برون
از کیسه کس فقیر قارون نشود
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۶۹ - هرکس ز خودی و خودستایی گردید
هرکس ز خودی و خودستایی گردید
از کبر گذشت و کبریایی گردید
هر مرد که سر به حلقه عجز سپرد
سرحلقه مردان خدایی گردید