تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۶۹ - کس جا بدل فتادگان تا نکند
کس جا بدل فتادگان تا نکند
معراج سوی عالم بالا نکند
نخل از رفعت بر آسمان سرنکشد
تا در دل خاک خویش را جا نکند
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۷۰ - درد دل خسته را، نگفتن چه کند؟
درد دل خسته را، نگفتن چه کند؟
این رنگ شکسته را، نهفتن چه کند؟
خندیدن من، کدورت از دل نبرد
داغ دل لاله را، شکفتن چه کند؟!
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۷۱ - جاهل، چو هوس بچتر شاهی فگند
جاهل، چو هوس بچتر شاهی فگند
درویش، نظر بگاهگاهی فگند
درویش، ز سایه هما سر دزدد
ماننده داغی که سیاهی فگند
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۷۲ - طفلان، که فرح فزا و غم کاهانند
طفلان، که فرح فزا و غم کاهانند
از محنت ایام نه آگاهانند
معلوم ز نقاره اطفالم شد
کاین طایفه در عالم خود شاهانند
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۷۳ - گر باده غم نصیب ما زین خم بود
گر باده غم نصیب ما زین خم بود
در خنده بیباکی ما غم گم بود
ممنون عطای کس نگشتیم، جز این
کاین خنده ما ز کیسه مردم بود
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۷۴ - گر قبله دل، نه کوی آن شاه بود
گر قبله دل، نه کوی آن شاه بود
کی سجده تو قبول درگاه بود؟
تکبیر نماز اهل عرفان اینجا
تکبیر فنای ما سوی الله بود!
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۷۵ - از خوی درشت، دوست نایاب شود
از خوی درشت، دوست نایاب شود
دشمن بملایمت ز احباب شود
نرمیست که نرم میکند سختان را
آخر در آب کوزه، یخ آب شود
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۷۶ - تا از دم گرمی سخنی سر نشود
تا از دم گرمی سخنی سر نشود
دل از ایمان ترا منور نشود
ایمان اخگر، دل سیاه انگشت است
بی دم انگشت هرگز اخگر نشود!
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۷۷ - با خلق الفت، دماغ سازی خواهد
با خلق الفت، دماغ سازی خواهد
روی دل میهمان نوازی خواهد
چون مردم چشم، دید و وادید کسان
پیوسته در خانه بازی خواهد
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۷۸ - هر کس که در این زمانه عزت جوید
هر کس که در این زمانه عزت جوید
باید که ره دروغگویی پوید
عینک ز آن رو دو چشم مردم شده است
کز نیک و بند آنچه بیند افزون گوید
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۷۹ - زاد ره مرگ، گریه و آه ببر
زاد ره مرگ، گریه و آه ببر
از بیم گناه، روی چون کاه ببر
ره خود نبری بطاعت حق واعظ
باری بگناه خویشتن راه ببر
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۸۰ - از کار جهان، بترک و تجرید گذر
از کار جهان، بترک و تجرید گذر
از مطلب روزگار نومید گذر
چون سایه دیوار خرابیست جهان
زین سایه دیوار چو خورشید گذر
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۸۱ - از خانه خراب کردن خلق به زور
از خانه خراب کردن خلق به زور
هرگز نشود خانه ظالم معمور
آن کس که کند جامه ز تن مردم را
حاشا که رود با کفن خویش به گور
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۸۲ - تاکی ز شراب خواب مستی، برخیز!
تاکی ز شراب خواب مستی، برخیز!
از بستر نرم تن پرستی، برخیز!
با بانگ بلند، شب خروسان گویند:
ننشسته ز پا شعله هستی، برخیز!
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۸۳ - در مکتب عقل، خود کتاب خود باش
در مکتب عقل، خود کتاب خود باش
در فکر سئوال حق، جواب خود باش
در پای حساب، تا نمانی فردا
زنهار امروز، سر حساب خود باش
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۸۴ - ای آنکه ترا خوش غلیانیست تلاش
ای آنکه ترا خوش غلیانیست تلاش
با فکر نی و شیشه دلت راست معاش
در فکر صفای شیشه غلیان چند؟
در فکر صفای شیشه دل هم باش!
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۸۵ - مو، جوهر تیغ ابروی دلجویش
مو، جوهر تیغ ابروی دلجویش
مژگان، پر تیر غمزه جادویش
در صید دل، آن خال سیه بر رویش
سنگی ز کمان گروهه ابرویش
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۸۶ - ای ازلم ولانسلمت، خلق به تنگ
ای ازلم ولانسلمت، خلق به تنگ
در فن جدل، بسته دل سخت تو زنگ
از بحث و جدل، کسی نگردد فاضل
این ملک نمیتوان گرفتن با جنگ
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۸۷ - در دیده چرغت، ای جهان فرهنگ
در دیده چرغت، ای جهان فرهنگ
خرگاه فلک، طماقه سان باشد تنگ
گویی بسته است زنگ در شیوه صید
در چنگل او تپد چو با ناله کلنگ
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۸۸ - چرغ تو که در صید ندانسته درنگ
چرغ تو که در صید ندانسته درنگ
بر تندی اوست وسعت گردون تنگ
خاکستر باد برده را میماند
در پیش هوای بال او فوج کلنگ