تعداد ۵۴۰۳ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۲۷ - دست و کف و پای پیران پر کلخج
دست و کف و پای پیران پر کلخج
ریش پیران زرد از بس دود نخج
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۲۸ - گر خوری از خوردن افزایدت رنج
گر خوری از خوردن افزایدت رنج
ور دمی مینو فراز آوردت و گنج
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۲۹ - گفت: خیز اکنون و سازه ره بسیچ
گفت: خیز اکنون و سازه ره بسیچ
رفت باید، ای پسر، ممغز تو هیچ
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۳۰ - آهو از دام اندرون آواز داد
آهو از دام اندرون آواز داد
پاسخ گرزه به دانش باز داد
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۳۱ - پادشا سیمرغ دریا را ببرد
پادشا سیمرغ دریا را ببرد
خانه و بچه بدان تیتو سپرد
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۳۲ - اندر آن شهری که موش آهن خورد
اندر آن شهری که موش آهن خورد
باز پرد در هوا، کودک برد
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۳۳ - از فراوانی، که خشکا مار کرد
از فراوانی، که خشکا مار کرد
زن نهان مر مرد را بیدار کرد
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۳۴ - آنگهی گنجور مشک آمار کرد
آنگهی گنجور مشک آمار کرد
تا مرو را زان بدان بیدار کرد
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۳۵ - چونکه مالیده بدو گستاخ شد
چونکه مالیده بدو گستاخ شد
کار مالیده بدو در واخ شد
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۳۶ - چون که نالنده بدو گستاخ شد
چون که نالنده بدو گستاخ شد
تن درستی آمد و در واخ شد
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۳۷ - کرد روبه یوزواری یک ز غند
کرد روبه یوزواری یک ز غند
خویشتن را زان میان بیرون فگند
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۳۸ - مرد دینی رفت و آوردش کنند
مرد دینی رفت و آوردش کنند
چون همی مهمان در من خواست کند
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۳۹ - گنبدی نهمار بر برده، بلند
گنبدی نهمار بر برده، بلند
نه ستونش از برون، نه زیر بند
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۴۰ - روز جستن تازیانی چون نوند
روز جستن تازیانی چون نوند
روز دن چون شست ساله سودمند
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۴۱ - روز جستن تازیانی چون نوند
روز جستن تازیانی چون نوند
بیش باشد تا تو باشی سودمند
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۴۲ - گر بزان شهر با من تاختند
گر بزان شهر با من تاختند
من ندانستم چه تنبل ساختند؟
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۴۳ - نان آن مدخل ز بس زشتم نمود
نان آن مدخل ز بس زشتم نمود
از پی خوردن گوارشتم نبود
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۴۴ - گفت دینی را که: این دینار بود
گفت دینی را که: این دینار بود
کین فراکن موش را پروار بود
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۴۵ - زن چو این بشنیده شد خاموش بود
زن چو این بشنیده شد خاموش بود
کفشگر کانا و مردی لوش بود
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۴۶ - سرخی خفچه نگر از سرخ بید
سرخی خفچه نگر از سرخ بید
معصفر گون، پوشش او خود سفید