تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۶۹ - عیش گیتی پر نمک و شور و شر است
عیش گیتی پر نمک و شور و شر است
کیفیت از این شراب جستن غلط است
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۱۵۷ - از ضعف چنانم، که چو گریم ز غم او
از ضعف چنانم، که چو گریم ز غم او
خون جگرم رنگ بمنزل نرساند
یغمای جندقی : مراثی و نوحه‌ها
شمارهٔ ۶۲ - نوحه سینه زنی به شکل رباعی
تا ماریه شد حریر پوش از دم تو
پوشد نه همین کعبه سیاه ازغم تو
صباغ ازل طراز نه اطلس چرخ
بر نیل عزا کشید در ماتم تو
یغمای جندقی : مراثی و نوحه‌ها
شماره ۶۳ - چو از گردش چرخ زینت عرش برین
چو از گردش چرخ زینت عرش برین
از عرشه زین فتاد بر فرش زمین
از فرش غبار خاکیان خاست به عرش
عرش از در غم به فرش شد خاک نشین
یغمای جندقی : مراثی و نوحه‌ها
شماره ۶۴ - از خیل بشر آه به گردون خیزد
از خیل بشر آه به گردون خیزد
از چشم ملک به چشم ها خون خیزد
در ماتمت آه و اشک اگر اینستی
آتش به فلک سیل ز هامون خیزد
یغمای جندقی : مراثی و نوحه‌ها
شماره ۶۵ - ای بر تن تو جامه جان چاک دریغ
ای بر تن تو جامه جان چاک دریغ
آرام زمین جنبش افلاک دریغ
تو کشته به تیغ و کین و من زنده فسوس
من زنده و پیکر تو در خاک دریغ
یغمای جندقی : مراثی و نوحه‌ها
شماره ۶۶ - خم پشت سپهر از قد موزون حسین
خم پشت سپهر از قد موزون حسین
مه نیلی پوش از رخ گلگون حسین
این عکس شفق نیست بر اطراف افق
بگرفته گریبان فلک خون حسین
یغمای جندقی : مراثی و نوحه‌ها
شماره ۶۷ - ماند آه بهین گوهر دریای حیات
ماند آه بهین گوهر دریای حیات
ممنوع برای دم آبی ز جهات
وقت مدد است جوشی ای قلزم اشک
گاه کرم است موجی ای شط فرات
یغمای جندقی : مراثی و نوحه‌ها
شماره ۶۸ - در سوگ تو آسمان زمین زیر و زبر
در سوگ تو آسمان زمین زیر و زبر
دشت خسک اولی و تل خاکستر
تا در شکنم جهان جهان خار به پای
تا بر فکنم فلک فلک خاک به سر
یغمای جندقی : مراثی و نوحه‌ها
شماره ۶۹ - از هفت سپهر اگر چه افزون گریم
از هفت سپهر اگر چه افزون گریم
بر کشته هفتاد و دو تن چون گریم
یک چشم سزای لعل بی آب تو نیست
هفتاد هزار سال اگر خون گریم
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱ - کثرت افزود، وحدت ار کاست ترا
کثرت افزود، وحدت ار کاست ترا
جرم از سیه و سفید اشیاست ترا
گادن بینی ولی معطل دارد
این طرفه سیاه دانه و ماست ترا
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۲ - جائی که خورد ناخن مطرب به رباب
جائی که خورد ناخن مطرب به رباب
و آنجا که بود به دست ساقی می ناب
صد کله کاووس به یک کاسه چنگ
صد جامه جمشید به یک جام شراب
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۳ - یاران ریا به پرده، چه شیخ و چه شاب
یاران ریا به پرده، چه شیخ و چه شاب
مستانه کشند از لب ساغر می ناب
تا نکهت می به حیلت از وی برود
بی پرده همی کشند سجاده به آب
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۴ - برغنچه لعلش خار خط دوخت نقاب
برغنچه لعلش خار خط دوخت نقاب
بر سوری و نسرینش خسک بست حجاب
دل ها خون کرد از مژه بر خاک افشاند
این خارخسک طرفه گلی داد به آب
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۵ - سردار اگر چند به شمشیر ادب
سردار اگر چند به شمشیر ادب
خون خوردن این خران جهادی است عجب
خون ریز چو ماکز...ز شهود
نه شیر شتر خواه و نه دیدار عرب
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۶ - آنجا که زیاد و کم قدح نوش شراب
آنجا که زیاد و کم قدح نوش شراب
ساقی به حریف سفله پیما می ناب
خردی و بزرگی منگر می ده از آنک
به یک ده آباد ز صد شهر خراب
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۷ - زی خمکده خواندم ار فلانکس به شتاب
زی خمکده خواندم ار فلانکس به شتاب
بی مصلحتی مدان درنگی به عتاب
رسم است که خر بر به عروسی طلبند
چون هیمه همی ضرورت افتد یا آب
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۸ - می کرد ز قسمت ازل بخت خراب
می کرد ز قسمت ازل بخت خراب
با دیده جدل قرعه زدند اصل صواب
افتاد به دیده روز و شب بیداری
شد قسمت بخت جاودان قرعه خواب
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۹ - بگشاد خدا چو خلق آدم را دست
بگشاد خدا چو خلق آدم را دست
بر پای ستاد چو آمد از نیست به هست
زد تیزی و عطسه ای وزان عطسه و تیز
تمثال ملک نقش بنی آدم بست
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۰ - مفتی که به علم و عدل و عرفان سمراست
مفتی که به علم و عدل و عرفان سمراست
دین باره و شرع باز و پرهیزگر است
گر سیمش به سنگ آزمون بر سنجند
...به تر از هزار ...به تر است