تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۹۱ - کوچک شده سر بزرگ با دستارش
کوچک شده سر بزرگ با دستارش
زین کاستی افزود ولی پندارش
پریده به نسر چرخ از باد و بروت
گوئی که کلاغ ریده بر دیوارش
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۹۲ - در میکده گه جزو خدا نالان باش
در میکده گه جزو خدا نالان باش
گه در مسجد مرید خودبالان باش
تابو که کشی اسب مراد اندر زین
دوران همه هر که خر تواش پالان باش
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۹۳ - در دولت دیر پای سلطان ملوک
در دولت دیر پای سلطان ملوک
خاقان که دو کیهانش یکی شهر و بلوک
گشتیم به همت کله گوشه فقر
بی منت تاج و تخت سلطان سلوک
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۹۴ - گفتی که به مشت هاک من بعد هلاک
گفتی که به مشت هاک من بعد هلاک
غفران بارد به عهد خود ایزد پاک
خاک است آری در خور بخشایش لیک
...تو کان آتشی نی کف خاک
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۹۵ - ای صوفی و مفتی از من راست مقال
ای صوفی و مفتی از من راست مقال
درگوهر و خوی خود مبافید سوال
دیوانه تری در همه حال از همه کس
...تری از همه کس در همه حال
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۹۶ - سردار که بی نظام و سرهنگ و جدال
سردار که بی نظام و سرهنگ و جدال
در بست بهم سپه وران را دم ویال
با آن همه یال بندیش رم کرده است
زان توپ نگاه و تیپ زلف و خط و خال
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۹۷ - از بنگه اعتقاد نز راه حیل
از بنگه اعتقاد نز راه حیل
آنرا که موافق اوفتد گفت و عمل
کامل شمریم و رستگار اندیشیم
خود خویش پرست اگر خدای عزوجل
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۹۸ - یغما من و بخت و شادی وغم با هم
یغما من و بخت و شادی وغم با هم
کریدم سفر به ملک هستی ز عدم
چون نو سفران ز گرد ره بخت بخفت
شادی سر خود گرفت من ماندم و غم
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۹۹ - در وسمه کشی چو ابروی خنجر فام
در وسمه کشی چو ابروی خنجر فام
افزون گردد خیره کش و خون آشام
شمشیر یلان کشد چو یازی ز غلاف
تیغ تو خورد خون چو در آید به نیام
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۰۰ - ایزد دهد ار دولت دارای ریم
ایزد دهد ار دولت دارای ریم
وان گه بخلی فزون ز کاووس کیم
با بخل چنین دولت سرشار چنان
بینی به دو روز رهن یک جرعه میم
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۰۱ - کج کج منگر در من شمشیر نیم
کج کج منگر در من شمشیر نیم
وحشت مکن از شکار من شیر نیم
با آنکه سگم، بر آستان بارم ده
بیگانه مشو که آشناگیر نیم
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۰۲ - سردار اسرار مسالک آن سه مقام
سردار اسرار مسالک آن سه مقام
کآن هر سه نشان بر بدل افتادش بنام
این جمع ندانند مگر وایابی
از تفرقه و سوخته وپخته و خام
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۰۳ - سردار ز روی ذوق نز سوق کلام
سردار ز روی ذوق نز سوق کلام
در مشرب من بهشت ره باده حرام
بی شاهد و بی ندامه با کار و به ترس
افراط می نه پخته با سفله خام
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۰۴ - بیش از همه کس و از همه کس کم مائیم
بیش از همه کس و از همه کس کم مائیم
رانده و مانده دوده آدم مائیم
قومی به عرب غریب و قومی به عجم
غربت زده در تمام عالم مائیم
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۰۵ - از پیر خرابات نبرم به ستم
از پیر خرابات نبرم به ستم
در شیخ مناجات نبندم به کرم
چون برم چون کفر و پس آنگه به خدای
کی بندم کی سجود و آنگه به صنم
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۰۶ - شیخ خشک از صوفی تر نشناسم
شیخ خشک از صوفی تر نشناسم
وز بی بصری کور ز کر نشناسم
در پوزش من اسب متازید ایراک
دیری است که تا گاو ز خر نشناسم
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۰۷ - از آتش نی دوزخی افروخته‌ام
از آتش نی دوزخی افروخته‌ام
وز آن آتش بهشت‌ها توخته‌ام
این پایگه بلند از آن خدمه پست
زآن است که... در او سوخته‌ام
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۰۸ - در مشرب شور و تلخ پا بستش بین
در مشرب شور و تلخ پا بستش بین
از باده نای و نوش سرمستش بین
پا بر سر عرض اگر نهد عذرش به
مسکین سر خیک شیره در دستش بین
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۰۹ - زین خر گله میش پوش افزون طلبان
زین خر گله میش پوش افزون طلبان
بز گیر وجوه وقف روزان و شبان
غافل کش از این قوچ شدن مالد شاخ
سگ را چو اجل رسد خورد نان شبان
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۱۰ - زان زلف و ذقن چیست فلک پیمودن
زان زلف و ذقن چیست فلک پیمودن
با ناله و از اشک زمین فرسودن
این در پی آن باد به چنبر بستن
آن از غم این آب به هاون سودن