تعداد ۵۴۰۳ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۴۷ - چون کشف انبوه غوغایی بدید
چون کشف انبوه غوغایی بدید
بانگ وژخ مردمان، خشم آورید
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۴۸ - سر فرو بردم میان آبخور
سر فرو بردم میان آبخور
از فرنج منش خشم آمد مگر
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۴۹ - خور به شادی روزگار نوبهار
خور به شادی روزگار نوبهار
می گسار اندر تکوک شاهوار
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۵۰ - داشتی آن تاجر دولت شعار
داشتی آن تاجر دولت شعار
صد قطار سار اندر زیر بار
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۵۱ - مرد مزدور اندر آغازید کار
مرد مزدور اندر آغازید کار
پیش او دوستان همی زد بی کیار
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۵۲ - آشکوخد بر زمین هموارتر
آشکوخد بر زمین هموارتر
هم چنان چون بر زمین دشوارتر
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۵۳ - از تو دارم هر چه در خانه خنور
از تو دارم هر چه در خانه خنور
وز تو دارم نیز گندم در کنور
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۵۴ - گرسنه روباه شد تا آن تبیر
گرسنه روباه شد تا آن تبیر
چشم زی او برده، مانده خیر خیر
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۵۵ - آتشی بنشاند از تن تفت و تیز
آتشی بنشاند از تن تفت و تیز
چون زمانی بگذرد، گردد گمیز
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۵۶ - وز چکاوک نوف بینی رستخیز
وز چکاوک نوف بینی رستخیز
دشت برگیرد بدان آوای تیز
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۵۷ - چون گل سرخ از میان پیلگوش
چون گل سرخ از میان پیلگوش
یا چو زرین گوشوار از خوب گوش
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۵۸ - شیر خشم آورد و جست از جای خویش
شیر خشم آورد و جست از جای خویش
و آمد آن خرگوش را الفغده پیش
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۵۹ - ابله و فرزانه را فرجام خاک
ابله و فرزانه را فرجام خاک
جایگاه هر دو اندر یک مغاک
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۶۰ - موی سر جغبوت و جامه ریمناک
موی سر جغبوت و جامه ریمناک
از برون سو باد سرد و بیمناک
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۶۱ - زد کلوخی بر هباک آن فزاک
زد کلوخی بر هباک آن فزاک
شد هباک او به کردار مغاک
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۶۲ - از دهان تو همی آید غشاک
از دهان تو همی آید غشاک
پیر گشتی ریخت مویت از هباک
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۶۳ - خشم آمدش و همان گه گفت: ویک
خشم آمدش و همان گه گفت: ویک
خواست کورا برکند از دیده کیک
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۶۴ - ماده گفتا: هیچ شرمت نیست، ویک
ماده گفتا: هیچ شرمت نیست، ویک
بس سبکباری، نه بد دانی، نه نیک
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۶۵ - دم سگ بینی ابا بتفوز سگ
دم سگ بینی ابا بتفوز سگ
خشک گشت، کش نجنبد هیچ رگ
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۶۶ - چون فراز آید بدو آغاز مرگ
چون فراز آید بدو آغاز مرگ
دیدنش بیگار گرداند مجرگ