دایره ات امشب مامن پاک خداست
خلوت دیدار یاراست و همه از جنس ماست
با تو بودن در خم زلف تو ماندن تا الست
چشم بینا ، جان پاک، مست خدا
ذره ذره ایمان شدم، جزء به جزء از جنس دوست
در نگاهی از جنس تان ، من خود من شدم
همه شعراست و آواز، رقص کهکشان است
صلحم از جنس صلح، از جنس هستی
اینجا پاسخ همه حیرانی من
عاقبت گشتم خلاص از گمگشتگی ها
از جستن نوشداروی گم گشته من....
شاکرم بارالاها ، رب نورانی من ، سلول به سلول ، موی به موی
رقصان و شاداب آمدم