تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید

دایره ات امشب مامن پاک خداست

خلوت دیدار یاراست و همه از جنس ماست

با تو بودن در خم زلف تو ماندن تا الست

چشم بینا ، جان پاک، مست خدا

ذره ذره ایمان شدم، جزء به جزء از جنس دوست

در نگاهی از جنس تان ، من خود من شدم

همه شعراست و آواز، رقص کهکشان است

صلحم از جنس صلح، از جنس هستی

اینجا پاسخ همه حیرانی من

عاقبت گشتم خلاص از گمگشتگی ها

از جستن نوشداروی گم گشته من....

شاکرم بارالاها ، رب نورانی من ، سلول به سلول ، موی به موی

رقصان و شاداب آمدم




نوشته بعدی:الست
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
تصویر مجموعه
بهار ۱۴۰۴/۱۰/۶
آخرین عشق
آخرین حسرت
آخرین اشک
تصویر مجموعه
باغ زمستانی ۱۴۰۴/۹/۳۰
توضیحی برای این مجموعه نوشته نشده است.
تصویر مجموعه
باغ زمستانی دو ۱۴۰۴/۱۰/۳
باغ زمستانی چند صباحی ست دستچینی از دست نوشته هایم از دهه های هفتاد و هشتاد و نود خورشیدی در سه فصل گرد اوردم بجهت یادگار از باغ اول زمستانی و اقرار به ظلمانی شب و گمگشته بودن عشق در عهد تاریکی و
در پس اندیشه و آمال ها،میان انبوهی از سیاه مشق های روزانه و سالانه ، اولین دفتر و گزیده ای از دست نوشته ها بجهت یادگار و پاسخ به خواست دوستان پاک سرشت ، حصل دهه های هفتاد و هشتاد و نود زندگی در سه فصل منتشر گردید ، تقدیم به همه عزیزان و عزیزترین های زندگی.
، از عشق گفتن ها ، از مام میهن و تاریکی و شب سرما و عداوت
از دوست گفتن ها ، از فوران احساس در پس کوچه ای ، پهنادشت کویر را سرودن...
برگ سبزی تحفه چشمان درویش شما

امید که رضا افتد یاران را